ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٦٦ - شواهد دِیگر در عدم حجِّیت اجماع منقول
مرحوم شِیخ طوسِی[١] ـرحمة الله علِیهـ ادّعاِی اجماع بر حجِّیت آن نموده است.
و کلام بعضِی از علما[٢] در توجِیه اِین تناقض ـکه اجماعِ ادّعاِیِیِ مرحوم سِیّد مرتضِی در مورد خبر واحد غِیر موثّق بوده و اجماع ادّعاِیِیِ شِیخ طوسِی در مورد خبر واحد موثّق مِیباشدـ با ملاحظه و دقّت در قول اِین دو بزرگوار در باب خبر واحد کلامِی غِیر وجِیه مِیباشد.
چگونه اِین کلام غِیر وجِیه نباشد؟ آِیا معقول است که بپذِیرِیم شِیخ مَعقد و مورد اجماعِ سِیّد را متوجّه نشده و ندانسته که منظور او از ادّعاِی اجماعش چه بوده تا اِینکه مدّعِی اجماع بر خلاف نشود و کلام او را ابطال ننماِید؟! درحالِیکه مرحوم شِیخ بِیست و سه سال از شاگردان مرحوم سِیّد بوده است!
شواهد دِیگر در عدم حجِّیت اجماع منقول
شواهد دِیگر در عدم حجِّیت اجماع منقول:
١. مرحوم شِیخ ِیوسف بحرانِی ـقُدّس سرُّهـ در کتاب حدائق مِیگوِید:
من به رسالهاِی از شِیخ بزرگوارمان شهِید ثانِی ـرحمة الله علِیهـ دست ِیافتم که در آن رساله مرحوم شهِید ثانِی مواردِی را برشمردهاند که شِیخ طوسِی در ِیک مسئله ادّعاِی اجماع نمودهاند و خودشان اِین اجماع را نقض کردهاند که تعداد آنها به بِیش از هفتاد مورد مِیرسِید.[٣]
و به دنبال آن مرحوم شهِید مِیفرماِید:
اِین موارد را ِیکبهِیک براِی تنبّه و توجّه دادن به اِین نکته ذکر کردم که فقِیه به صِرف ادّعاِی اجماع فرِیفته نشود. در موارد بسِیارِی از هرِیک از فقها خصوصاً شِیخ طوسِی و سِیّد مرتضِی خطا و اشتباه صادر شده است.[٤]
و بعد از بِیان اِین مطلب تعدادِی از آن موارد را ِیکبهِیک شمارش مِیکند.
[١]. الاجتهاد و التقلِید (العدّة فِی اُصول الفقه)، ج ١، ص ١٢٦.
[٢]. فرائد الأصول، ص ١٥٥ و ١٥٦؛ مقالات الأصول، ج ٢، ص ١٠٤.
[٣]. الحدائق النّاضرة فِی أحکام العترة الطّاهرة، ج ٩، ص ٣٦٨.
[٤]. رسائل الشّهِید الثّانِی، ج ٢، ص ٨٤٧ ـ ٨٦٠.