ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٩٧ - اشکال اوّل «إذا» در آِیه افادۀ عموم ندارد تا وجوب نماز جمعه را اثبات کند
خرِید و فروش فرموده است؛ و معلوم است که اِین نهِی ارشادِی است و بر عدم جواز هر عملِی که منافِی نماز باشد دلالت دارد.
و اِین نهِی نشان دهندۀ اهمِّیت شدِید اِین نماز نزد شارع بوده، و الاّ نفس اِیجابِ نماز عقلاً براِی منع از انجام اعمال منافِی با آن کافِی است و احتِیاج به نهِی مجدّد ندارد.
با توجّه به اِینکه آِیۀ شرِیفه نهِی از جمِیع اعمال منافِی با نماز جمعه دارد؛ شاِید بتوان گفت که ذکر خصوص بِیع به اِین جهت بوده که بهترِین اشتغال مردم در امور دنِیوِی، توجّه آنان به بِیع و خرِید و فروش بوده که منفعتشان در آن مِیباشد؛ و ِیا شاِید نهِی از بِیع به خاطر اِین بوده که تجّار هنگام ورود به مدِینه براِی اِینکه اجناس خود را عرضه کنند طبل مِیزدند تا مردم متوجّه شده و براِی خرِید کالا به سمت آنها روِی بِیاورند؛[١] فلذا خداوند سبحانه و تعالِیٰ در ادامه مِیفرماِید:
(وَإِذَا رَأَواْ تِجَارَةً أَو لَهوًا ٱنفَضُّواْ إِلَيهَا وَتَرَكُوكَ قَائِما قُل مَا عِندَ ٱللَهِ خَير مِّنَ ٱللَّهوِ وَمِنَ ٱلتِّجَارَةِ وَٱللَهُ خَيرُ ٱلرَّازِقِينَ).[٢]
«و زمانى که کار لهوى را ببِینند و ِیا تجارتى را بنگرند، به سوى آن مىشتابند و تو را در حال نماز هنگام قِیام تنها مىگذارند! بگو: آنچه در نزد خداست از لهو و تجارت بهتر است، و خداوند بهترِین روزىدهندگان است.»
به هر تقدِیر دلالت آِیه بر وجوب نماز جمعه پوشِیده نِیست؛ ولِیکن قائلِین به عدم وجوب، اشکالاتِی بر اِین استدلال وارد نمودهاند.
اشکالات مطرح شده بر استدلال به آِیۀ شرِیفه بر وجوب و پاسخ آنها
اشکال اوّل: «إذا» در آِیه افادۀ عموم ندارد تا وجوب نماز جمعه را اثبات کند
[١]* مشروط به زوال است.
پس استفادۀ اطلاق از وجوب سعِی از آِیۀ شرِیفه، محلّ اِیراد و اشکال است و آِیۀ شرِیفه از اِین جهت ساکت است. و همانطور که در مباحث اصول بِیان کردِیم، فرقِی بِین اطلاق و عموم جز از حِیث ادوات و اوزان وجود ندارد. (منه عفِی عن جرائمه)
[١٨٥]. جهت اطلاع بِیشتر رجوع شود به المِیزان فِی تفسِیر القرآن، ج ١٩، ص ٢٧٣ ـ ٢٧٥.
[٢]. سوره جمعه (٦٢) آِیه ١١.