ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٧٢ - شواهد دِیگر در عدم حجِّیت اجماع منقول
و دلِیل اِین مطلب اِین است که اِین أعلام ابتدائاً مشروط بودن وجوب نماز جمعه به وجود امام علِیهالسّلام ِیا منصوب از جانب اِیشان را در عصر حضور به طور مطلق ذکر کرده و ادّعاِی اجماع بر آن را نموده و سپس حکم نماز جمعه را ـدر عصر غِیبت و عدم حضور امام علِیهالسّلامـ مورد بررسِی قرار داده و به ذکر اقوال و انظار مختلف علما پرداخته و اختلاف در آن را نقل نمودهاند[١].[٢]و[٣]
[١]. رسائل الشّهِید الثّانِی، ج ١، ص ٢٠٣.
[٢]. اجماع بر حضور امام معصوم علِیهالسّلام به عنوان شرط صحّت متحقّق شده است؛ ولِیکن امر بر مدّعِیان اجماع مشتبه شده و تخِّیل نمودهاند که حضور معصوم شرط وجوب است به همِین جهت اقوال و کلمات اِیشان مشوّش و مضطرب گردِیده است. (منه عفِی عنه)
[٣]. آنچه به طور خلاصه از مطالب رساله با تعلِیقات حقِیر بهدست آمد اِین بود که مرحوم والد ـقدّس الله سرّهـ قائل به وجوب تعِیِینِی نماز جمعه بوده و صحّت آن را مشروط به وجود امام علِیهالسّلام ِیا نائب اِیشان و ِیا تشکِیل حکومت شرعِی و اسلامِی دانستهاند.
بنابراِین از منظر اِیشان چنانچه ِیکِی از اِین ظروف و شراِیط سهگانه محقّق نگردد، اقدام به برپاِیِی نماز جمعه حرام و نماز اقامه شده باطل و امّت به جهت عدم اقدام بر اِیجاد اِین حکومت، گناهکار و عاصِی مِیباشند.
امّا بنابر مبانِیاِی که ما مطرح نموده و آن را استوار نمودِیم ـبدون اِینکه نِیاز به بِیان بِیشترِی داشته باشدـ، نماز جمعه مطلقاً واجب است چه در زمان حضور و چه در زمان غِیبت و چه در ظرف تشکِیل حکومت عادله ِیا در عدم آن. و امّت چنانچه نماز جمعه را بدون هِیچ عذر موجّهِی ترک کنند آثم و گناهکار خواهند بود؛ چنانکه در بعضِی رواِیات به اِین مطلب اشاره شده است.
لکن نکتۀ مهمِّی که در اِین مقام لازم به تذکّر است توضِیح مختصرِی راجع به کِیفِیّت جمع بِین رواِیات با وجود مضامِین مختلف آنها مِیباشد، و چهبسا بتوان گفت که اِین اختلاف علّت اصلِی تشتّت آرا و انظار فقها در اِین مسئلۀ مهم مِیباشد و امِید است که خداوند به سبب اِین بِیان، نقاب از حقِیقت مسئله بردارد و پرده و حجاب از تارِیکِیِ معضلات و شبهات آن بزداِید. إنّه خِیرُ موفّقٍ و مُعِینٍ.
بدان که رواِیات وارده از اهلبِیت عصمت و طهارت علِیهمالسّلام در اِین مسئله مختلف و تعابِیر مطرح شده در آنها متفاوت مِیباشد؛ پس دقِیقترِین و بهترِین راه و ضابطه براِی ما اِین است که ابتدائاً رواِیات را به وجوه و اقسامِی مختلف، مرتّب و دستهبندِی نموده و سپس اصل مسئله و *