دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٠٣
| ابن صائغ، عبدالرحمن جلد: ٤ شماره مقاله:١٤٠٣ |
اِبْنِ صائِغ، عبدالرحمان بن يوسف ملقب به زينالدين، خطاط سدههاي ٨ و
٩ق/١٤ و ١٥م در مصر. وي كه به سبب پيشة زرگري پدرش ابن صائغ ناميده شده
است، پيش از ٧٧٠ق/١٣٦٩م در قاهره به دنيا آمد و در همان شهر پرورش يافت.
خط منسوب را از استادش نوروَسيمى آموخت و ملازم وي بود تا آنكه در كتابت
قلم نسخ از او پيشى گرفت (سخاوي، ٤/١٦١). ابن صائغ در آغاز از شيوة ابن
عفيف پيروي مىكرد و در اين سبك از ابوعلى زفتاوي بهره مىگرفت، اما
سرانحام خود شيوهاي تازه برگزيد كه بين روش كتابت ابن عفيف و شهاب
الدين غازي بود (همانجا). ابن صائغ مكتبهايى در بعضى از مدارس قاهره ايجاد
كرد و به تعليم خط پرداخت و مردم گروه گروه از آموزش او بهره گرفتند (همو،
٤/١٦٢). رسم «شهادة» يا «اجازه» را كه نشان به كمال رسيدن خطاطان و مجوز
آنان در تعليم دادن و ديگران و نوشتن نام خويش بر قطعه است، او در مصر
پديد آورد (كردي، ٣٤٢).
ابن صائغ را شيخ الكُتّاب زمان خود خواندهاند و نوشتهاند كه جميع اقلام
خط را خوش مىنوشت (حسينى، ٨٧). وي شيخى ظريف، هوشيار و نكته سنج بود و
اشعار و نوادر بسيار مىدانست. در اواخر عمر به سبب ناتوانى از كار بازماند و
سرانجام در ٨٤٥ق/١٤٤٢م در حالى كه بيش از ٨٠ سال از عمرش سپري شده بود،
درگذشت و روز بعد در گورستان جوشن به خاك سپرده شد (سخاوي، همانجا).
ابن صائع دوران زندگانيش را به كتابت قرآن كريم و كتابها و قصايد متعدد
گذراند. آنچه از آثار او برجاي مانده، عبارت است از:
١. قرآنى به قلم مُحَقق در اندازه ٨٢ئ٥/١٠٨ سانتى متر، كتابت شده در
٨٠١ق/١٣٩٩م كه در كتابخانة ملى قاهره نگهداري مىشود (لينگز و صفدي، ٥٧ ؛
لينگز، ١٠٢ )؛ ٢. قرآنى به قلم ثلث، كتابت شده در ٨١٤ق/١٤١١م براي سلطان
ناصر فرج بن برقوق، محفوظ در دارالفن الاسلامى قاهره (زينالدين، ٦٧)؛ ٣.
قرآنى به قلم ثلث، مضبوط در كتابخانة چستربيتى دوبلين (همو، ١٦٨)؛ ٤.
كتيبهاي شامل سورة فتح و جز آن بر ديوارهاي مسجد نبوي (همو، ٣٣٠، حاشيه).
از ابن صائغ كتابى به نام تحفة اولى الالباب فى صناعة الخط و الكتاب بر
جاي مانده كه در ١٩٦٧م در تونس به چاپ رسيده است (منجد، ٢٦-٢٧).
بررسى آثار بازمانده از ابن صائغ نشان مىدهد كه با همة ستايشى كه
نويسندگانى چون طيبى (ص ١٨) از او كرده و وي را يگانة روزگار و جامع محاسن
خوشنويسى دانستهاند، خوشنويسان ايرانى معاصر او به مراتب از وي خوشتر
مىنوشتهاند. بنابر اين داوري اين نويسندگان كه او را نابغة عصر خوانده و خط
او را برتراز ديگر هم روزگاران وي شمردهاند (سخاوي، همانجا)، تنها مىتواند در
مورد خطاطان مصري صادق باشد، نه خوشنويسان همة سرزمينهاي اسلامى.
مآخذ: حسينى، محمد مرتضى، حكمة الاشراق الى كتاب الافاق، به كوشش
عبدالسلام هارون، ١٣٧٣ق/١٩٥٤م؛ زينالدين، ناجى، مصور الخط العربى، بغداد،
١٤٠٠ق/ ١٩٨٠م؛ سخاوي، محمد، الضوء اللامع، قاهره، ١٣٥٤ق؛ طيبى، محمد، جامع
محاسن كتابة الكتاب، به كوشش صلاحالدين منجد، بيروت، ١٩٦٢م؛ كردي، محمد
طاهر، مصر، ١٣٥٨ق/١٩٣٩م؛ منجد، صلاح الدين، معجم المخطوطات المطبوعة، بيروت،
١٩٧١م؛ نيز:
Lings, Martin and Yasin Safadi, The Quran, London, ١٩٧٦; Lings, M., The Quranic
Art of Calligraphy and Illumination, London. ١٩٧٦.
محمدحسن سمسار
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا