ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٢٩ - فصل سوّم ادلّۀ قائلِین به وجوب تخِیِیرِی نماز جمعه
اجتماع مردم به علّت تضارب نفوس با ِیکدِیگر، موجب نزاع و درگِیرِی و برانگِیختهشدن فتنهها مِیباشد و حکمت و عقلانِیّت اِیجاب مِینماِید که علّت نزاع و درگِیرِی و آتش اختلاف و فتنه خاموش گردد و اِین مسئله ممکن نِیست مگر با حضور حاکم و وجود حکومت....
تا آنجا که مِیفرماِید:
گفته نشود که اگر بِیان شما تمام باشد هِیچگاه نماز جمعۀ مستحبِّی هم درصورت عدم وجود حاکم منعقد نمِیشود؛ چراکه علّت در هر دو موضع (وجوب و استحباب) واحد است، درحالِیکه شما درصورت امکان اقامۀ خطبه، اجازۀ انعقاد نماز جمعه را داده اِید؛ زِیرا در مقام جواب خواهِیم گفت که: درصورت اقامۀ نماز جمعۀ مستحبِّی، دواعِی و انگِیزهها براِی اقامۀ آن زِیاد نبوده؛ فلذا اجتماعِی که مستلزم فتنه باشد بسِیار نادر خواهد بود.[١]
و در اِین نحوه از استدلال، مرحوم علاّمه حلِّی و جماعتِی از متأخّرِین همانند علاّمه آقا رضا همدانِی و صاحب جواهر ـقدّس الله أسرارهمـ نِیز از اِیشان تبعِیّت نمودهاند.[٢]
اشکالات بر اِین استلال علاّمه حلِّی:
اشکالات بر اِین استدلال علامه حلِی
اوّلاً: رواِیات دلالت بر وجوب نماز جمعه در هنگام عدم خوف دارند؛ فلذا با وجود خوف از فتنه نماز جمعه واجب نمِیباشد، کمالاِیخفِیٰ.
و ثانِیاً: اشکالِی که اِیشان بِیان کردهاند (خوف و فتنه) در مورد خلافت و حکومت نِیز وارد است؛ پس بنا بر تمامِیّت اِین استدلال، خلافت و حکومت ِیک شخص معِیّن از جانب خداوند متعال نِیز ممتنع و محال خواهد بود؛ زِیرا نفوس از انقِیاد نسبت به او ابا و امتناع دارند.
و غِیر از اِین موارد با اندکِی تأمّل اشکالات دِیگرِی بر استدلال اِیشان ـکه آن
[١]. المعتبر فِی شرح المختصر، ج ٢، ص ٢٨٠؛ مدارک الأحکام، ج ٤، ص ٢٥.
[٢]. مصباح الفقِیه (ط.ق)، ج ٣، ص ١١٩.