دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٤٢
| ابن طولون، جامع جلد: ٤ شماره مقاله:١٤٤٢ |
اِبْنِ طولون، جامع، سومين مسجد ساختة مسلمانان در مصر و يكى از بزرگترين
مساجد كهن جهان اسلام كه به فرمان احمد بن طولون در ناحية القطايع در حومة
فسطاط بر روي جبل يَشكُر برپا گرديد. كِندي گويد: احمد بن طولون در
٢٥٩ق/٨٧٢م دستور داد تا مسجد جامعى بسازند و نيز گويد در ٢٦٤ق ساختمان آن
آغاز و در ٢٦٦ق پايان گرفت (ص ٢١٦، ٢١٩)، اما به گفتة كرسول ساختمان آن در
٢٦٥ق پايان يافته است و وجود كتيبهاي بر يكى از جرزهاي سمت قبلة مسجد كه
حاوي تاريخ برپايى بنا در رمضان ٢٦٥ است، اين مطلب را تأييد مىكند
(معماري...١»، .(II,٣٣٥
ويژگيهاي معماري: مسجد از نظر معماري طرحى بسيار ساده دارد. بنا شامل يك
صحن مربع به ابعاد تقريبى ٩٢ متر است كه از ٣ سو رواقى با ١٣ چشمه طاق در
٢ رديف، و از سوي قبله (جنوب شرقى) رواقى با ١٧ چشمه طاق در ٥ رديف را در
بر مىگيرد. با احتساب عرض رواقها مجموع بنا و صحن مستطيلى است به ابعاد
٢٦/١٢٢ و ٣٣/١٤٠ متر. در بناي مسجد به جاي ستون از جرز بهره گرفتهاند. كلية
ديوارها، جرزها و چشمههاي شبستانها يكسره از آجر سرخ رنگ به اندازههاي
٥/٤ئ٥/٨ تا ٨ئ١٨ تا ١٩ سانتىمتر در ملاطى ضخيم چيده شده و يك قشر گچ سخت
آن را پوشانيده است. طاقها از نوع نوك تيز (شكسته) است و پايههاي حمالِ
آن را جرزهاي مكعب مستطيل ستبر به ابعاد ٤٦/٢ئ٢٧/١ متر تشكيل مىدهد كه به
فاصلة ٦٠/٤ متر از يكديگر قرار دارند (كرسول، همان، .(II/٣٣٩,٣٤٢ نمونة پيشين
اينگونه جرزها در مساجد المتوكل و ابودلف در سامره نيز ديده مىشود (مارسه،
.(٤٦ شايد بتوان روايت بلوي (ص ١٨٢) را در مورد نياز به ٣٠٠ ستون براي
ساختن مسجد مورد نظر احمد بن طولون و پيشنهاد معمار نصرانى سازندة مسجد براي
ساختنبنايى كه به جز ٢ ستون سمت قبله (محراب) به ستون ديگري نياز
نداشته باشد، توجيهى براي اين روش جديد و ناشناخته در معماري مساجد مصر
دانست. نيم ستونهاي كاذب ٤ نبش جرزها را با آجر تراشيده ساختهاند و طاقهاي
روي آن كمى از پاية خود پيشتر آمده و در بالاي هر جرز به منظور تقويت،
روكوبى چوبى با اتصال دم چلچلهاي نصب شده است ( ٢ EI).
هرچند طاقهاي مساجد در سرزمينهاي غربى اسلامى به طور كلى از نوع هلالى
است، ولى در مسجد ابن طولون از طاقهاي شكستة نوك تيز استفاده شده است.
يكى از امتيازات فنى اين طاقها كاستن از وزن پشت بغلهاي بين قوسهاست
(گرابار، .(١٣٠ در بالاي هر جرز و فاصلة ميان دو طاق يك روزنة نورگير ايجاد
شده كه افزون بر كاربرد روشنايى، سبب ظرافت و سبكتر كردن بنا شده است،
بىآنكه از استحكام آن بكاهد (مارسه، همانجا). اين روزنهها نيز داراي
طاقهاي نوك تيز واقع بر ستونهاي كوچك است.
نقشة مسجد ابن طولون
تزيينات بنا: در معماري اسلامى تزيينات مساجد از دو ديدگاه متفاوت به كار
گرفته شده است. در بيشترين آنها براي نشان دادن اهميت و جلب توجه
نمازگزاران به محل مشخصى چون محراب، عوامل تزيينى چشمگيري در آن به كار
گرفتهاند و در شماري كمتر، معماران كوشيدهاند تا به ياري نقشهاي يكسان و
هماهنگ بنا را از وحدت كامل برخوردار كنند كه در مسجد ابن طولون چنين است
(گرابار، .(١٣٣ گچبري، تنها عامل تزيينى اين بنا به بخشهاي اصلى ساختمان
چون سرستونها، سطح زيرين طاقها، روزنههاي نورگير و پنجرهها غنايى ويژه
بخشيده و در سر ستونها كه كلاً به سبك كرنتى است، نقوش برگ كنگري متداول
اين سبك، به برگ مو سبكِ سامره تغيير يافته است (كرسول، همان، .(II/٣٤٢
طاقهاي مسجد ابن طولون بسيار عريض طراحى شده است. بنابراين سطح زيرين آن
زمينة مناسبى براي ارائة گچبري است. ١٠ قطعه از اين گچبريها به خوبى حفظ
شده كه طرح آنها شامل يك نوار مركزي پهن و دو حاشية باريك با نقش هندسى و
گياهى به سبك سامره است. يك نوار گچبري شده نيز در هر دو روي دور طاقها
ايجاد شده كه ابتدا با زاوية قائمه به سوي طاق كناري معطوف مىگردد و سپس
در امتداد يك خط افقى به آن مىرسد (همان، .(II/٣٤٣-٣٤٤ كتيبة كوفى مشهور
مسجد به فاصلة ٢٠ سانتىمتري در بالاي اين نوار به عرض ٣٠ سانتى متر بر روي
چوب منبت كاري شده است. تخمين زدهاند كه اين پيشانى بيش از ٢ كم طول
داشته و در حدود يك شانزدهم از آيات قرآن كريم را شامل بوده است ( ٢ EI).
پنجرههاي واقع در ديوار خارجى رواقها شاهكاري از هنر گچبري است. ٣ يا ٤
قطعه از نمونههاي نخستين شبكههاي آن باقى مانده كه طرح بعضى از آنها
شامل دايرههاي تقسيم شده به نيم و ربع دايره و كاملاً مشابه طرح يكى از
مشبكهاي مرمرين مسجد جامع دمشق است. دو نمونة ديگر شامل تركيبى از اشكال ٦
گوشه و مثلثهاي متساويالاضلاع است (كرسول، «گزارش...٢» .(٣١٣ ديوار خارجى
رواقها ١٠ متر ارتفاع دارد و يك پيشانى با تزيينات كنگرهاي به ارتفاع ٣ متر
بخش فوقانى آن را آراسته است. چنين مىنمايد كه معمار بر آن بوده كه
ديوارهاي بلند را از عرض به دو بخش تقسيم كند. در بخش زيرين ٧ درِ ورودي
مستطيل شكل ساخته و در بخش زبرين ٣١ پنجره ايجاد كرده كه پاية آنها بر خط
محور اين تقسيم قرار دارد. اين تقسيم جالب يكنواختى ديوارهاي ساده را از
ميان برده و يكى از زيباترين عوامل بنا يعنى پنجرهها را پديد آورده است (
٢ EI). در طرفين روزنههاي نورگير در پشت بغلهاي ديوار خارجى صحن، گلهاي
كوكب ٨ پر با گلبرگهاي فرورفته گچبري شده و رديفى از همين گلها به شكل
يك پيشانى زير رخ بام ساختهاند (كرسول، همان، .(٣١٠-٣١١
نمونة گچبريهاي مسجد ابن طولون
سقف: سقف نخستين مسجد از تنههاي ستبر نخل بوده كه با تخته به شكل مربع
مستطيل به اندازههاي ٥٠ئ٣٠ سانتى متر غلاف شده و شاه تيرهايى را تشكيل
مىداده كه به فاصلة ٢٥/١ متر (از مركز به مركز) قرار داشته است. رو و ميان
آنها را نيز با قابهاي چوبى تزيين كرده بودهاند. از سقف نخستين، بخش كوچكى
باز مانده بود كه در تعميرات اساسى مسجد سطح خارجى آن به همان شيوه
بازسازي شده است. به هنگام تعميرات چند تنه از سروهاي آسياي صغير نيز به
دست آمد كه به عقيدة كرسول («معماري...»، بايستى در نخستين تعميرات بنا به
كار گرفته شده باشد، اما در مديحهاي كه سعيدالقاص در ستايش احمد بن طولون
و مسجدِ ساختة او سروده، به كار بردِ سروكوهى در بناي مسجد اشاره شده است
(كندي، ٢٥٤). بنابراين افزون بر تنة نخل از سروكوهى نيز در ساختن سقف مسجد
استفاده كرده بودهاند.
فواره: در ميانة صحن مسجد بنايى با گنبد زرين و پنجرههاي مشبك كه به هر سو
گشوده مىشود، ساخته بودهاند كه بر پاية ١٠ ستون مرمر قرار داشته و ١٦ ستون
مرمر ديگر آن را محصور مىكرده است. كف آن نيز پوشيده از سنگ مرمربوده و در
زير گنبد يك سنگاب بزرگ مرمرين به قطر دهانة ٤ ذرع كه آب از فوارة آن
فوران مىكرده، قرار داشته است. بر پشت بام آن نيز ساعت خورشيدي نصب
كرده و دور بام را نردهاي از چوب ساج كشيده بودهاند. اين فواره در جمادي
الثانى ٢٧٩/اوت ٨٩٢ در آتش سوخت (ابن دقماق، ١/١٢٣). وجود وضوگاه در پشت
مسجد نشان مىدهد كه اين فواره بيشتر براي زيبايى و يا ويژة آشاميدن آب
براي نمازگزاران بوده است. قصيدة سعيدالقاص نيز به اين امر اشاره دارد
(كندي، ٢٥٥).
زياده: ٣ ضلع مسجد را يك حياط خارجى يا «زياده» در بر گرفته و در ضلع جنوب
شرقى ساختمانهاي ويژة امير «دارالاماره» قرار داشته كه يكى از درهاي آن به
اتاقى در پشت محراب باز مىشده و بنا به رسم سدههاي نخستين اسلام، ابن
طولون مستقيماً از آنجا به مقصورة كنار محراب و منبر مىرفته است (مقريزي،
خطط، ٢/٢٦٩). زياده تقريباً ١٩ متر عرض دارد و ديواري به ارتفاع ٨ و ضخامت
٣٢/١ متر آن را در بر مىگيرد. بدينترتيب مجموعة مسجد از يك ٤ ضلعى نزديك به
مربع به ابعاد ١٦٢ئ٤٦/١٦٢ متر با مساحتى برابر ٥/ ٣١٨ ،٢٦متر مربع تشكيل
مىشود (كرسول، همان، .(II/٣٣٩ بلندي و استواري ديوارهاي مسجد و زياده مورد
توجه ناصر خسرو قرار گرفته بوده است. وي مىنويسد: تنها ديوار شهرهاي آمد و
ميافارقين از آن برترند (ص،٨٨).
ديوارهاي زياده در حقيقت حفاظى مناسب براي جلوگيري از تماس مستقيم محوطة
مسجد با بناهاي غير مذهبى اطراف بوده است. افزون بر آن ديگر تأسيسات جنبى
خدماتى چون وضوگاه، داروخانه و مناره و جز آن در محوطة زياده بنا شده بوده
است. زياده احتمالاً با ٢١ باب به سوي مسجد راه داشته است. سطح زياده به
هنگام بناي مسجد پايينتر از رواقها بوده و درهايى كه به داخل رواقها باز
مىشده، چند پله بالاتر از سطح زياده و به صورت نيم دايره ساخته شده
بودهاند. اين وضع هنگامى روشن شد كه زياده را از وجود بازماندههاي بناهاي
ويران شدة ادوار مختلف كه پس از ساختمان مسجد ايجاد شده بود، پاك كردند. پس
از خاك برداري معلوم شد كه درهاي رواقهاي شمال شرقى ٤٠/١ تا ٨٠/١ متر
بالاتر از سطح زياده قرار داشته و ٤ عدد از اين پلكانها را همانند ٢ پلكان
اصلى بازمانده در ضلع جنوب شرقى بازسازي كردهاند (كرسول، همانجا).
ابن طولون دستور داده بود داروخانهاي در زياده بنا كنند و در آن همهگونه
شربت و دارو مهيا سازند و خدمهاي براي خدمت در آن بگمارند و روزهاي جمعه
طبيبى براي مداواي نمازگزاران در آنجا حاضر باشد (ابن دقماق، ١/١٢٣). وضوگاه
مسجد نيز در زياده ساخته شده بود و چون مردم به خارج بودن آن از مسجد
اعتراض كردند، وي پاسخ داد كه مىخواسته است مسجد از پليديها به دور ماند.
به گزارش ابن دقماق (همانجا) زياده در مرحلة بعد و به هدف گسترش مسجد پديد
آمده است. اما اين گزارش صحيح نيست، زيرا ساختن زياده پيش از آن در مساجد
سامره معمول شده بود (نك: ه د، ابودلف، مسجد).
مناره: مناره را مانند ديگر بناهاي مكمل مسجد در ضلع شمال غربى زياده
ساختهاند. منارة نخستينِ مسجد، چنانكه از گزارش مقدسى (ص ١٩٩) برمىآيد،
همانند منار مَلويّة سامره بوده است. وي مىنويسد: مسجد داراي منارة سنگى
كوچكى است كه پلكان آن در خارج قرار دارد.
داستان ساختن يك نمونة كاغذي به وسيلة احمد بن طولون و دستور او براي
ساختن منارهاي مشابه آن به وسيلة معمار مسجد كه ابن دقماق (١/١٢٤) و
مقريزي ( خطط، ٢/٢٦٧) نقل كردهاند، توجيهى است براي كاربرد منارة حلزونى
شكل كه نخستين بار در مصر ساخته مىشد.
سرگذشتمسجد در دورههايبعد: در دورانحكومتالعزيزبالله به دستور او يا مادرش
فوارة ديگري به جاي فوارة سوختة طولونى در ٣٨٥ق/٩٩٥م به دست راشد خفيفى
ساخته شد (ابن دقماق، ١/١٢٣). افزون بر آن در پايان همين سده در رديف دوم
جرزهاي ديوار قبله ٢ محراب گچى مسطح مشابه در طرفين دكّه ساخته شد كه
بايد آنها را قديمترين محرابهاي مسجد به شمار آورد (نك: ١ Mو ٢ Mدر نقشه).
محراب طرف راست آسيب بسيار ديده و تنها بخش بالاي آن باقى مانده، اما
محراب طرف چپ به خوبى حفظ شده است. طرح اين محراب شامل يك طاق نوك
تيز واقع بر دو ستون است كه در رأس طاق يك گل كوكب و در اطراف آن نيمه
كوكبهايى تا پايين محراب گچبري كردهاند. كتيبهاي به خط كوفى شامل
جملههاي «لا اله الا اللّه، محمّد رسولاللّه» بر پيشانى محراب ديده مىشود
(كرسول، همان، ؛ II/٣٤٩ شافعى، لوحة ١ )؛ اين محراب را در تحقيقات نخستين،
طولونى مىدانستند، ولى در بررسيهاي دقيق سبكشناسى هنري بعد، آن را به
پايان قرن ٤ق/١٠م نسبت دادهاند (همو، ٨١ .(٦٧,
به روزگار حاكم بأمرالله (٣٨٧-٤١١ق/٩٩٦-١٠٢٠م) بازماندگان ابن طولون مسجد
را به ٣٠ هزار دينار مغربى به وي فروختند. آنان مدتى بعد به تخريب منارة
مسجد پرداختند و در پاسخ حاكم كه شما مسجد را فروختهايد، گفتند كه مناره را
نفروختهاند. حاكم ناچار ٥ هزار دينار ديگر به آنان پرداخت. در اين دوره مسجد
هنوز آبادان بود و در ماه رمضان سلطان در آنجا به اقامة نماز جمعه مىپرداخت
(ناصر خسرو، ٨٩). اما به نظر مىرسد كه مناره در همين زمان آسيب جدي ديده
باشد (كرسول، همان، .(II/٣٣٦
به روزگار حكومت مستنصر (٤٢٧-٤٨٧ق/١٠٣٦-١٠٩٤م) با آنكه در قحط سالى آغاز نيمة
دوم سدة ٥ق/١١م ناحيههاي القطايع و عسكر ويران و از جمعيت تهى گرديد
(مقريزي، خطط، ٢/٢٦٥، ٢٦٨)، اما اقداماتى در تعمير مسجد به عمل آمد. از جمله
دروازة شمال شرقى ديوار زياده در صفر ٤٧٠ به وسيلة بدر جمالى بازسازي شد
(ريويرا، ١٣٧ ؛ عبدالوهاب، ١/٤٤). يك محراب گچبري شدة مسطح نيز در بدنة
جرزهاي چهارمين رديف قبله برپا گرديد (نك: ٣ Mدر نقشه) كه داراي كتيبههايى
به خط كوفى و تزيينات گچبري شدة ظريف است. نام مستنصر و وزير او افضل بن
بدرالجمالى بر كتيبة محراب ديده مىشود. بنابراين بايستى تاريخ ساخت آن
٤٨٧ق باشد (كرسول، همان، .(II/٣٤٩
تعميرات مسجد به تناوب تا زمان حافظ خليفة فاطمى ٥٢٤ - ٥٤٤ق/١١٣٠-١١٤٩م)
ادامه يافت. كتيبهاي چوبى به تاريخ ٥٢٦ق كه حاكى از اين تعميرات بوده،
امروزه موجود نيست (همان، .(II/٣٣٦ در نيمة دوم سدة ٦ق/١٢م مسجد به فراموشى
سپرده شد و تنها مسكن غرباي مغرب بود كه در آنجا حلقة درس تشكيل مىدادند
(ابن جبير، ٥٢). مقريزي ( سلوك، ١(٣)/٨٢٧) مىنويسد: شب تنها يك چراغ در مسجد
مىسوخت و كسى براي اذان گفتن از منارة آن بالا نمىرفت. فقط مردي در جلو
آن به اذان مىايستاد.
نماي داخلى رواق، مشبك نورگير و بخشى از كتيبه
بيشترين كارهاي نوسازي و بازسازي مسجد در ٦٩٦ق/١٢٩٧م به دستور سلطان
حسامالدين لاچين منصوري و به دست امير علمالدين سنجر دواداري صالحى
انجام گرفت و در اين راه ٢٠ هزار دينار به مصرف رسيد. در اين زمان در مسجد
فقه و حديث و قرآن و طب تدريس مىشد. براي مسجد موقوفات بسيار تعيين شده
بود، حتى ساعت خورشيدي آن كه مؤذنان را در تعيين وقت ياري مىكرد، خود
موقوفات ويژه داشت و در آمد موقوفات براي نگاهداري و مخارج مسجد كفايت
مىكرد (ابن دقماق، ١/١٢٤). ساختههاي سلطان لاچين عبارتند از:
١. ساختمان گنبددار وسط صحن: اين بنا جايگزين فوارة ساختة العزيز گرديد كه به
روزگار لاچين ويران شده بود (كرسول، همان، .(II/٣٥٠ ساختمان مذكور بنايى ٤
ضلعى است به اندازههاي ٧٥/١٢ئ١٠/١٤ متر با گنبدي بزرگ كه در زير آن حوضى
فوارهدار ساختهاند. تزيينات و كتيبههايى به خط كوفى در خارج و داخل آن
وجود داشته كه از آن جمله كتيبهاي به قلم ثلث شيوة مملوكى شامل آية وضو
همچنان در گيلويى بنا از درون باقى مانده است (عبدالوهاب، ١/٤٢؛ ماهر محمد،
١/١٥١). در بالاي گنبد، لوحهاي چوبين حاوي كتيبهاي در مورد ساختمان گنبد،
حوض و ساعتهاي آفتابى به دستور لاچين در ٦٩٦ق موجود است (عبدالوهاب، ٢/٤٥).
٢. محراب: از مجموعة ٦ محراب موجود مسجد، بزرگترين و مجللترين آنها محراب
گودي است كه در ديوار سمت قبله جاي دارد و مىبايد همان محراب طولونى باشد
كه به روزگار لاچين بازسازي شده است. محراب شامل يك كاو نيم استوانهاي
است به پهناي ١٩/١ و گودي ٠٩/١ متر كه در هر سوي آن، دو ستون كار گذاشته و
مجموع آن را در قابى گچى به اندازههاي ٩٧/٣ئ٣٩/٦ متر محدود كردهاند.
ستونهاي مرمر با سرستونهاي كرنتى آن احتمالاً از يك بناي قديمىتر بيزانسى
سدة ٦م همزمان با ساختمان مسجد به آنجا منتقل شده است. بدنة محراب را تا
ارتفاع ٧٠/٢ متر با سنگهاي مرمر چند رنگ پوشاندهاند و بخش بالايى آن
تزييناتى دارد شامل نواري از موزاييك شيشه به پهناي ٥٧ سانتىمتر و
كتيبهاي به قلم نسخ مشتمل بر جملات «لا اله الا اللّه، محمد رسول اللّه»
(كرسول، همان، .(II/٣٤٨ بخش زيرين محراب را نيم گنبد چوبى مقرنسى تشكيل
مىدهد كه آسيب بسيار ديده و زمان ساخت آن ديرتر از زمان لاچين نيست.
نماي صحن مسجد ابن طولون
٣. گشودن دهانة مدّوري در سقف: ساخت جلو محراب كه داراي مقرنسها و گنبدي
چوبى بوده و اطاق پشت محراب نيز كارهاي لاجين بوده است، اما گنبد كنونى
را احتمالاً در سدة ١١ق/١٧م ساختهاند. در سمت چپ اين محراب يك محراب گچى
مسطح هست كه كتيبهاي به نام سيده نفيسه دارد و با توجه به خط و
مقرنسهاي پيشانى آن احتمالاً از زمان لاچين است. محراب سومى نيز در زمان
لاچين ساخته شده كه در سمت چپ محراب مستنصري قرار دارد (نك: ٤ Mدر نقشه) و
كاملاً مشابه آن است و كتيبهاي به نام لاچين دارد و بىترديد آن را در
٦٩٦ق برپا داشتهاند. اين محراب و محراب قرينة آن تنها محرابهاي قاهرهاند
كه كتيبة تاريخى دارند (كرسول، همان، ؛ II/٣٥٠ عبدالوهاب، ١/٣٨). به نظر
مىرسد كه انگيزة ساختن محرابهاي متعدد در ادوار مختلف، تعدد مذاهب بوده
است. اين نظر را سخن ابن كثير در اين باره كه تقىالدين ابن مراجل
سرپرست جامع اموي دمشق در ٧٦٤ق/١٣٦٢م، در آن مسجد دو محراب براي حنفيان و
حنبليان ساخت، تقويت مىكند (همو، ١/٣٩).
٤. منبر: منبر كنونى مسجد كه از چوب ساج هندي و آبنوس ساخته شده و با
ظرافت بسيار كندهكاري گرديده و بازسازي شده منبر لاچين است. منبر طولونى
مسجد را لاچين به مسجد ظاهري در منشاة واقع در ساحل نيل منتقل ساخت. اين
مسجد و منبر هر دو از ميان رفته است و اثري از آنها بر جاي نيست. منبر لاچين
تا ١٢٦١ق/١٨٤٥م، هنگامى كه جيمز ويلد رئيس موزة سوان در لندن آن را مورد
بررسى قرار داد و طرح آن را ترسيم كرد، بر جاي بود. از آن پس دست تعدي به
سوي آن دراز شد، تا آنكه هرتس پاشا قطعاتى از آن را در اروپا گرد آورد و با
كمك طرح موجود منبر را بازسازي كرد. كتيبة موجود بر درِ منبر گوياي آن است
كه آن را به دستور لاچين در صفر ٦٩٦ ساختهاند (همو، ١/٣٧- ٣٨).
نماي داخلى رواق، محراب، منبر و مقرنسهاي زيرگنبد
٥. مناره: منارة جامع از سنگ آهك در چهار طبقه ساخته شده است. طبقة زيرين
با طرح تقريباً مربع به اندازههاي ٧١/١٢ئ٦٥/١٣ (عبدالوهاب، ١/٤٢) و بلندي ٢١
متر داراي پلكانى حلزونى است كه دور آن مىگردد.اشكوب دوم با طرح مدوّر
به ارتفاع ٨٢/٨ متر و داراي جان پناه و پلكان خارجى است كه يك برج ٨
ضلعى دو طبقه روي آن بنا كردهاند. اين بخش داراي پلكان داخلى و يك
گلدستة شياردار است. مجموع ارتفاع مناره از سطح زمين به ٤٤/٤٠ متر مىرسد.
يك پل سنگى كه بر دو طاق نعل اسبى و يك گذر سرپوشيده بنا شده، دومين
پاگرد پلكان را به بام مسجد مرتبط مىسازد. نماي طبقة پايين در هر ضلع داراي
يك پنجرة تزيينى كور است كه در ميان آن يك نيم ستون ساخته شده و يك
جفت طاق نعل اسبى بر آن قرار دارد. مجموعة اين پنجره را يك قاب گچى محصور
مىكند (كرسول، «گزارش...»، .(٣١٤-٣١٥ اين مناره بيش از هر بناي تاريخى
اسلامى مصر بحثانگيز بوده است (همو، «معماري...»، .(II/٣٥٢ از بررسى وضع
فعلى بنا و مطالعة دقيق آن و تحليل متون نادر كهن و فرضيههايى كه تاكنون
ارائه شده است، اين نتيجه حاصل مىشود كه مبهمترين بخش مسجد از لحاظ
تاريخ بنا همين مناره است (گلون، .(٨٦ اين وضع به سبب نظرهاي گوناگونى
پديد آمده كه از نيمة سدة ١٩م به بعد به وسيلة باستانشناسان و پژوهندگان
هنر اسلامى اظهار شده است، اما كرسول به دلايل زير، ساخت مناره را به
لاچين نسبت مىدهد:
الف - وضع منارة موجود با آنچه مقدسى در ٣٧٥ق/٩٨٥م ديده و شرح داده، و با
نوشتة قصاعى (د ٤٥٤ق/١٠٦٢م) كه مىگويد مناره از روي منارة سامره ساخته
شده (مقريزي، خطط، ٢/٢٦٦) و همچنين با داستانى كه ابن دقماق و مقريزي نقل
كردهاند، هماهنگى ندارد.
ب - پل ارتباطى مناره جديدتر از مسجد است، ولى زمان و عوامل بنايى پل و
مناره يكسان است.
ج - كاربرد طاقهاي نعل اسبى پنجرههاي كور تا قبل از ٦٨٣ -٦٨٤ق در مصر
سابقه نداشته است.
د - از همه مهمتر ابطال فرضية گسترش پاية منارة مدوّر كهن به صورت مربع و
ساختن منارة جديد بر آن است. در ١٩٢٠م با نقبى كه پاتريكولو١ سرمهندس كميتة
حفاظت آثار تاريخى در پاية مناره زد، روشن شد. كه هيچگونه پيوند مدوري در
پايه وجود ندارد، بلكه طبقة زيرين يكدست و بدون گسستگى ساخته شده و و
بنابراين تمام مناره يكجا بنا گرديده است (كرسول، همان، .(II/٣٥٢-٣٥٥
منارة مسجد ابن طولون
در دوران حكومت متناوب ناصر محمد بن قلاوون ميان سالهاي ٦٩٣ -٧٤٠ق دو منارة
استوانهاي آجري در دو سمت ديوار شرقى ساخته شد (مقريزي، همان، ٢/٢٦٩). يكى
از اين دو مناره در سدة ١٣ق/١٩م و ديگري در سدة ١٤ (پس از ١٣٥٢ق) ويران
گشت (عبدالوهاب، ١/٤٥). تعميرات بيشتري بين سالهاي ٧٦٦-٧٦٧ق در مسجد انجام
گرفت (ريويرا، .(١٣٧ در ٧٢٩ق/١٣٩٠م رواقى در كنار مناره ساخته شد و وضوگاه
جديدي در كنار وضوگاه كهن برپا گرديد كه هر دو از ميان رفته است (مقريزي،
عبدالوهاب، همانجاها).
مسجد در ١١٢٣ق/١٧١١م به قلعة نظامى بدل گشت و مدتى كوتاه پس از آن يك
كارخانة پشمريسى در آن داير گرديد (ريويرا، .(١٣٧-١٣٨ بدترين صدمات در نيمة
سدة ١٣ق/١٩م بر مسجد وارد آمد. در اين زمان با بستن چشمههاي رواقهاي
جانبى، آنها را به اتاق براي بيماران روانى تبديل كردند. مدتى نيز به
صورت خانة بينوايان درآمد و ١٠٠ خانوار را در آن اسكان دادند. بخشى را نيز به
دكان مبدل ساختند. بر اثر اين دگرگونيها و پيامدهاي ناشى از اقامت افراد در
آنجا، مسجد به طور روزافزون رو به ويرانى نهاد. از جمله نخستين رديف طاقهاي
رواق اصلى در ١٢٩٤ق/١٨٧٧م به كلى ويران گرديد.
مسجد تا ١٢٩٧ق همچنان به صورت خانة بينوايان باقى ماند، تا آنكه در ١٣٠٢ق
كميتة حفظ بناهاي تاريخى دستور داد ديوارهاي بين رواقهاي مسجد را بردارند كه
اين كار در ١٣٠٧ق به انجام رسيد (كرسول، همان، .(II/٣٣٨ كار تعميرات تا
١٣٣٦ق ادامه يافت. ديوارهاي الحاقى داخل ايوانها و رواق نيز را برداشتند.
بخشى از خانههاي سمت شرقى مسجد تخريب گرديد و صحن و رواقها پاكسازي شد.
گنبد بالاي محراب، منارة بزرگ، منبر، شبكههاي نورگيرها، گچبريهاي طاقها و
سرانجام بخشى از سقف به شيوة سقف كهن با بتون مسلح ساخته شد و روكوب آن
به شيوة قديمى با بهرهگرفتن از بازماندة روكوبهاي چوبى موجود بازسازي گرديد.
كتيبة كوفى مشهور را نيز به جاي خود بازگرداندند. پس از اين اقدامات، روز
جمعه ٢٢ رجب همان سال نماز جمعه در آنجا برپا گرديد؛ ولى كار بازسازي و
مرمت مسجد، چون تخريب ابنية احداث شده در داخل زياده، اتمام سقفها، مرمت
گچبريها، ساختن رواق ويران شدة مشرف به صحن ايوان شرقى، ترسيم مشبّكهاي
گچى و محراب مستنصري ادامه يافت (عبدالوهاب، ١/٤٥-٤٦).
مسجد ابن طولون را از نظر عوامل معماري بايد يك بناي عباسى سبك سامره
دانست كه در خاك مصر جاي داده شده است. بنابراين بىشك شمار بسياري از
صنعتگران عراقى در كارهاي بنّايى، درودگري، گچبري و ديگر كارهاي آن
مشاركت داشتهاند. البته جاي شگفتى نيست، زيرا ابن طولون از سامره به مصر
آمده بود و صنعتگران عراقى بسياري مىبايست به او پيوسته باشند؛ و نيز نبايد
از ياد برد كه معماري سبك سامره از نيشابور در خراسان تا مصر در شمال افريقا
گسترش يافته است ( ٢ EI). اين مسجد مجموعة موفقى از صلابت، وقار، ظرافت،
سادگى و وسعت در معماري است. از همينرو در زمرة برجستهترين آثار معماري
اسلامى به شمار مىآيد (مارسه، و تحت شمارة ٢٢٠ جزءِ ميراثهاي فرهنگى مصر به
ثبت رسيده است (جومار، ٣٨٧).
مآخذ: ابن جبير، محمد، رحلة، ليدن، ١٩٠٧م؛ ابن دقماق، ابراهيم، الانتصار
لواسطة عقد الامصار، بيروت، ١٣١٠ق/١٨٩٣م؛ بلوي، عبدالله، سيرة احمد بن
طولون، به كوشش محمد كرد على، دمشق، ١٣٥٨ق؛ جومار، ادم فرانسوا، وصف مدينة
القاهرة و قلعة الجبل، ترجمة ايمن فؤاد سيد، قاهره، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ عبدالوهاب،
حسن، تاريخ المساجد الاثرية، قاهره، ١٩٤٦م؛ كندي، محمد، كتاب الولاة و كتاب
القضاة، به كوشش روون گست، بيروت، ١٩٠٨م؛ ماهر محمد، سعاد، مساجد مصر و
اولياؤها الصّالحون، قاهره، ١٩٧١م؛ مقدسى، محمد، احسن التقاسيم، ليدن،
١٩٠٦م؛ مقريزي، احمد، خطط، بولاق، ١٢٧٠ق؛ همو، كتاب السلوك، قاهره، ١٩٧٠م؛
ناصر خسرو، سفرنامه، به كوشش محمد دبير سياقى، تهران، ١٣٥٦ش؛ نيز:
Creswell, K. A. C., Early Muslim Architecture, Oxford, ١٩٤٠; Id, A Short Account
of Early Muslim Architecture, London, ١٩٦٩; EI ٢ ; Golvin, Lucien, Essai sur
l'architecture religieuse musulmane, Paris, ١٩٧٤; Grabar, Oleg, The Formation of
Islamic Art, London, ١٩٧٣; Mar ٥ ais, Georges, L'art de l'Islam, Paris, ١٩٤٦;
Revoire, G. T., Moslem Architecture, New Yord, ١٩١٣; Sh ? fi ١ / , Far o d, X An
Early F ? timid Mihr ? b in the Mosque of Ibn T = l = n n , Bulletin of the
Faculty of Arts, Cairo, ١٩٣٣, vol. XV (١).
نوشين دخت نفيسى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا