ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٧٤ - شواهد دِیگر در عدم حجِّیت اجماع منقول
[١]* قال: سألتُ أباعبدالله علِیه السّلام عن قومٍ فِی قرِیةٍ لِیس لهم من ِیُجمِّعُ بهم أِیصلّون الظّهرَ ِیومَ الجُمُعةِ فِی جماعةٍ؟ قال: نعم إذا لم ِیخافوا.
که دلالت بر وجوب نماز جمعه در صورت وجود امام عادل در بِین آنها مِینماِید.
٢ـ رواِیت محمّد بن مسلم از حضرت امام محمّد باقر ِیا حضرت امام جعفر صادق علِیهماالسّلام که مِیگوِید:
سألتُه عن أُناسٍ فِی قرِیةٍ هل ِیُصلّونَ الجُمُعةَ جماعةً؟ قال: نعم ِیُصلّونَ أربًعا إذا لم ِیکُن مَن ِیخطُبُ.
٣ـ صحِیحۀ فضل بن عبدالملک که مِیگوِید:
سمعتُ أباعبدالله علِیه السّلام ِیقولُ: إذا کان قومٌ فِی قرِیةٍ صلّوا الجُمُعةَ أربعَ رکعاتٍ، فإن کان لهم مَن ِیخطُبُ بهم جَمَّعوا إذا کانوا خمسةَ نفرٍ، و انّما جُعِلت رکعَتِینِ لمکانِ الخطبتِین.
که اِین رواِیات صرِیح مِیباشند در اِینکه رفع قلم از اهل قرِی و عدم وجوب نماز جمعه بر آنان فقط به جهت ابتعاد آنها از بلادِی که نماز جمعه در آن منعقد مِیشود نِیست؛ بلکه از اِین جهت است که غالباً در اِین قرِی امام عادلِی که بتواند نماز جمعه را اقامه نماِید وجود ندارد و امّا در صورت وجود امام عادل در مِیان آنان نماز جمعه مانند اهل بلاد بر آنان نِیز واجب است و از اِین جهت هِیچ فرقِی بِین آنها و اهل بلاد وجود ندارد.
[دستۀ سوّم:] در اِین دسته از رواِیات مانند رواِیت حضرت امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام و حضرت امام جعفر صادق علِیهالسّلام که ذکر آنها گذشت؛ تصرِیح به وجوب نماز جمعه به شرط حضور امام عادلِی که متمکّن از اجراِی حدود و قضاوت بِین مردم بوده شده است و اِین رواِیات منشأ اصلِی اختلاف فقها و اصحاب در مسئلۀ وجوب نماز جمعه گردِیده، و همچنِین مؤلّف ـقدّس سرّهـ براساس اعتماد بر اِین رواِیات حکم به شرطِیّت اِین شرط در صحّت و إجزاِی نماز جمعه نمودهاند.
ولِیکن تأمّل در چگونگِی تشرِیع نماز جمعه که خداوند آن را به جماعت واجب نموده آن هم با حضور جمِیع مردم و اِینکه باِید در خطبههاِی اِین نماز مسائل مهمّ جارِی و شئون اجتماعِی جامعۀ اسلامِی مورد تبِیِین و بررسِی قرار گِیرد و همچنِین حسّاسِیت و عناِیت وِیژۀ حکومتها نسبت به آن اِیجاب مِینماِید که امام علِیهالسّلام اقامۀ نماز جمعه را به حضور امام عادلِی که حدود الهِی را در بلاد و شهرها جارِی مِینماِید مشروط نماِیند، و شکِّی نِیست که با فقدان اِین شرط نماز جمعهاِی اصلاً متحقّق نخواهد شد.
فلذا اِین شرط نِیازِی به بِیان و توضِیح نداشته، بلکه مانند امر ضرورِی و بدِیهِی مِیباشد که همگان *