ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٣٦ - اشکال بر اِین استدلال
اولوِیّت اِیشان جز با حضور آن حضرت منعقد نمِیگردد، زراره براِی تشرّف اصحاب به حضور آن حضرت در صبح روز جمعه سؤال مِینماِید و روشن است که اگر امام علِیهالسّلام خودبنفسه بخواهد اقامۀ نماز جمعه بنماِید، دِیگر بر احدِی جاِیز نِیست که بر اِیشان تقدّم پِیدا کند و ِیا اِینکه در محلّ دِیگرِی بدون حضور آن حضرت، خود اقامۀ نماز جمعه نماِید؛ زِیرا که در هر شهرِی باِید فقط ِیک نماز جمعه اقامه گردد. پس هنگامِی که امام علِیهالسّلام خبر دادند که به جهت بقاِی تقِیّه نسبت به خودشان نمِیتوانند نماز جمعه را اقامه نماِیند، نماز جمعه بر زراره به جهت عدم بقاِی تقِید نسبت به او واجب خواهد بود.[١]
بِیان کِیفِیّت تقِیّه در زمان حضرت امام باقر و حضرت امام صادق علِیهماالسّلام
گفته نشود که: عصر حضرت امام باقر و حضرت امام صادق علِیهماالسّلام زمان تقِیّه نبوده؛ خصوصاً با توجّه به اِینکه در همِین زمان حسن بصرِی و اوزاعِی و احمد بن حنبل بنا بر ِیکِی از دو رواِیت نقل شده از او به عدم مشروطِیّت نماز جمعه به وجود شخص حاکم قائل شدهاند؛ زِیرا در جواب مِیگوِیِیم:
اوّلاً: تقِیّه در موردِی تحقّق مِیِیابد که فتواِی مشهورِی از اهل خلاف وجود داشته باشد و در بحث مانحنفِیه فتواِی مشهور ابوحنِیفه بر اشتراط وجوب نماز جمعه به وجود حاکم ِیا منصوب از جانب او وجود دارد.
و ثانِیاً: اگرچه فتوا به عدم اشتراط از طرف اِین اشخاص فِیحدّنفسه صحِیح و حق است؛ امّا آنها در مقام عمل، سلاطِین جور را از باب اولوِیّت براِی تصدِّی اِین مقام مقدّم مِیداشتهاند و به خاطر همِین اولوِیّت بوده که خلفاِی جور از زمان تصدِّی خلافت، خود متصدِّی اقامۀ نماز جمعه مِیشدند. در چنِین ظرفِی چگونه ممکن است حضرات ائمّۀ معصومِین علِیهمالسّلام خود متصدِّی اقامۀ نماز جمعه گردند؟! درحالِیکه اِین امر مستلزم تقدّم اِیشان بر خلفا مِیباشد!
[١]. اِین اوّلِین شاهد و دلِیل است بر اِینکه وجوب و حتِّی صحّت نماز جمعه مشروط به حضور امام ِیا نائب اِیشان ِیا حاکم مبسوطالِید نمِیباشد؛ پس اِین نکتۀ دقِیق را متوجّه باش! (منه عفِی عن جرائمه)