ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٣٥ - استدلال قائلِین به وجوب نماز جمعه بعد از انعقاد آن
اوّلاً: کلمۀ «حَثّ» در هر دو موردِ استحباب و وجوب استعمال مِیگردد، خصوصاً زمانِی که واجب در نزد بعضِی از مردم به جهت تقِیّه و خوف مهجور شده و مردم به ترک آن عادت کرده باشند و اتِیان آن بعد از برطرفشدن تقِیّه و خوف هنوز براِیشان سخت و سنگِین است؛ فلامحاله مردم براِی اتِیان آن نِیاز به تشوِیق و ترغِیب دارند.
ثانِیاً: علّت عدم اتِیان نماز جمعه توسّط زراره از جهت تقِیّه بوده؛ زِیرا قادر بر اتِیان نماز جمعه حتِّی با عدّۀ کمِی از اصحاب ولو مخفِیانه نبوده است چون زمان، زمان تقِیّه بوده است بهنحوِیکه زراره و امثال او که از اصحاب معروف و مشهور بودند در اجتماعات مخالفِین حضور پِیدا مِینمودند و الاّ به مجرّد عدم حضور، متّهم به مخالفت با نظام شده و مورد پِیگرد و مؤاخذۀ حکومت قرار گرفته و به عنوان مخالف شناخته مِیشدند.
و اگر بخواهِی عصر تقِیّه در زمان اصحاب حضرات ائمّۀ معصومِین علِیهمالسّلام را ادراک کنِی آن عصر را با عصر رژِیم پهلوِی [رضاخان لعنة الله علِیه] مقاِیسه نما. در اِین زمان، ما با چشم خود دِیدِیم که مردم حتِّی بهطور مخفِیانه در خلوت خود قادر به اقامۀ عزا براِی اهلبِیت پِیامبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله و سلّم نبوده و توان امر به معروف و نهِی از منکر حتِّی نسبت به منسوبِین و فرزندان خود ـتا چه رسد به دوستان و رفقاِی خوِیشـ را نداشتند.
زراره و عبدالملک هر دو ساکن شهر کوفه بوده که در آن زمان محلّ زندگِی و اقامت خلِیفۀ وقت و مرکز و عاصمۀ حکومت و از بزرگترِین شهرهاِی اسلامِی به شمار مِیرفته است؛ ولِیکن چون عصر تقِیّه بهواسطۀ نزاع و درگِیرِی بِین بنِیامِیّه و بنِیعبّاس تضعِیف شده و فضا و مجالِی براِی اصحاب گشوده شد که آنها را متمکّن از اقامۀ نماز جمعه نمود، فلذا امام علِیهالسّلام آنان را تشوِیق و ترغِیب به اقامۀ نماز جمعه توسّط خودشان نمود.
و از آنجاِیِی که اقامۀ نماز جمعه در ظرف حضور امام علِیهالسّلام به جهت