دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٩٥
| ابن فرضی جلد: ٤ شماره مقاله:١٥٩٥ |
اِبْنِ فَرَضى، ابوالوليد (يا ابومحمد) عبدالله بن محمد بن يوسف ابن نصر
ازدي (٣٥١-٤٠٣ق/٩٦٢-١٠١٢م)، مورخ، اديب، محدث و قاضى مالكى مذهب اندلس.
نياي وي يوسف بن نصر از مردم استجه١ بود كه سپس در قرطبه مسكن گزيد و
پسرش محمد (د جماديالا¸خر ٣٦٥/ فورية ٩٧٦)، پدر ابن فرضى، در همانجا به تحصيل
علم پرداخت و در حساب و فرائض چندان مهارت يافت كه او را بدان علم منسوب
كردند و فرضى ناميدند (ابن ابار، ١/٣٦٨، ٣٦٩). ابن فرضى در قرطبه متولد شد و
دوران رشد و جوانى خود را همانجا سپري كرد و نزد عالمانى چون محمد بن يحيى
معروف به ابن خرّاز، محمد بن ابى دُلَيم، ابوزكريا يحيى بن مالك بن عائذ،
ابوايوب سليمان بن ايوب و ابوعبدالله محمد بن احمد، معروف به ابن فخّار
دانش آموخت (ابن فرضى، ١/٢٢٢، ٢/٨٢، ٨٦، ٩١، ٩٥، ١٩١، ١٩٢). در ٣٨٢ق/٩٩٢م به
قصد حج از اندلس خارج شد. در مكه نيز به تحصيل نزد استادان آنجا پرداخت و
از ابويعقوب يوسف بن احمد بن يوسف بن دخيل صيدلانى و ابوالحسن على بن
عبدالله بن جَهضم حديث شنيد. آنگاه به مصر رفت و در آنجا نزد كسانى مانند
ابومحمد ابن الضرار (الضراب؟: ابن بشكوال، ٢٤٦) و ابوبكر احمد بن محمد بن
اسماعيل مهندس (بنّا: همانجا) شاگردي كرد و در راه بازگشت به اندلس، يك چند
در قيروان ماند و از ابومحمد ابن ابى زيد فقيه، ابوجعفر احمد بن دَحمون و
ابوالحسن على بن محمد بن خلف، معروف به قابسى بهره گرفت (حميدي،
١/٣٩٦-٣٩٧؛ ابن بشكوال، همانجا) و سرانجام به اندلس بازگشت. به نظر مىرسد
كه ابن فرضى پس از بازگشت نيز دست از تحصيل برنداشت و برخى ديگر از
استادان و مشايخ او در اندلس كه نام آنان باقى مانده است (حميدي، ١/٢٣٨،
٢/٥٢٨؛ ابن بشكوال، همانجا)، احتمالاً مربوط به دورة دوم زندگى علمى او در
اندلس بودهاند. وي در اين دوره همچنين به تدريس و املاي حديث و تأليف
پرداخت و كسانى چون پسرش ابوبكر مصعب، ابوعمر يوسف بن عبدالله بن عبدالبر
(حميدي، ١/٣٩٧، ٢/٥٨٦)، ابن حزم كه از او با عنوان «شيخنا» ياد كرده (ص ٢٢٠)
و محمد بن احمد بن مهلب (ابن ابار، ١/٣٩٠) از جمله شاگردان او به شمار
مىروند. تنها شغل دولتى ابن فرضى، تصدي منصب قضاي بلنسيه بود كه از سوي
محمد المهدي بن هشام يازدهمين خليفة اموي اندلسى (حك ٣٩٩- ٤٠٠ق/١٠٠٩-١٠١٠م)
بدان منصوب شد (مقري، ٢/١٣٠؛ ابن بشكوال، همانجا)، ولى به نظر مىرسد كه
پس از درگذشت محمدالمهدي به قرطبه بازگشته باشد. زيرا در ١٤٠٣ق/١٠١٢م به
هنگام شورش بربرهاي اندلس در آن شهر بوده است (قس: ابن سعيد، ١/١٠٤، كه
گويد: به هنگام شورش بربرها قاضى استجه بود) و در خانهاش به دست شورشيان
كشتهشد (ابنبشكوال، ٢٤٧؛ قس: حميدي ١/٣٩٧). پيكر ابن فرضى در خانهاش كه
به دست شورشيان ويران شده بود (پالنثيا، ٢٧١) سه روز بر جاي بود تا فاسد شد
و بىغسل و كفن او را به خاك سپردند (ابن بشكوال، همانجا).. به روايت غالب
منابع، ابن فرضى به هنگام حج دست در پردة خانة كعبه زده و طلب شهادت
كرده بود.
ابن فرضى يكى از عالمان مشهور اندلس در دورة شكوفايى علمى اين سرزمين به
شمار مىرود. چنانكه به گفتة ابن بشكوال (ص ٢٤٨)، در گستردگى روايت، رجال
شناسى، آشنايى به دانشهاي گوناگون و مهارت در ادب در قرطبه مانند نداشت.
وي در اندلس نخستين كس بود كه كتابى دربارة رجال و دانشمندان سرزمين خود
نگاشت (پالنثيا، ١٢) و آثار او گوياي احاطهاش به تاريخ سياسى و علمى اندلس
است. ابن فرضى به گردآوري كتاب شوق بسيار داشت و كتابخانة معتبري پديد
آورده بود (همو، ٢٧١). شعر نيز مىسرود (براي برخى از اشعار او نك: ابن
بشكوال، ٢٤٧). ولى برخى او را شاعري كمشعر (ابن بسام، ١(٢)/١٣٠) و بعضى
برعكس كثير الشعر خواندهاند (ابن خلكان، ٣/١٠٦) و حتى ديوان شعري به وي
نسبت دادهاند (بغدادي، هديه، ١/٤٤٩).
آثار: ١. تاريخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس. ابن فرضى چنانكه خود گويد،
در آغاز قصد داشته كه كتابى كلان دربارة علماي همة شهرهاي اسلامى بنگارد،
ولى موانعى پديد آمد كه او را از اين كار بازداشت و به همين مختصر بسنده
كرد (١/٨ -٩). وي همچنين در صدر كتاب، مختصري به تاريخ سياسى اندلس از
هنگام ورود عبدالرحمان الداخل اموي در ١٣٨ق تا المؤيد بالله هشام بن حكم
پرداخته است (١/١١- ١٥). ابن حيان در كتاب المقتبس همواره به كتاب طبقات
الدولة و الادب ابن فرضى استناد جسته (مثلاً: ص ٣٣) كه با مقايسه معلوم
مىشود، مراد وي همين كتاب تاريخ العلماء بوده است؛ به نظر مىرسد كه
عناوين الاعلام باعلام الاندلس من العلماء المتفننين و القراء و المحدثين
المتّقنين (بغدادي، ايضاح، ١/١٠٢) و الموصول فى تاريخ علماء اندلس I/٥٧٤) و
الاحتفال فى تراجم الرجال (سخاوي، ٢٥١) و يا تاريخ الاندلس و رجالها، همان
كتاب ياد شده باشد كه به نامهاي مختلف شهرت يافته بوده است. كتاب تاريخ
العلماء ابن فرضى را شخصى به نام ابوعلى حسين بن محمد بن احمد غسانى
تلخيص كرد (ابن خير، ٢٢٠) و ابوبكر محمد بن احمد بن محمد بن مهلب، شاگرد ابن
فرضى ذيلى بر آن نوشت به نام تعليق على تاريخ ابن الفرضى ( پالنثيا،
٢٧١-٢٧٢). ولى مشهورترين ذيل آن كتاب الصلة ابن بشكوال است كه به
درخواست يارانش به تكميل كتاب ابن فرضى پرداخت (ابن خير، ٢١٨). كتاب
تاريخ العلماء نخستين بار در مادريد توسط كودرا در ١٨٩١ و ١٨٩٢م در دو مجلد به
چاپ رسيد (پالنثيا، همانجا). سپس در ١٣٧٣ق/١٩٥٤م به ويرايش عزت عطار حسينى
در قاهره منتشر شد؛ ٢. مشتبه النسبة (ابن خلكان، ٣/١٠٥)، كه مىبايست همان
كتاب المتشابه فى اسماء الرواة و كناهم و انسابهم باشد (ابن خير، همانجا)؛ ٣.
اخبار شعراء الاندلس (ابن بشكوال، ٢٤٦) يا طبقات شعراء الاندلس (بغدادي،
هديه، ١/٤٤٩)، كه رسالة درر الغرر فى شعراء الاندلس رشيدالدين وطواط در واقع
ذيل و تكملهاي است بر همين اثر ابن فرضى (پالنثيا، همانجا)؛ ٤. رياض
النفوس النقيّة فى علماء و مشايخ افريقية (بغدادي، ايضاح، ١/٦٠٣)؛ ٥. رياض
الانس فى تاريخ علماء الاندلس (همو، هدية، همانجا)؛ ٦. منتخب كتاب الالقاب،
كه نسخهاي از آن در كتابخانة ظاهريه در مجموعة شمارة ١٠٢٥ مضبوط است
(ظاهريه، مجاميع، ١/٢١٧).
يكى از پسران ابن فرضى به نام ابوبكر مصعب، همچون پدر به تحصيل علم
پرداخت و به ادب و شعر و حديث شهره شد. وي يكى از كسانى بود كه از پدر
روايت كرد. او مدتى به حكومت الجزيره منصوب شد و به همين سبب لقب الحاكم
يافت (حميدي، ٢/٥٦٣ -٥٦٤).
مآخذ: ابن ابار، محمد، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش سيد عزت عطار حسينى،
قاهره، ١٣٧٥ق/١٩٥٥م؛ ابن بسام، على، الذخيرة، قاهره، ١٣٦١ق/ ١٩٤٢م؛ ابن
بشكوال، خلف، الصلة، به كوشش سيد عزت عطار حسينى، قاهره، ١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛
ابن حزم، على، جمهرة انساب العرب، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن حيان قرطبى،
حيان، المقتبس، به كوشش محمود على مكى، بيروت، ١٣٩٣ق/١٩٧٣م؛ ابن خلكان،
وفيات؛ ابن خير، محمد، فهرسة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، بغداد، ١٩٦٣م؛ ابن
سعيد، على، المغرب، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ١٩٥٣م؛ ابن فرضى، عبدالله،
تاريخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، به كوشش سيد عزت عطار حسينى،
قاهره، ١٣٧٣ق/١٩٥٤م؛ بغدادي، ايضاح؛ همو، هديه؛ پالنثيا، آنخل گونثالث،
تاريخ الفكر الاندلسى، ترجمة حسين مؤنس، قاهره، ١٩٥٥م؛ حميدي، محمد، جذوة
المقتبس، به كوشش ابراهيم ابياري، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ سخاوي، محمد،
الاعلان بالتوبيخ، به كوشش فرانتس روزنتال، بغداد، ١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛ ظاهريه،
خطى؛ مقري، احمد، نفح الطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛
نيز:
,S.
صادق سجادي
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا