دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٧١
| ابن عبدالبر جلد: ٤ شماره مقاله:١٤٧١ |
اِبْنِ عَبْدُالبَرّ، ابوعمر يوسف بن عبدالله بن محمد بن عبدالبر ابن عاصم
نَمري (٢٥ ربيع الا¸خر ٣٦٨- آخر ربيعالاول ٤٦٣ق/٣٠ نوامبر ٩٧٨- ٥ ژانوية
١٠٧١م) فقيه، محدث، تاريخنگار و اديب اندلسى. او را از اين روي نمري
خواندهاند كه نسبش به نمر بن قاسط ابن افصى بن دعمى بن حَديلة بن اسد
بن ربيعة بن نزاز مىرسد (ابن حرم، ٣٠٠- ٣٠٢). در قرطبه زاده شد و در همانجا
رشد كرد. پدرش از فقيهان قرطبه بود و او در ١٨ سالگى پدر را از دست داد (قاضى
عياض، ٤/٥٥٦). در قرطبه به فراگيري دانشهاي معمول آن زمان پرداخت (حميدي،
٣٤٤). از استادانش مىتوان به اينان اشاره كرد: ابوالوليد ابن فَرَضى،
ابوعمر طَلْمَنَكى، قاسم بن اصبغ بيّانى كه نزد او حديث خواند (همو، ١٠٦،
٢٣٨، ٣١٢)، ابوعمر ابن مكوي، سعيد بن نصر (قاضى عياض، ٤/٨٠٨)، احمد بن فتح
تاجر، احمد بن قاسم تاهرتى بزاز كه كتابهاي محمد بن جرير طبري را به
نامهاي صريح السنة، التبصير و فضائل الجهاد، نزد او خواند، قاضى ابن صفار و
ابن جسور كه ذيل المذيل را نزد او خواند (حميدي، ٩٩، ١٣٢، ١٣٣، ٣٦٢).
ابن عبدالبر در آغاز ظاهري مذهب بود، سپس مالكى شد و گاه در پارهاي از
مسائل به فقه شافعى مىگراييد (ذهبى، ١٨/١٥٦-١٥٧). او چندان به درس و
پژوهش اهتمام ورزيد كه پس از چندي از ديگر پيشينيان اندلسى خود پيشى گرفت
(قاضى عياض، ٤/٨٠٩). حميدي در ٤٤٨ق/١٠٥٦م ضمن آنكه با او ديدار كرده است،
از وي اجازهاي براي روايت شنيدهها و گردآوردههايش گرفته است (ص ٣٤٥،
٣٤٦). ديگر شاگردانش: ابوالعباس دلايى، ابومحمد بن ابى قحافه، طاهر بن مفوز،
ابوبحر سفيان بن عاصى، ابو على غسّانى كه الموطأ را نزد او خواند و ابن
بُربال حِجازي بودند و افزون بر اينان ابن حزم را نيز از شاگردان وي
شمردهاند (ابن عطيه، ٧٨، ١٠٨، ١٢٨-١٣٣؛ قاضى عياض، ٤/٨٠٨، ٨٠٩).
در روزگاري كه ابن عبدالبر در قرطبه به سر مىبرد، اين شهر مركز حكومت
امويان در اندلس بود و هشام مؤيد بن حكم (حك ٣٦٦-٣٩٩ق/ ٩٧٧-١٠٠٩م) بر آن
فرمانروايى داشت. در جمادي الا¸خر ٣٩٩ محمد ابن هشام ملقب به مهدي بر مؤيد
شوريد و او را كنار زد. در ٥ شوال ٣٩٩ هشام بن سليمان بن ناصر به همراه
بربريان بر او شوريد. از طرف ديگر عموم مردم قرطبه به ياري محمد بن هشام
برخاسته و بربريان را شكست دادند. آنان دوباره گرد آمده و سليمان بن حكم
بن سليمان را به فرمانروايى برداشتند و با ياري مسيحيان جنگ خونينى آغاز
كردند كه هزاران نفر از مردم قرطبه از جمله ابن فرضى (حميدي، ٢٣٨) استاد
ابن عبدالبر، كشته شدند و مهدي شكست خورد. در ٤٠٠ق/١٠١٠م مهدي دوباره
لشكري فراهم آورد و در شوال همين سال بر قرطبه مسلط شد كه پس از درگيري
ديگري با بربريان و شكست از آنان در ذيحجة همين سال كشتهشد و مؤيدبنحكم
دومينبار (٤٠٠-٤٠٧ق) به حكومت رسيد (همو، ١٨، ١٩). ابن عبدالبر در اين
گيرودار جز دور شدن از اين آشوبها و رفتن به محيطى آرام، فراروي خود راهى
نمىديد. از اين رو از قرطبه بيرون آمد، ولى هيچگاه از اندلس بيرون نرفت
(همو، ٣٤٤). او كه به دنبال مكانى مناسب مىگشت، تنها دانيه را كه دورترين
نقطة شرق اندلس بود، برگزيد و به آنجا رهسپار شد. اين شهر در نزديكى بلنسيه و
تحت حكومت ابوالحسن مجاهد عامري (حك ٤٠٨-٤٣٢ق) كه به دانش دوستى شهره
بود، قرار داشت. چند سال بعد پسرش ابومحمد كه در اشبيليه وزير يكى از ملوك
طوايف اندلس به نام معتضد بن عباد (حك ٤٣٤-٤٦١ق) بود، مورد خشم وي قرار
گرفت و به سياه چال افتاد.
ابن عبدالبر چون شنيد كه جان پسر در معرض خطر است، سراسيمه خود را به
اشبيليه رساند و از معتضد درخواست تا وي را ببخشايد. معتضد كه از كمتر كسى
درمىگذشت، وي را به جان امان داد. ابوعمر كه با زيركى پسر را نجات داده
بود (ابن بسام، ٣(١)١٢٥، ١٢٦؛ ابن سعيد، ٢/٤٠٧، ٤٠٨؛ ابن ابار، ٢٢٠، ٢٢١)، او
را با خود به دانيه برد، اما ديري نپاييد كه در ٤٥٠ق پيش از پدر درگذشت
(حميدي، ٢٤٩). به هر حال مدت اقامت ابوعمر را در دانيه از با بركتترين و
پرثمرترين دوران زندگى او شمردهاند، چه در همين جا بود كه بيشتر كتابهاي
بزرگش را نوشت و در افق اين شهر بود كه دانش وي آشكار گرديد (ابن سعيد،
٢/٤٠٧، ٤٠٨). ابوعمر پس از مردن مجاهد و روي كار آمدن پسرش على (مراكشى،
٧٤)، ظاهراً محيط دانيه را چندان مناسب نديد و به قصد يافتن مأوايى ديگر از
شرق اندلس به غرب آمد. در اين ميان مظفر ابن افطس (حك ٤٣٧-٤٦٠ق، نك: ه د،
بنى افطس) كه او را به عقل، ادب و شجاعت وصف كردهاند، در بطلميوس حكومت
را به عهده گرفته بود (ابن عذاري، ٣/٢٣٦، ٢٣٧). ابن عبدالبر به نزد او رفت
و از طرف وي در اشبونه و شنترين١ به منصب قضا گماشته شد (ابن خلكان، ٧/٦٧)
و سرانجام در شاطبه درگذشت (قاضى عياض، ٤/٨١٠).
آثار:
الف - چاپى: ١. الاستيعاب فى معرفة الاصحاب، كتابى است در بارة صحابه كه
از مهمترين منابع در اين زمينه به شمار مىرود. اين كتاب بارها به چاپ
رسيده است، از جمله در قاهره، ١٣٨٠ق/١٩٦٠م؛ ٢. الاستذكار. اين كتاب تحرير
گونهاي از اثر ديگر ابن عبدالبر با عنوان التمهيد است كه در شرح الموطأ
مالك بن انس نوشته شده بود. مؤلف در اين كتاب به بررسى و نقد آراء
فقيهان پيشين نيز پرداخته است (قاهره، ١٩٧٣م)؛ ٣. الانباه على قبائل
الرواة، كه در باب نسب شناسى است و تنها به قبيلههاي مهمى كه رجال آن
از پيامبراكرم(ص) حديث نقل كردهاند، پرداخته است (قاهره، ١٣٥٠ق)؛ ٤.
الانتقاء فى فضائل الثلاثة الائمة الفقهاء. اين كتاب در بارة ٣ تن از امامان
مذهبهاي فقهى يعنى مالك، شافعى و ابوحنيفه است. اين دو اثر در بيروت به
چاپ رسيده است؛ ٥. الانصاف فيما فى بسمالله من الخلاف (قاهره، ١٣٤٣ق)؛
٦. بَهجة المَجالس و اُنس المَجالِس (بيروت، ١٩٨١م). در اين كتاب امثال
سائر، ابيات نادر، گزارشهاي ظريف، سخنان حكيمان پيشين، حكايتهاي دلپذير و
مانند آن گردآوري شده است. مؤلف در اين كتاب نه تنها مقدار قابل
ملاحظهاي از شعر شاعران اندلس را آورده كه در منابع ديگري يافت نمىشود،
بلكه در پارهاي از موارد شعرهايى از شاعران شرقى آورده كه در خود منابع
شرق يافت نشده است. اين كتاب از مهمترين منابع در بارة ادب اندلس در
سدههاي ٤ و ٥ق به شمار مىآيد (خولى، ٢٨-٣٠)؛ ٧. التمهيد لما فى الموطأ من
المعانى و الاسانيد (رباط، ١٣٨٧-١٠٤١ق). ابن حزم در بارة اين كتاب مىگويد:
من در فن حديث مانند آن را نديدم، چه رسد به بهتر از آن (مقري،
٣/١٥٦-١٦٩)؛ ٨. جامع بيان العلم و فضله. اين كتابِ حديثى در بارة معناي
دانش و فضيلت جستوجوي آن، ستوده بودن كوشش در آن و عنايت به آن است.
اين كتاب در بيروت چاپ شده است؛ ٩. الدُّرَر فى اختصار المغازي و السير
(قاهره، ١٩٦٦م). اين اثر در سيرة نبوي و خلاصهاي است از سيرة ابن اسحاق.
البته افزون بر كتاب ابن اسحاق روايتهايى از كتابهاي موسى ابن عقبه و
ابن ابى خيثمه و نيز از روايتهاي استادانش آورده است. ابن حزم دوست يا
به تعبيري شاگرد ابن عبدالبر نيز در جوامع السيرة از اين كتاب بهره جسته
است (ضيف، ١٧)؛ ١٠. الزيادات التى تقع فى الموطأ عند يحيى بن يحيى عن
مالك (قاهره، ١٣٥٠ق)؛ ١١. القصد و الاَمَم فى التعريف باصول العرب و
العجم. اين كتاب نيز همچون الانباه در نسب شناسى است، با اين فرق كه از
آن كوچكتر است و در بارة ريشههاي اصلى ملل گوناگون از عرب، بربر، حبشه و
مصر گرفته تا يونان، ترك، چين و جز آن بحث كرده است. اين اثر به همراه
الانباه چاپ شده است؛ ١٢. الكافى فى فقه اهل المدينة المالكى (رياض،
١٩٧٨م).
ب - خطى: ١. تعريف فقهاء المالكية (نك: سيد، ٢(٢)/٤٠؛ ٢- ٤. التمهيد فى
الانساب؛ رسالة فى آداب المجالسة و خوض اللسان؛ نزهة المستمعين و روضة
الخائفين (نك: I/٦٢٩ ؛ GAL,S, در مورد ٣ اثر خطى ديگر، نك: زركلى، ٨/٢٤٠).
مآخذ: ابن ابار، محمد، اعتاب الكتاب، به كوشش صالح اشتر، دمشق،
١٣٨٠ق/١٩٦١م؛ ابن بسام، على، الذخيرة، به كوشش احسان عباس، ليبى/تونس،
١٩٨١م؛ ابن حزم، على، جمهرة انساب العرب، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن خطيب،
محمد، تاريخ اسيانية الاسلامية، به كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ١٩٥٦م؛ ابن
خلكان، وفيات؛ ابن سعيد، على، المغرب، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ١٩٥٥؛
ابن عبدالبر، يوسف، الا´ستذكار، به كوشش نجدي ناصف، قاهره، ١٩٧٣م؛ همو،
الاستيعاب فى معرفة الاصحاب، به كوشش على محمد بجاوي، قاهره،
١٣٨٠ق/١٩٦٠م؛ همو، الانباه على قبائل الرواة، به كوشش حسامالدين قدسى،
قاهره، ١٣٥٠ق؛ همو، الانتقاء فى فضائل الائمة الفقهاء، بيروت، دارالكتب
العلمية؛ همو، بهجة المجالس وانس المجالس، به كوشش محمد مرسى خولى، بيروت،
١٩٨١م؛ همو، جامع بيان العلم و فضله، بيروت، دارالكتب العلميّة؛ همو، الدرر
فى اختصار المفازي و السير، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ١٩٦٦م؛ همو، «القصد و
الامم»، همراه الانباه (نك: ابن عبدالبر در همين مآخذ)؛ ابن عذاري مراكشى،
محمد، البيان المغرب، به كوشش كولان و پرووانسال، بيروت، ١٩٢٩م؛ ابن
عطيه، عبدالحق، فهرس، به كوشش محمد ابوالاجفان و محمد زاهى، بيروت، ١٩٨٣م؛
حميدي، محمد، جذوة المقتبس، به كوشش محمد بن تاويت طنجى، قاهره،
١٣٧٢ق/١٩٥٢م خولى، محمد مرسى، مقدمه و حاشيه بر بهجة المجالس (نك: ابن
عبدالبر در همين مآخذ)؛ ذهبى، محمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط
و محمد نعيم عرقسوسى، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٤م؛ زركلى، اعلام؛ سيد، فؤاد، فهرس
المخطوطات المصورة، قاهره، مطبعة السنة المحمدية؛ ضيف، شوقى، مقدمه بر الدّرر
(نك: ابن عبدالبر در همين مآخذ)؛ قاضى عياض بن موسى، ترتيب المدارك، به
كوشش احمد بكير محمود، بيروت، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ مراكشى، عبدالواحد، المعجب فى
تلخيص اخبار المغرب، به كوشش محمد سعيد عريان و محمد عربى علمى، قاهره،
١٣٨٦ق/١٩٤٩م؛ مقري، احمد، نفح الطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت،
١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ ياقوت، بلدان؛ نيز: GAL,S.
ناصر گذشته
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا