دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٧٠
| ابن شجری جلد: ٤ شماره مقاله:١٣٧٠ |
اِبْنِ شَجَري، ابوالسعادات هبةالله بن على علوي حسنى (٤٥٠- ٢٠ رمضان
٥٤٢ق/١٠٥٨-١٢ فورية ١١٤٨)، نحوي، لغوي، اديب و شاعرِ شيعى. نسب او به امام
حسن مجتبى(ع) مىرسد و به همين سبب علوي حسنى ناميده شده است. دربارة
شهرت يافتن او به ابن شجري اختلاف است. ياقوت (١٩/٢٨٢) او را از طرف مادر
به خاندان «شجري» منسوب مىداند، اما ابن خلكان (٦/٥٠) انتساب او را هم به
اين خاندان محتمل مىداند و هم به قرية شجره واقع در نزديكى مدينه (براي
نظرات ديگر، نك: سيوطى، ١/٣٢٤).
وي ادب و نحو را نزد ابن طباطبا، خطيب تبريزي، سعيد بن على سُلالى و ابن
فَضال مُحاشِعى آموخت و علم حديث را نزد جماعتى از شيوخ چون ابوالحسن
مبارك بن عبدالجبار صيرفى و محمد بن سعيد ابن نبهان كاتب فراگرفت (ياقوت،
١٩/٢٨٢-٢٨٣؛ قفطى، ٣/٣٥٦؛ ابن خلكان، ٦/٤٦) و از دوريستى، ابن قدامه و
ديگران روايت كرد (افندي، ٥/٣١٨). وي هرگز از دانشاندوزي نياسود، چنانكه در
سن پيري نيز در درس ابوالحسن بن طيوري و برخى ديگر حاضر مىشد (ذهبى،
٢/٤٦٣)، حال آنكه او خود در فنون ادب تجارب بسيار اندوخته و در بغداد، سرور
نحودانان گشته بود و چندي هم، به نيابت از سوي الطاهر ابوعبدالله احمد بن
ابى الحسن علوي، نقيب طالبيان در محلة كرخ بغداد بود (ابن انباري، ٢٨٤؛
ابن كثير، ١١/٢٢٣). گويند وي مدت ٧٠ سال به تدريس نحو و ادب اشتغال داشت.
در اين مدت طولانى بسياري از مشاهير نحو و لغت، چون تاجالدين كندي،
ابوالبركات ابن انباري (ياقوت، ١٩/٢٨٣؛ ابن انباري، ٢٨٦) و ابن خشاب
(فيروزآبادي، ٢٧٨) از او دانش آموختند؛ عدهاي چون شيخ برهانالدين حمدانى
قزوينى و قطب راوندي نيز از او روايت حديث كردند (افندي، همانجا).
مقام ارجمند او را همگان ستودهاند: منتجب الدين (ص ١٩٧) او را فاضل و صالح
دانسته است؛ ابن انباري (ص ٢٨٥-٢٨٦) سلسلة مشايخ او را در نحو به على(ع)
رسانده است؛ ياقوت (همانجا) نيز وي را بسيار ستوده و گفته است در علم نحو
يگانة روزگار بود، اشعار و احوال و ايام عرب را نيك مىدانست و در ادب تسلط
كامل و كافى داشت. ابن هشام (١/٤٥، ٦٠، ٦٤، ٦٥، جم) به آراء و نظرات او در
چندين مورد استناد كرده و ابن خلكان (٦/٤٦-٤٧) به تبحر او در استشهاد به شعر
عرب اشاره نموده است. بدينسان ابن شجري به درجهاي از اعتبار و شهرت
رسيده بود كه بزرگى چون زمخشري، هنگام بازگشت از سفر حج، در بغداد به
ديدنش رفت و در حضور عدهاي، از جمله ابن انباري، در باب حديث و شعر و ادب
با او به مباحثه پرداخت (ياقوت، ١٩/١٢٨؛ ابن خلكان، همانجا). ابن شجري شعر
نيز مىسرود، اما از اشعار او تنها دو قطعة كوتاه مجموعاً ٥ بيت و نيز ١٦ بيت از
يك قصيده در مدح وزير نظامالدين ابونصر مظفر باقى مانده است (ابن خلكان،
٦/٤٧- ٤٨). گويا اشعار وي مورد پسند اهل ادب نبوده است، چنانكه حسن بن احمد
بن جكينا شاعر بغدادي شعر او را مورد طعن قرار داده است (ابن خلكان، ٦/٤٩؛
ابن شاكر، ١/٣٢١). ابن شجري در بغداد چشم از جهان فروبست و در كرخ كه محلة
شيعهنشين بغداد بود، به خاك سپرده شد (قفطى، ٣/٣٥٦).
آثار: از وي آثاري در زمينههاي مختلف برجاي مانده كه عبارتند از:
١. الامالى. اين كتاب يكى از آثار كمنظير و ارزشمند است كه صاحب آن
بسياري از آراء نحوي را با شواهد شعري مختلف در ٨٤ مجلس براي شاگردانش املا
كرده است. تاريخ بسياري از مجالس دقيقاً ثبت شده، اما از شروع نخستين
مجلس اطللاع دقيقى در دست نيست و با توجه به انيكه مجلس هشتم در اوايل
جماديالاوّل ٥٢٤ املا گرديده و پس از آن به طور مرتب ادامه داشته است،
شروع آن احتمالاً در اوايل ربيعالاول همان سال بوده است.
ابن شجري در اين كتاب آراء بسياري را بدون ذكر نام آورده است. به عنوان
مثال چند فصل كامل از كتاب الازهية هروي را بدون ذكر مأخذ نقل كرده است (
الامالى، ٢/٣٤٣-٣٥١؛ قس: هروي، ١٤٨-١٥٧؛ ابن شجري، مالم ينشر، ٣٠-٣١؛ قس:
هروي، ٥٤ - ٥٥، جم)
وي بخش وسيعى از الامالى را (نك: ابن شجري، مالم ينشر، ٤١- ٦٥) به ذكر
لغزشهاي مكى بن ابى طالب مغربى در كتاب مشكل اِعراب القرآن اختصاص داده
است. برخى از متأخران (ضامن، ٦ -٧) انگيزة اين كار او را اختلافات مذهبى
دانستهاند و گفتهاند كه چون مكى بن ابى طالب، مالكى مذهب بوده و در چند
جا از نوشتههايش معتزله را مورد انتقاد قرار داده و آنان را ملحد دانسته،
ابن شجري در مقام دفاع از معتزله به طرح اين انتقادات پرداخته است، اما
دربارة اين سخن بايد اندكى ترديد كرد، چه همة موارد نيز چندان نابجا نيست
(ابن شجري، همان، ٤٣). كتاب الامالى در ١٣٤٩ق در دو مجلد در حيدرآباد به طور
ناقص به چاپ رسيده و يك بار نيز در بيروت بدون ذكر تاريخ، تجديد چاپ شده
است. بخش پايانى آن با عنوان مالم ينشر من الامالى الشجرية به كوشش حاتم
صالح ضامن در ١٤٠٥ق/١٩٨٤م در بيروت چاپ شده كه بقية مجلس ٧٨ تا مجلس ٨٤
را شامل مىشود.
٢. الحماسة. اين اثر گلچينى از بهترين اشعار شعراي جاهلى و اسلامى عصر اموي
و عباسى است كه وي به تقليد از حماسة ابوتمّام و بحتري گردآورده است.
برخى معتقدند كه در سلسلة حماسههاي عرب، اثرِ ابن شجري از همه ارزشمندتر
است (مردم بك ٤٥/٨٨٢). حماسه در ١٣٤٥ق توسط مستشرق آلمانى فريتس كرنكو در
حيدرآباد و در ١٩٧٠م به كوشش عبدالمعين الملوحى و اسماء الحمصى در دمشق به
چاپ رسيده است.
٣. مختارات شعراء العرب، شامل ٥٠ قصيده از قصايد معروف عصر جاهلى و مخضرمين
است. اين اثر در ١٣٠٦ ق در قاهره چاپ سنگى شده، در ١٣٤٤ق به كوشش محمود
حسن الزناتى در قاهره و يك بار ديگر در ١٩٧٥م به كوشش على محمد بجاوي در
همانجا به چاپ رسيده است.
٤. منظومة ابن الشجري. اين اثر در ١٣٣٠ق در قاهره چاپ شده است.
افزون بر اينها، نسخهاي از يك فرهنگ مشتركات لفظى در برلين مضبوط است
I/٤٩٣) كه شايد همان ما اتفق لفظه و اختلف معناه باشد كه ياقوت (١٩/٢٨٣) از
آن نام برده است.
آثار ديگري هم براي ابن شجري ذكر كردهاند كه عبارتند از: ١. الانتصار.
هنگامى كه ابن شرجى املاي كتاب الامالى را به پايان برد، ابن خشاب از
وي خواست تا آن را نزد او فراگيرد، اما وي نپذيرفت. در نتيجه ابن خشاب به
ردّ بعضى از موضوعات كتاب پرداخت و ابن شجري در پاسخ آن الانتصار را نوشت
(ياقوت، همانجا؛ قفطى، ٣/٣٥٦-٣٥٧)؛ ٢. شرح التصريف الملوكى ابن جنى؛ ٣. شرح
اللمع ابن جنى (ابن خلكان، ٦/٤٥).
مآخذ: ابن انباري، عبدالرحمان، نزهة الالياء، به كوشش ابراهيم سامرايى،
بغداد، ١٩٥٩م؛ ابن تغري بردي، النجوم؛ ابن خلكان، وفيات؛ ابن شاكر كتبى،
محمد، فوات الوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت، دارصادر؛ ابن شجري،
هبةالله، الامالى، حيدرآباد دكن، ١٣٤٩ق؛ همو، الحماسة، به كوشش فريتس كرنكو،
حيدرآباد دكن، ١٣٤٥ق؛ همو، مالم ينشر من الامالى الشجرية، به كوشش حاتم
صالح ضامن، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٤م؛ ابن كثير، البداية؛ ابن هشام، عبدالله،
مغنى اللبيب، به كوشش محمد محيىالدين عبدالحميد، قاهره، مكتب التجارية
الكبري؛ افندي اصفهانى، عبدالله، رياض العلماء، به كوشش احمد الحسينى، قم،
١٤٠١ق؛ ذهبى، محمد، العبر، به كوشش محمد سعيد بن بسيونى، بيروت،
١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ سيوطى، بغية الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره،
١٣٨٤ق/١٩٦٥م؛ ضامن، حاتم صالح، مقدمه بر مالم ينشر (نك: ابن شجري در همين
مآخذ)؛ فيروزآبادي، محمد، البلغة، به كوشش محمد المصري، دمشق، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛
فقطى، على، انباه الرواة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره،
١٣٧٤ق/١٩٥٩م؛ مردم بك، عدنان، «التعريف و النقد»، مجلة مجمع اللغة العربية
بدمشق، شم ٤٥، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م، شم ٤٥؛ منتجبالدين، على، فهرست اسماء علماء
الشيعة، به كوشش عبدالعزيز طباطبائى، بيروت، ١٤٠٦ق؛ هروي، على، الازهية، به
كوشش عبدالمعين الملوحى، دمشق، ١٣٩١ق/١٩٧١م؛ ياقوت، ادبا؛ نيز:
GAL,S.
عنايتالله فاتحىنژاد
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا