ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٠٣ - کِیفِیّت دلالت اِین رواِیات از منظر قائلِین به حرمت نماز جمعه و پاسخ آن
المضرّةُ و المنفعةُ، و لا ِیکون الصّائر فِی الصّلاة منفصلًا و لِیس بفاعلٍ غِیرُه ممَّن ِیؤُمُّ النّاسَ فِی غِیرِ ِیوم الجُمُعةِ.
فإن قال: فلِمَ جُعِل [جُعِلت] الخطبتِینِ [خُطبتِین]؟ قِیل: لأن ِیکون واحداً للثَّناءِ علِی اللهِ و التّمجِیدِ و التّقدِیسِ للهِ عزّ و جلّ، و الأُخرِی للحوائجِ و الإعذارِ و الإنذارِ و الدّعاءِ و ما ِیرِیدُ أن ِیعلِّمَهم من أمرِه و نهِیِه و ما فِیه الصّلاحُ و الفسادُ. (ذُکر فِی الوسائل أنّ قولَه: «و لِیس بفاعلٍ غِیرُه» غِیرُ موجود فِی العِیون.)[١]
«خطبۀ نماز جمعه به اِین دلِیل در روز جمعه قرار داده شده است که روز جمعه روز حضور و اجتماع مردم است. پس خداوند اراده فرموده است که امِیر و حاکم براِی موعظه و ترغِیب آنان به اطاعت پروردگار و بِیم دادن از معصِیت او و واقف نمودن آنان بر آنچه که مصلحت دِین و دنِیاِیشان مِیبِیند، وسِیله و فرصتِی داشته باشد و آنان را از اتّفاقاتِی که در اطراف و اکناف به وقوع پِیوسته و براِیشان منفعت ِیا مضرّت دارد آگاه سازد؛ فلذا حاکم مسلمِین باِید خودش شخصاً خطبهها را اِیراد نموده و نماز را اقامه نماِید و نباِید صرفاً براِی اقامۀ نماز بدون اِیراد خطبهها حاضر گردد و نباِید غِیر از امام و حاکم، اشخاصِی مانند ائمّۀ جماعات متصدِّی اقامۀ نماز جمعه گردند. و همانا نماز جمعه در دو خطبه قرار داده شده تا ِیکِی مختص به حمد و ثناِی حضرت حق و تمجِید و تقدِیس خداِی عزّوجلّ بوده و دِیگرِی در برگِیرندۀ بِیان حوائج و نِیازها و اتمام حجّت و انذار و دعا باشد و در آن اوامر و نواهِی الهِی که صلاح و فساد مردم در آن است را به آنان تعلِیم دهد.»
کِیفِیّت دلالت اِین رواِیات از منظر قائلِین به حرمت نماز جمعه و پاسخ آن
مُستدلّ به اِین رواِیت مدّعِی است که مراد از امام در اِین رواِیت، امام اصل است؛ و اِین فرد ِیا شخص معصوم ِیا شخص منصوب از جانب وِی مِیباشد. پس بنابراِین ادّعا، رواِیت صرِیح در سقوط نماز جمعه در زمانِی است که اِین امام در مِیان مردم حضور نداشته باشد.[٢]
[١]. علل الشراِیع، ج ١، ص ٢٦٥؛ عِیون أخبار الرّضا علِیهالسّلام، ج ٢، ص ١١١، با قدرِی اختلاف.
[٢]. مفتاح الکرامة، ج ٨، ص ٢٣١ و ٢٣٢.