ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢١٠ - تحقِیقِی در مورد سند کتاب دعائم الإسلام
از حضرت امام صادق علِیهالسّلام و عدم رواِیت از اِیشان جز در مواردِی نادر به جهت عدم قدرت به اظهار عقِیدۀ خوِیش و تقِیّه از خلفاِی اسماعِیلِیّه بوده است.
و من از علاّمه شِیخ آقا بزرگ طهرانِی شنِیدم که فرمود:
اِین احتمال به ذهن خطور مِیکند که مراد قاضِی [صاحب دعائم] از محمّد
[١]* مِیباشد و بعضِی از مورّخِین اِینگونه ذکر کردهاند و مطالب دِیگرِی را آوردهاند؛ چنانچه بعضِی دِیگر از مورّخِین او را در نهاِیت فضل و دانش و از اهل قرآن و علم به معانِی آن و عالم به وجوه فقه و موارد اختلاف فقها معرفِی نموده و او نسبت به لغت و شعر و معرفت به اِیّام مردم و مناسبتهاِی آن آگاه و بصِیر بوده و شخصِیّتِی عاقل و منصف بوده و هزاران صفحه راجع به فضاِیل اهلبِیت علِیهمالسّلام با نِیکوترِین وجه و ملِیحترِین سجع تألِیف نموده است.
او کتابِی در مناقب اهلبِیت علِیهمالسّلام و مثالب و معاِیب دشمنان آنان تصنِیف نموده است و ردِّیههاِیِی از اِیشان بر مخالفِین، نظِیر ابوحنِیفه و مالک و شافعِی و ابنشرِیح نگاشته است و کتاب اختلاف فقهاء که در آن مذهب اهلبِیت علِیهمالسّلام را تأِیِید و نصرت نموده از اوست و قصِیدۀ فقهِیّهاِی نِیز دارد.
او ملازم و مصاحب خلِیفه مُعِز عَبِیدِی بوده و هنگامِی که مُعِز براِی اوّلِین بار از سرزمِینهاِی آفرِیقا وارد مصر شد همراهش بود، و هنگامِی که فوت نمود مُعِز بر او نماز گزارد.
و در شذرات الذّهب متعلّق به أبِیالفلاح عبدالحَِیّ بن عماد حنبلِی متوفّاِی ١٠٨٩ هجرِی قمرِی آمده است:
”از جمله کسانِی که در سال ٣٦٤ هجرِی قمرِی فوت کردهاند نعمان بن محمّد بن منصور قِیروانِی ـقاضِی مشهور به ابوحنِیفه که در ظاهر شِیعه و در باطن زندِیق و قاضِیالقضات حکومت عبِیدِی بوده استـ مِیباشد. کتاب ابتداء الدّعوة و کتابِی در فقه شِیعه و کتب بسِیارِی که در آنها معانِی قرآن را تبدِیل و تحرِیف نموده از اوست که تماماً دلالت بر جداِیِی و خروج او از دِین دارد. او در کشور مصر و در ماه رجب فوت نمود و فرزندش جانشِین او شد.“» انتهِی.
مِیگوِیم: در اِین عبارات صاحب مرآةالجنان با دقّت نظر نما و شدّت عناد او را نسبت به شِیعه مشاهده نما؛ چنانکه دأب او نسبت به رجال شِیعه اِینگونه است. عبارتِی که در اِینجا از مرآةُالجنان ذکر شده است براِی اثبات اِین مطلب کفاِیت مِیکند، و جاِی بسِی تعجّب و شگفتِی است که صاحب روضات الجنّات او را از اهلتسنّن دانسته است؛ پس به مستدرک مراجعه کن تا حقِیقت امر را درِیابِی. (منه عُفِی عنه)