ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٣٣ - بِیان استدلال و اشکال آن
که مفادّ اِین دو رواِیت اِین خواهد بود که نماز جمعه را تا روز قِیامت باِید بهصورت جماعت اقامه نمود؛ و اِین تصرِیح است بر وجوب تعِیِینِی نماز جمعه، نه وجوب تخِیِیرِی آن.
و با اِین بِیان روشن شد که ذوق عُرفِی، اِین نحوه از جمع دِلالِی ـکه مرضِیِّ اِیشان مدّ ظلّه قرار گرفتـ را نپذِیرفته و از آن ابا مِینماِید و در حقِیقت اِین جمع، دِیگر جمع دلالِی نخواهد بود؛ کمالاِیخفِی.
دلِیل دوّم: رواِیت صحِیحۀ زراره:
دلِیل دوّم: استدلال به رواِیت صحِیحۀ زراره
حثّنا أبوعبدالله علِیه السّلام علِی صلاة الجمعة حتِّی ظننتُ أنّه ِیرِید أننأتِِیَه، فقلتُ: نغدُو علِیک؟ فقال: «لا! إنّما عَنِِیت عندکم.»[١]
«حضرت امام صادق علِیهالسّلام آنقدر ما را به نماز جمعه ترغِیب و سفارش کردند که من گمان کردم آن حضرت مِیخواهند که ما براِی اقامۀ نماز جمعه خدمت اِیشان مشرف شوِیم؛ لذا عرض کردم: (براِی اقامۀ نماز جمعه) فردا صبح خدمت شما برسِیم؟ حضرت فرمودند: ”خِیر! منظور من برگزارِی نماز جمعه بِین خودتان بود.“»
کِیفِیّت استدلال قائلِین به اِین صحِیحه مبتنِی بر سه نکتهاِی است که از اِین رواِیت استفاده نمودهاند:
بِیان استدلال و اشکال آن
نکتۀ اوّل: قطعاً زراره نماز جمعه را بجا نمِیآورْد؛ کما اِینکه به خاطر همِین جهت در صحِیحۀ دِیگرِ زراره حضرت امام صادق علِیهالسّلام، عبدالملک بن أعِین را مورد عتاب و ملامت قرار مِیدهند و مِیفرماِیند:
مثلُک ِیهلِک و لم ِیُصلِّ فرِیضةً فرَضها الله! قال: قلت: کِیف أصنَع؟ قال: صلُّوا جماعة؛ ِیعنِی الجمعة.[٢]
«[اِی عبدالملک!] همانند توِیِی هلاک مِیشود؟ چراکه نماز جمعهاِی را که
[١]. تهذِیب الأحکام، ج ٣، ص ٢٣٩.
[٢]. تهذِیب الأحکام، ج ٣، ص ٢٣٩، با قدرِی اختلاف.