ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٧٣ - شواهد دِیگر در عدم حجِّیت اجماع منقول
[١]* جوانب آن را مورد نظر و بررسِی قرار دهِیم. و نستعِینُ بالله تعالى أن ِیُرِِیَنا ما هو الصّوابُ و الفلاحُ و ِیهدِینا إلى ما هو الحقُّ و الصَّلاحُ.
[دستۀ اوّل:] مخفِی نِیست که صرِیحترِین رواِیات از نظر اطلاق و واضحترِین آنها در بِیان مطلوب که مدار براِی بهدست آوردن حکم و فتوا و محور اصلِی براِی توضِیح و تنقِیح مبنا است، «صحِیحۀ زراره» و رواِیات مشابه آن است که تعداد آنها به بِیست و چند رواِیت بالغ مِیگردد.
و ما اِین رواِیات را به جهت اِینکه در اوّل رساله آورده شده در اِینجا ذکر ننموده و به جهت رعاِیت اختصار و همچنِین تکِیه بر اهتمام و تتبّع خوانندۀ بزرگوار نسبت به مطالعه و دقّت در آنها، دِیگر نِیازِی به تکرار نمِیبِینِیم.
اِین دسته از رواِیات با صراحت بر وجوب نماز جمعه بدون هِیچ شرطِی دلالت مِیکنند؛ پس بر خوانندۀ گرامِی لازم است که به آنها رجوع نماِید تا کِیفِیّت دلالت آنها براِی او روشن گردد.
پس با توجّه به آنچه قبلاً به آن اشاره شد لحاظ حضور امام علِیهالسّلام ِیا حکومت عادله به عنوان شرط در برخِی از اِین مطلقات محال است؛ زِیرا اِین نحوه از لحاظ از قبِیل امر به محال و از مواردِی است که مکلّف قادر بر انجام آن نبوده و به حسب شراِیط و ظروف خارج از اختِیار و اراده مِیباشد؛ فلذا اِین رواِیات ِیقِیناً صرِیح در وجوب اطلاقِی نماز جمعه بدون هِیچگونه شرطِی نه در ناحِیۀ وجوب و نه در ناحِیۀ واجب مِیباشند.
[توضِیح اِینکه:] امام علِیهالسّلام در موقع بِیان حکم و ابلاغ آن به راوِی، ِیا فقط شخص او را بهواسطۀ خطاب قصد نموده و هِیچگونه عموم و شمولِی از آن حکم را اراده ننموده است و ِیا اِینکه در هنگام بِیان حکم، عموم شِیعِیان را از اوّل زمان بلوغ تا آخر عمر در هر کجا و هر نقطهاِی که باشند مورد خطاب و شمول حکم خود قرار داده است.
فرض اوّل به حکم وجدان بدِیهِیّالبطلان است؛ و امّا بر فرض دوّم چگونه ممکن است که امام علِیهالسّلام فردِی را مأمور به اقامۀ نماز جمعه نماِید درحالِیکه قدرت بر قِیام و اقدام براِی تشکِیل حکومت عادله حتِّی در زمان خود امام علِیهالسّلام نداشته، چه رسد به زمان غِیبت و عدم حضور اِیشان؟! و آِیا اِین مسئله غِیر از اجتماع امر و نهِی در ِیک امر واحد است؟
[دستۀ دوّم:] مقصود از رواِیاتِی نظِیر رواِیت حضرت امام جعفر صادق علِیهالسّلام که مِیفرماِیند: «لِیس علِی أهلِ القُرِی جماعةٌ ولا خروجٌ فِی العِیدَِینِ»؛ قرِیههاِیِی است که امامِی که قادر بر اقامۀ خطبه باشد نداشته و مقدار فاصلۀ آنان با محلّ اقامۀ نماز جمعه و عِیدِین بِیشتر از دو فرسخ باشد و بر اِین مطلب رواِیات زِیر دلالت مِیکند:
١ـ موثّقۀ ابنبکِیر: *