دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٧٤
| ابن شداد، عزالدين جلد: ٤ شماره مقاله:١٣٧٤ |
اِبْنِ شَدّاد، عزالدين ابوعبدالله محمد بن على بن ابراهيم بن شداد انصاري
حلبى (ذيحجة ٦١٣ - صفر ٦٨٤ق/١٢١٧- ١٢٨٥م)، دبير، وزير و مورخ روزگار ايوبيان و
مملوكان. از كودكى و نوجوانى او چيز بسياري دانسته نيست. از آغاز جوانى به
كارهاي ديوانى پرداخت. نخستين سمت وي نظارت بر امر گردآوري ماليات در
حرّان بود كه در ٦٤٠ق از سوي سلطان صلاحالدين يوسف برعهدة او نهاده شد.
سپس در دستگاه ملك ناصر ايّوبى، فرمانرواي دمشق، تقرب يافت و در ٦٥٧ق از
سوي او به سفارت نزد مغولان به ميافارقين رفت كه از آن نتيجهاي گرفته
نشد، و ملك ناصر ناگزير گرديد خانوادة خود را به سرپرستى او از دمشق به حلب
بفرستد تا از حملة مهاجمان در امان باشند، ولى در آنجا خبر تهاجم مغولان به
شمال بين النهرين و قتل و غارت آن ديار به ايشان رسيد و چون مغولان به
حلب نزديك شدند، ابن شدّاد و ديگر مردم از شهر گريختند. ابن شدّاد به مصر
روي آورد و در دستگاه ملك ظاهر بَيْبَرس و ملك منصور قلاوون جاي گرفت و در
دربار اين دو سلطان مال و مكنت و جاه و مقام يافت تا آنجا كه با عنوان
«المولى الصاحب المشير الرئيس» از او ياد كردهاند (دهان، ٢٣؛ كراچكوفسكى،
١/٣٦٩؛ ابن شاكر، ٤١٤). وي به ياري دستياران بسياري كه در خدمتش بودند، در
انجام دادن تقاضاهاي مردم تسريع مىكرد (صفدي، ٢/٤)، از اين رو، در منابع
ما از او به نيكنامى ياد شده است (يافعى، ٤/٢٠١؛ ابن فرات، ٨/٣٣).
ابن شدّاد در ٦٧٦ق همراه ملك ظاهر به دمشق رفت و چون ملك در همين سال در
اين شهر درگذشت، فرزندش، ملك سعيد، ابن شدّاد را به خود نزديك ساخت و
فرزندان او نيز در بزرگداشت وي از هيچ كوششى دريغ نداشتند و از دانش و حكمت
و تجربة او سود مىجستند (نك: دهان، همانجا).
گفتهاند كه چون ابن شدّاد در دوران آشوب زدة يورش مغولان از شرق و هجوم
صليبيان از غرب بر سرزمينهاي اسلامى مىزيسته و شاهد حوادث ناگوار و نابودي
شهرها بوده، شديداً به تاريخ و جغرافيا علاقمند گرديده است و به گفتة برخى
ديگر وي در پى مشاهدة همين رويدادها بر آن شده كه آثاري براي عبرت ديگران
تأليف كند. مناصب ديوانى، مصاحبت با اميران و بزرگان و مأموريتهاي سياسى
كه نتيجة آنها آگاهى وي از امور مملكتى و خفاياي رويدادهاي جهان اسلام بود،
اين شايستگى و توانايى را به وي بخشيده بود كه بدين كار دست يازد (
بستانى، ٣/٢٥٥). قابل ذكر است كه آشنايى وي به مسائل اجتماعى و واقعيات
اقتصادي و وقايع نظامى و جنگى سبب غناي آثار او شده است. از سوي ديگر
آشنايى او به ادب و لغت عرب نيز سبب شده تا آثارش به سبك مترسلان
قرنهاي ٥ و ٦ق/١١ و ١٢م و آكنده از صنايع ادبى و ظرافتهاي بديعى شود كه جز
در جزئيات، متأثر از سبك ابن عديم و ابن عساكر است، هرچند كه در شيوة تفكر و
زندگى، بيشتر متأثر از بهاءالدين ابن حناي وزير بوده است (عباره،
٣(١)/٢٥-٢٦؛ دهان، ١٦). وي افزون بر دانش تاريخ با ديوانهاي شاعران نيز
آشنايى داشته و از آنان اشعار بسياري در آثار خود آورده و بدين طريق اين
اشعار را از نابودي رهانيده است.
آثار: ابن شدّاد پس از اقامت در مصر غالب عمر خود را در كار تأليف سپري كرد و
چندين كتاب از خود بر جاي نهاد كه برخى از آنها از ميان رفته و برخى ديگر
در سالهاي اخير تصحيح و چاپ شده است. با آنكه وي از علوم قرآنى، حديث،
لغت عرب و علوم و آداب آن آگاهى كامل داشته است (عباره، ٣(١)/٢٤)، در
ميان آثار او هيچ كتابى در اين موضوعات ديده نمىشود. مهمترين تأليفات وي
اينهاست:
١. الاعلاق الخطيرة فى ذكر امراء الشام و الجزيرة، كه در ٣ بخش در فاصلة
سالهاي ٦٧١ تا ٦٨٢ق نوشته شده است ( ٢ EI). بخش اول، حلب به كوشش
دومينيك سوردل با مقدمهاي به زبان فرانسه در ١٩٥٣م در دمشق چاپ شده و
بار ديگر در ١٩٥٧م در بيروت نشر يافته است؛ بخش دوم، تاريخ مدينة دمشق
مشتمل بر دو قسم به كوشش سامى دهان در ١٣٧٧ق/١٩٥٦م در دمشق چاپ شده
است؛ بخش سوم، الجزيرة مشتمل بر دو قسم به كوشش يحيى عبّاره در ١٩٧٨م در
دمشق چاپ شده است. كتاب الاعلاق الخطيرة، يا خطيرة چنانكه بروكلمان GAL,S,)
ضبط كرده است، نه فقط از اهم كتابهاي ابن شدّاد، كه از مهمترين منابع
تاريخ و جغرافياي سرزمينهاي شمالى اسلام در قرن ٧ق/١٣م است و برخلاف
آنچه از نامش برمىآيد، تنها به ذكر اميران دو منطقة جزيره و شام نپرداخته،
بلكه حانوي نكات تاريخى و جغرافيايى بسياري است كه اختصاص به امرا ندارد
(كراچكوفسكى، ١/٣٧٠).
٢. جنى الجنّتين فى اخبار الدولتين، كه خود ابن شداد در كتاب الاعلاق
الخطيرة (چ ١٩٧٨م، ٣(٢)/٤٥٩) به آن اشاره كرده و در آن از سلطان
جلالالدين نيز نام برده است.
٣. الروض الزّاهر فى سيرة الملك الظاهر، كه خود ابن شداد در كتاب الاعلاق
(چ ١٩٧٨م، ٣(١)/١٢٣) از آن نام برده و نوشته است كه اين كتاب را بر
ترتيب سنوات مرتب كرده بوده است. اين كتاب در زمان ملك ظاهر يعنى پيش
از ٦٧٦ق تدوين شده و يك نسخه از آن به خط خود مؤلف در كتابخانة شهر ادرنه
موجود است (دهان، ١٨-١٩).
٤. القُرعة الشدادية الحميرية، كه تحفة الزمن فى طُرّف اهل اليمن هم نام
دارد و به گفتة بروكلمان ، GAL,S) همانجا) نسخهاي از آن در هند مضبوط است
(قس: بانكيپور، .(I/١٩٠ اين عنوان سبب شده است كه برخى از مؤلفان اصل
قبيلة بنى شداد را از يمن بدانند (دهان، همانجا).
٥. سيرة الملك الظاهر بَيْبَرس، كه نسخهاي خطى از آن در حلب موجود است
(نك: كمال، ١٢٩؛ عمر، ٨١).
٦. برق الشام فى محاسن اقليم الشام، كه ورهووه و بروكلمان I/٨٨٣) S, از
آن ياد كردهاند.
٧. كروم التهانى لتفسير السبع المثانى (بغدادي، ايضاح، ٢/٣٥٢).
٨. الدرّة الخطيرة فى اسماء الشام و الجزيرة (بغدادي، هديه، ٢/١٣٤).
كسانى كه از ابن شداد نقل كردهاند، انگشت شمارند. ابوالفضل محمد بن شحنه
در الدُر المُنتخب فى تاريخ مملكة حلب چند جا از او نقل كرده است (ص ١٥،
١٦، ١٨، جم) و فرانتس روزنتال (ص ٢٣٤) تأكيد دارد كه ابن شحنه كتاب الدُر
المنتخب را با اعتماد بر موادي از كتاب ابن شداد و مورخان حلبى ديگر تدوين
كرده است. خود ابن شحنه (ص ٧، ١٢) پس از بيان سبب تأليف كتابش مىگويد:
از امام العلامه شمس الدين... ابن شداد كتابى ديدم و علاقهمند شدم تا
ذيلى مختصر و مفيد بر تاريخ ابن عديم بنويسم... و در تبويب كتاب از روش
ابن شداد پيروي كردم. نعيمى نيز در كتاب الدارس فى تاريخ المدارس چندين
بار از ابن شداد نقل كرده است (١/١٥٢، ١٥٨، ١٦٧، جم) و بالاخره ابن طولون در
القلائد الجوهرية فى تاريخ الصالحية دوبار از ابن شداد نقل قول كرده است
(١/٢٥٠، ٣٦٨).
مؤلفان متأخر بر ابن شداد، چندان عنايتى به آثار او نشان ندادهاند. ظاهراً
سبب اين بىعنايتى آن بوده است كه او را با بهاءالدين يوسف ابن رافع
اشتباه گرفتهاند. به نظر مىرسد كه منشأ اين اشتباه علاوه بر شهرت آن دو
به ابن شداد، اين باشد كه هر دو در حلب نشو و نما يافته و هر دو به تأليف
سِيَر ملوك پرداختهاند. شايد حاجى خليفه با نسبت دادن كتاب الاعلاق
الخطيرة... به ابن شداد يوسف بن رافع حلبى (١/١٢٥) نخستين كسى باشد كه در
اين مورد دچار اشتباه شده و اشتباه او به آثار نويسندگان بعدي از عرب و
فرنگى راه يافته است، تا آنجا كه او را به كلى ناديده گرفته و در هيچ جا
چنانكه بايد نامى از او نبردهاند (دهان، ١٣-١٤)، امّا مؤلفان متأخرتر آن دو
را از يكديگر بازشناخته و اشتباهات پيش آمده را تصحيح كردهاند (كراچكوفسكى،
١/٣٦٩).
مآخذ: ابن شاكر كتبى، محمد، عيون التواريخ، نسخة عكسى موجود در كتابخانة مركز؛
ابن شحنه، محمد، الدر المنتخب فى تاريخ مملكة حلب، به كوشش يوسف اليان
سركيس، بيروت، ١٩٠٩م؛ ابن شداد، محمد، الاعلاق الخطيرة فى ذكر امراء الشام و
الجزيرة، بخش تاريخ مدينة دمشق، به كوشش سامى الدهان، دمشق، ١٣٧٧ق/
١٩٥٦م؛ همان، به كوشش يحيى عباره، دمشق، ١٩٧٨م؛ ابن طولون، محمد، القائد
الجوهرية فى تاريخ الصالحية، به كوشش محمد احمد دهان، دمشق، ١٤٠١ق/ ١٩٨٠م؛
ابن فرات،محمد، تاريخ ابن الفرات، به كوشش قسطنطين زريق و نجلا عزالدين،
بيروت، ١٩٣٩م؛ بستانى؛ بغدادي ايضاح؛ همو، هديه؛ حاجى خليفه، كشف؛ دهان،
سامى، مقدمه بر الاعلاق الخطيرة (نك: ابن شداد در همين مآخذ)؛ روزنتال،
فرانتس، علم التاريخ عند المسلمين، ترجمة صالح احمد العلى، بغداد، ١٩٦٣م؛
صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش هلموت ريتر، بيروت، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛
عباره، يحيى، مقدمه بر الاعلاق الخطيرة (نك: ابن شداد در همين مآخذ)؛ عمر،
محمد عزت، فهرس المخطوطات المصورة فى مكتبة معهد التراث العلمى العربى،
حلب، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ كراچكوفسكى، ايگناتى، تاريخ الادب الجغرافى العربى،
ترجمة صلاحالدين عثمان هاشم، مسكو، ١٩٥٧م؛ كمال، محمد، فهرس المخطوطات
المودعة فى خزانة معهد التراث العلمى العراقى، حلب، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ نعيمى،
عبدالقادر، الدارس فى تاريخ المدارس، به كوشش جعفر الحسنى، دمشق،
١٣٦٧ق/١٩٤٨م؛ يافعى، عبدالله، مرا¸ة الجنان، حيدرآباد دكن، ١٣٣٧-١٣٣٩ق؛ نيز:
Bankipore; EI ٢ ; GAL,S; Voorhoeue.
عبدالمحمد روحبخشان
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا