دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٧٥
| ابن شدقم جلد: ٤ شماره مقاله:١٣٧٥ |
اِبْنِ شَدْقَم، ابوالمكارم بدرالدين، حسن بن على بن حسن بن على ابن
شدقم حسينى، موّرخ، فقيه، محدّث، شاعر و اديب مدنى در سدة ١٠ق/١٦م.
آقابزرگ به نقل از تحفة الازهار، تأليف نوادهاش ضامن بن على، تاريخ تولد
و وفات او را ٩٣٢- ٩٩٥ق/١٥٢٦-١٥٨٧م ذكر مىكند ( طبقات، ٥٢)، امّا سال ولادت
و درگذشت او را ٩٤٢-٩٩٩ق نيز ياد كردهاند (امين، ٥/١٧٥، زركلى، ٢/٢٠٤).
بغدادي تاريخ وفاتش را ١٠٤٦ آورده است ( هديه، ١/٢٩٠) كه بعيد مىنمايد.
مجلسى او را با قيد كلمة «ظاهراً» از اماميه مىداند (١/٢٥)، ولى تأليفات وي و
اجازه نامههايى كه از سوي علماي زمان خود به او داده شده، حاكى است كه
ابن شدقم شيعى بوده است (امين، ٥/١٧٦-١٧٧؛ آقابزرگ، طبقات، ٥٣؛ افندي،
١/٢٣٦). ابن شدقم عنوانى بوده كه به پدرش نيز اطلاق مىشده است (همو،
١/٢٤٩). وي در مدينة منوّره به دنيا آمد و در آنجا پرورش يافت؛ از پدرش علم
آموخت و بر اقران خود برتري گرفت (امين، ٥/١٧٥) و از بزرگان علماي اماميه
شد (افندي، همانجا)، خاندان او نيز همه از دانشمندان بودند و خود را از
نوادگان امام سجاد(ع) مىدانستند (قمى، ١/١٠٤؛ افندي، ١/٢٤٨-٢٤٩).
ابن شدقم علاوه بر پدر خود از استادانى مانند جمالالدين محمد بن على
تولاّئى بصري، حسن بن على حسينى (در معقول)، محمد بن احمد سديدي حسينى
حجازي (در قرائات سبع و نحو و صرف)، شيخ حسين همدانى در قزوين، شيخ محمد
بكري صديقى در مكه، مولا عنايتالله و شيخ نعمتالله در يزد و شيراز كسب
فيض و تحصيل كرده است (امين، ٥/١٧٧). در ٩٦٦ق از نعمت الله بن احمد بن
خاتون عاملى و از محمد ابن على بن ابوالحسن عاملى، صاحب المدارك و در
٩٨٣ق از شيخ حسين بن عبدالصمد عاملى، پدر شيخ بهائى، اجازة روايت گرفت
(حرّعاملى، ٢/٧٠؛ امين، ٥/١٧٦، ١٧٧؛ آقابزرگ، همانجا؛ بحرالعلوم، ٣/١١٢). ابن
شدقم بعد از مرگ پدر (٩٦٠ق/١٥٥٣م) به جاي وي منصب نقابت را عهدهدار شد،
ولى زهد و پرهيزگاري او سبب گرديد كه اندكى بعد، از اين سمت استعفا كند. در
روزگار جوانى (شعبان ٩٦٢) از مدينة منورّه عازم هند شد و در دكن به دربار
سلطان حسين نظامشاه راه يافت و پس از مدتى آن شهر را به قصد شيراز ترك
گفت. در ذيقعدة ٩٦٤ به منظور زيارت مرقد حضرت رضا(ع) از شيراز به خراسان
رفت و در آنجا به ملاقات شاه تهماسب اوّل نايل آمد و مورد توجه او قرار
گرفت. چون آوازة فضل و دانش او به گوش سلطان حسين رسيد، وي را به هند
دعوت كرد. ابن شدقم اين بار به دعوت او مجدداً رهسپار هند گرديد و در آنجا
مورد استقبال واقع شد (آقابزرگ، طبقات، ٥٢؛ امين، ٥/١٧٦). نظامشاه خواهر خود،
فتحشاه، را به او تزويج كرد و از اين راه ثروتى هنگفت به ابن شدقم رسيد.
چون نظامشاه درگذشت، به مدينه، پيش خانوادة خود بازگشت، ولى چون رياست و
منزلتى كه در هند داشت، در موطنش فراهم نبود، به زودي بار ديگر عازم هند
گرديد (ابن معصوم، ٢٤٩) و به دربار شاه مرتضى، پسر و جانشين سلطان حسين
نظامشاه پيوست و مورد احترام و تكريم وي قرار گرفت (امين، ٥/١٧٦). ابن
شدقم در ٥٧ سالگى در دكن وفات يافت و در آنجا به خاك سپرده شد. بعد از
چندي پسر كوچكترش، حسين، بنا به وصيّتى كه كرده بود، جنازهاش را به
مدينه منتقل كرد و در گورستان بقيع مدفون ساخت (آقابزرگ، طبقات، ٥٤؛
كحّاله، ٣/٢٥١).
آثار: ١. زهرالريّاض و زلال الحياض. اين اثر در تاريخ خلفا و امامان است و
در حدود ٩٦٣ق نوشته شده است (كنتوري، ٣٠٥). نوادهاش ضامن بن على بن
حسن، در تأليف كتاب تحفة الازهار خود از مطالب اين اثر استفادة بسيار كرده
است (بحر العلوم، ١١٢). به نوشتة وي اين كتاب ٤ جلد است، ولى آقابزرگ (
الذريعة، ١٢/٧٠) مىنويسد كه در دو مجلّد تدوين يافته بوده است. از جلد سوم
اين كتاب نسخههايى در موزة بريتانيا به شمارة ٣٦٥ II/٥٤٨) )؛ GAL,S, كتابخانة
ناظر حسين در لكهنو و كتابخانههاي ديگر موجود است؛ ٢. الاسئلة الشدقميّة يا
مسائل الشدقميّة. اين اثر مشتمل بر سؤالات ابن شدقم از استاد خود حسين بن
عبدالصمد و پاسخ وي بر آنهاست. نسخهاي از اين كتاب كه در ٩٩٢ق در شهر
احمدنگر به مقابله و تصحيح ابن شدقم رسيده، به خط عبدالطيف جامعى، در
كتابخانة رضويّه موجود است (آقابزرگ، الذريعة، ٢/٨٧)؛ ٣. الجواهر النظاميّة من
حديث خير البريّة يا الجواهر النظامشاهيّة كه براي نظامشاه، سلطان حيدرآباد
نوشته شده و مشتمل بر اخبار فراوان در احوال امامان است. از نوشتة نوادهاش
در كتاب تحفة الازهار چنين پيداست كه وي در ٩٩٢ق از تأليف اين كتاب فراغت
حاصل كرده است (آقابزرگ، الذريعة، ٥/٢٨٥؛ همو، طبقات، ٥٤)؛ ٤. جواهر المطالب
فى فضائل مولانا على بن ابى طالب، كتاب جامعى است مشتمل بر فضايل و
جنگها و خطبهها و سخنان حضرت على (ع) (مجلسى، ١/٢٥)؛ ٥. ديوان ابن شدقم
(آقابزرگ، الذريعة، ٩(١)/٢٣٩).
ابن شدقم خط زيبايى داشته است. نسخهاي از نهج البلاغه كه آن را در ٩٩٤ق
به خط نسخ كتابت كرده، اكنون در كتابخانة مركزي دانشگاه تهران موجود است
(مركزي، ٢/٣٢٢).
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ همو، طبقات اعلام الشيعة، قرن ١٠، به كوشش منزوي،
تهران، ١٩٧٢م؛ ابن معصوم مدنى، سيد على صدرالدّين، سلافة العصر، تهران؛
افندي اصفهانى، عبدالله، رياض العلماء، به كوشش محمود مرعشى و احمد حسينى،
قم، ١٤٠١ق؛ امين، محسن، اعيان الشيعة، به كوشش حسن امين، بيروت، ١٩٨٣م؛
بحرالعلوم، محمد مهدي، رجال، به كوشش محمد صادق بحرالعلوم و حسين
بحرالعلوم، نجف، ١٢١٢ق؛ بغدادي، هديه؛ حرّعاملى، محمد، امل الا¸مل، بغداد،
١٣٨٥ق؛ زركلى، اعلام؛ قمى، عباس، فوائد الرضوّية، تهران، ١٣٢٧ش؛ كحّاله،
عمررضا، معجم المؤلفين، بيروت، ١٩٥٧م؛ كنتوري، اعجاز حسين، كشف الحجب
والاستار، كلكته، ١٣٣٠ق؛ مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
مركزي، خطى؛ نيز:
GAL,S.
ابوالحسن ديانت
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا