دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٧٠
| ابن غرسيه جلد: ٤ شماره مقاله:١٥٧٠ |
اِبْنِ غَرسيه، ابوعامر، اديب و نويسندة اندلسى در سدة ٥ق/١١م كه شهرت خود
را از رسالهاي دارد كه در باب شعوبيّه تأليف كرده بود. دربارة احوال شخصى
وي منابع اطلاع چندانى به دست نمىدهند. حتى نام او كه در المغرب ابن
سعيد (٢/٤٠٦) «احمد» ثبت شده، در ديگر منابع تأييد نگشته است (قس: ابن ابار،
المعجم، ٢٩٩، كه احمد را نام پسر وي ابوجعفر دانسته است). به گفتة ابن سعيد
(٢/٤٠٦-٤٠٧) اصل او از مسيحيان باسك١ (= بشكنش) بود كه در خردسالى به اسارت
درآمده و به دانيه آورده شده بود. او در دانيه در شمار موالى امير عامري
مجاهد (حك ٤٠٠-٤٣٦ق) درآمد و در كنف او تربيت يافت (ابن بسام، ٣(٢)/٧٠٤؛ ابن
سعيد، ٢/٤٠٧). برپاية آنچه در منابع آمده است، وي در دستگاه عامريان فردي
با نفوذ بود و محتملاً منصب كتابت آنان را داشت (نك: ابن ابار، همانجا؛ ابن
سعيد، ٢/٤٠٦). وي پس از وفات مجاهد به خدمت پسرش اقبال الدوله (حك ٤٣٦-
٤٣٨ق) درآمد (نك: ابن سعيد، ٢/٣٥٥) و در همين اوان در رسالهاي كه خطاب به
ابوجعفر ابن خراز نوشت، او را از اين بابت كه به خدمت اميرالمريه ابن
صمادح درآمده و مدح عامريان را ترك گفته است، سرزنش كرد (نك: ابن بسام،
همانجا؛ ابن سعيد، ٢/٤٠٧؛ قس: ابن غرسيه، ٢٤٦، كه در آن نام مخاطب
«ابوعبدالله ابن حداد» آمده است). در همين رساله از اميري با نام
«معزّالدوله» ياد شده (همو، ٢٥٣) كه به شهادت سكّههاي ضرب دولت عامري و
ديگر شواهد، گويا همان اقبالالدوله پسر مجاهد است كه هر دو لقب را داشته
است (نك: عبادي، ٢٩).
خاندان عامري كه از اصل صقلبى (اسلاو) بودند، همواره مشوّق خوبى براي
گرايشهاي شعوبى كه پيشتر در اندلس سابقه داشت، به شمار مىآمدند و حركتهاي
شعوبى اين توانايى را به عامريان مىداد كه با ملوك عرب نژاد ديگر نقاط
اندلس برابري كنند. از اينجاست كه رسالة ابن غرسيه به مثابة جديترين
تأليف شعوبيه در اندلس به شمار آمده و همواره نظر كسانى را كه به گونهاي
شعوبية آن ديار را مورد توجه قرار دادهاند، به سوي خود كشيده است (به
عنوان نمونه، نك: گلدسيهر، ٦٠٦ به بعد؛ گرانخا، ٦٧ ؛ پرس، ٢٨٦ ؛ عبادي، ٢٧ به
بعد؛ مونرو، .(١٢-١٣ وي در اين رساله با استناد به نكتههاي تاريخى و
داستانهاي مربوط به عرب پيش از ظهور اسلام هر گونه فخري را براي نژاد عرب
نفى كرد و تنها اسلام را ماية افتخار دانست كه مخاطب آن همة ملتهاست. او
نهتنها برتري عرب را انكار كرد، بلكه با لحنى تند اقوام گوناگون عجم را بر
عرب برتري داد (ابن غرسيه، جم).
چندي نپاييد كه اين رساله در اندلس انتشار يافت و لحن تند آن برخى
خوانندگان را چنان به خشم آورد كه ابن غرسيه را فاسق خواندند و حتى او را
به كفر و نفاق متّهم كردند (نك: ابن مسعده، ٢٥٦؛ ابن دودين، ٣٠٢؛ ابوالطيب
قروي، ٣١٠؛ ابوالحجاج بلوي، ١/٣٥٠-٣٥٢). بر اين رساله به ويژه در سدههاي ٥
و ٦ق ردّيههاي شديد اللحنى نوشته شد كه از آن جملهاند: ١. ردية ابويحيى
بن مسعده؛ ٢. رديهاي ديگر كه احتمالاً از هموست؛ ٣. ردية ابوجعفر احمد بن
دودين بلنسى كه تأليف آن به پيش از ٤٧٧ق باز مىگردد (نك: ابن بسام،
٣(٢)/٧٠٣-٤٠٤)؛ ٤. ردية ابوالطيب ابن منّ الله قروي، با عنوان حديقة البلاغة
و دوحة البراعة (نك: ابوالحجاج بلوي، ١/٣٥٠)، اين ٤ ردّيه همراه اصل رساله
به چاپ رسيده است (نك: سطور بعد)؛ ٥. ردّية شخصى به نام ابن عباس (در مورد
هويت او، نك: فروخ، ٤/٦٩٤ -٦٩٦) كه متن آن را ابن بسام نقل كرده است
(٣(٢)/٧٤٦ به بعد)؛ ٦. ردية ابن ابى الخصال با نام خطف البارق يا لمحة
البارق (ابن خير، ٤١٩؛ ابن ابار، التكملة، ٢/٦٠٩؛ ابوالحجاج بلوي، همانجا)؛ ٧.
ردية ابومروان عبدالملك بن محمد اوسى با عنوان رسالة الاستدلال بالحق
(همانجا)؛ ٨. ردية ابومحمد عبدالمنعم بن محمد خزرجى (همو، ١/٣٥١؛ ابن زبير،
١٩)؛ ٩. ردية محمد بن على بن محمد تجيبى (ابن عبدالملك، ٣٤؛ ابن خطيب،
٣/٢٢٩).
نثر رسالة ابن غرسيه نثري فنّى و مسجّع و ثقيل است و داراي صنايع گوناگون
بديعى از ترادف، طباق، تعريض، تضمين، اقتباس و جز آنهاست. مؤلف در اين
رساله به رويدادهاي ادبى و حقايق تاريخى اشاره دارد و گاهى سخنش طنزآميز و
فكاهى است. مهارت وي در به كارگيري الفاظ مورد اعتراف ناقدان قرار گرفته
است (هارون، عبدالسّلام، ٢٤٣؛ نيز نك: ابوحيان، ٨/١١٦؛ ابن سعيد، ٢/٤٠٦، به
نقل از المسهب ).
تنها نسخة خطى شناخته شده از رسالة ابن غرسيه كه ٤ رديه را به همراه دارد،
در ضمن يك مجموعه در كتابخانة اسكوريال محفوظ است (نك: ٢ ESC، شم .(٥٣٨(١٠)
متن رساله را اول بار گُلدسيهر در ضمن مقالة «شعوبيه...٢» در ١٨٩٨م تنها بر
اساس نسخة اسكوريال و بدون استفاده از الذخيرة ابن بسام، با توضيحاتى به
آلمانى به چاپ رسانيد. ابن بسام نسخهاي از رساله را به همراه رديههاي
ابن دودين، ابوالطيب قروي و ابن بسام در الذخيرة (٣(٢)/٧٠٥ به بعد) نقل
كرد. در ١٩٥٣م عبادي در كتاب الصقالبة فى اسبانيا (ص ٣١ به بعد) بر اساس
نسخة اسكوريال و ابن بسام ويرايش جديدي از رساله را منتشر ساخت و در همان
سال عبدالسلام هارون متن رساله و ٤ ردية آن را در مجموعة سوم از نوادر
المخطوطات به طبع رسانيد. همچنين ترجمهاي از رساله و ٥ ردية آن به
انگليسى توسط مونرو٣ انجام شده و در ١٩٦٩م در بركلى/لوسآنجلس به چاپ
رسيده است.
ابن غرسيه شعر نيز مىسروده و چند نمونه از اشعار او را ابن سعيد در المغرب
(٢/٣٥٦) آورده است.
مآخذ: ابن ابار، محمد، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، مادريد،
١٨٨٢م؛ همو، المعجم، به كوشش فرانسيسكو كودرا، مادريد، ١٨٨٥م؛ ابن بسام
شنترينى، على، الذخيرة، به كوشش احسان عباس، ليبى/تونس، ١٩٨١م؛ ابن
خطيب، محمد، الاحاطة، به كوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ١٣٩٥ق/١٩٧٥م؛ ابن
خير اشبيلى، محمد، فهرسة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، بغداد، ١٩٦٣م؛ ابن دودين،
احمد، «رسالة ثالثة فى الرد على ابن غرسية»، نوادر المخطوطات، به كوشش
عبدالسلام هارون، قاهره، ١٩٥٣م؛ شم ٣؛ ابن زبير، احمد، صلة الصلة، به كوشش
لوي پرووانسال، رباط، ١٩٣٧م؛ ابن سعيد، على، المغرب، به كوشش شوقى ضيف،
قاهره، ١٩٥٥م؛ ابن عبدالملك، محمد، الذيل و التكملة، السفر السادس، به كوشش
احسان عباس، بيروت، ١٩٧٢م؛ ابن غرسيه، ابوعامر، « رسالة فى الشعوبية »،
نوادر المخطوطات، به كوشش عبدالسلام هارون، قاهره، ١٩٥٣م، شم ٣؛ ابن
مسعده، ابويحيى، «الرد على ابن غرسية...»، نوادر المخطوطات، به كوشش
عبدالسلام هارون، قاهره، ١٩٥٣م، شم ٣؛ ابوالحجاج بلوي، يوسف محمد، الف باء،
قاهره، ١٢٨٧ق؛ ابوحيان غرناطى، محمد، البحر المحيط، قاهره، ١٣٢٩ق؛ ابوالطيب
قروي، ابن منّ الله، «رسالة رابعة فى الفرد على ابن غرسية»، نوادر
المخطوطات، به كوشش عبدالسلام هارون، قاهره، ١٩٥٣م، شم ٣؛ عبادي، احمد
مختار، الصقالبة فى اسبانيا، مادريد، ١٩٥٣م؛ فروخ، عمر، تاريخ الادبالعربى،
بيروت، ١٩٨٤م؛ هارون، عبدالسلام، مقدمه بر «رسالة ابى عامر بن غرسيه فى
الشّعوبيّة»، نوادر المخطوطات، قاهره، ١٩٥٣م، شم ٣؛ نيز:
٢ ; Goldziher, I., X Die m u q C bijja unter den Muhammedanern in Spanien n ,
ZDMG, ١٨٩٩, vol. LIII; Granja, F., X Ibn Garcia, cadi de los califas V amm =
dies n , Al-Andalus, ١٩٦٥, vol. XXX; Monroe, J. T., Hispano-Arabic Poetry,
Berkeley/Los Angeles/London, ١٩٧٤; P I r E s, H., La Po E sie andalouse en arabe
classique, Paris, ١٩٥٣.
بخش ادبيات عرب
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا