ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٠٣ - مراد از ندا إعلان توسّط کسِی است که اهلِیّت آن را داشته باشد (ت)
لذا اگر پِیامبر ِیا امام بنا بر مصلحتِی براِی نماز جمعه حاضر نشدند، حضور فرد دِیگرِی براِی اقامۀ آن واجب مِیباشد؛[١] بلکه آِیه دلالت بر اِین دارد که وقتِی که ندا از جانب شخصِی باشد که اهلِیّت براِی نماز را دارد، سعِی براِی آن واجب مِیباشد و حرمت اقامۀ نماز جمعه توسّط شخص غِیر معصوم در زمان حضور به جهت حرمت تقدّم بر معصوم بوده و اِین دلِیل در زمان غِیبت وجود ندارد.[٢]
مراد از ندا إعلان توسّط کسِی است که اهلِیّت آن را داشته باشد (ت)
تمام اِین مطالب بر اِین فرض است که ندا براِی وجوب سعِی موضوعِیّت داشته باشد، درحالِیکه ضعف اِین مطلب را دانستِی.[٣]
[١]. درصورتِیکه اِین شخص به رضاِیت رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم ِیا امام علِیهالسّلام بر اقامۀ نماز جمعه در زمان حضور توسّط او علم داشته باشد. (منه عفِی عنه)
[٢]. در زمان غِیبت، ادلّه بر حرمت تقدّم بر مجتهد جامعالشّراِیطِ مبسوطالِید ِیا فرد منصوب از قِبل اِیشان دلالت دارد. (منه عفِی عنه)*
* اِین حکم درصورتِی است که قِیام براِی تصدِّی نماز جمعه، تقدّم بر امام علِیهالسّلام ِیا مجتهد جامعالشّراِیط محسوب شود؛ ِیعنِی نماز بدون اذن و رضاِیت اِیشان اقامه شود. و الاّ اگر اهل قرِیهاِی بدون تعارض با اِیشان؛ بلکه در طرِیق متابعت و انقِیاد نماز را اقامه کنند، تقدّم به حساب نمِیآِید. (منه عفِی عن جرائمه)
[٣]. آنچه که بعد از تأمّل براِی ما روشن شد اِین است که: مراد از ندا، إعلان و إعلام براِی حضور و تجمّع است چه از طرِیق اذان ِیا غِیر آن؛ کما اِینکه در زمان رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم دأب و روش بر اِین بود که هر گاه حادثهاِی اتّفاق مِیافتاد که حضور و اجتماع مردم به خاطر آن لازم بود، منادِی از جانب رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم ندا مِیداد: الصّلاةُ جامعةً! و سپس مردم در مسجد نزد اِیشان جمع مِیشدند و اِیشان بر فراز منبر رفته و براِیشان صحبت مِیفرمودند و افراد را به مسائل و امورِی که مِیخواستند متوجّه و متنبّه مِینمودند. بنابراِین مراد از ندا، إعلان از جانب کسِی است که اهلِیّت آن را داشته باشد.
پس آِیه فقط در جاِیِی دلالت بر وجوب سعِی مِیکند که نماز جمعه را امام اقامه نماِید ِیا فردِی که بهطور خصوص از جانب اِیشان منصوب شده باشد و ِیا بهطور عموم از طرِیق ادلّۀ نِیابت و خلافت عامّه مانند مجتهد جامعالشّراِیطِ مبسوطالِید در حکومت شرعِیّۀ اسلامِیّه و ِیا هنگام نهضت و قِیام او براِی تحقّق اِین حکومت.
امّا وجوب نماز جمعه هنگام عدم قِیام امام ِیا فقِیهِ مبسوطالِید و ِیا عدم تمکّن اِیشان از اقامۀ نماز جمعه به جهت غلبۀ حکومت جور و خلاف، از دلِیل دِیگرِی استفاده مِیشود که همان اطلاقات و *