ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٥٢ - بررسِی صُوَر چهارگانۀ انعقاد دو نماز جمعه
پس با اِین بِیان خواهِی دانست که دِیگر فرقِی در بطلان دو نماز جمعه درصورتِیکه نماز جمعۀ دوّم قبل از فراغ از نماز جمعۀ اوّل و ِیا بعد از فراغ از آن تشکِیل شود نخواهد بود؛ زِیرا که اطلاق رواِیت بر عدم صحّت دو نمازِی که در فاصلۀ کمتر از سه مِیل تشکِیل شدهاند دلالت مِینماِید و ظهور اِین رواِیات، عدم صحّت نماز جمعه در تمام وقت آن مِیباشد.[١] با اِین بِیان اشکالات موجود در کلام صاحب مصباح الفقِیه بر تو روشن مِیگردد و ما کلام را به ذکر آن طولانِی نمِیکنِیم.
بررسِی صُوَر چهارگانۀ انعقاد دو نماز جمعه
ممکن است توهّم شود درصورت علم جماعت اوّل به انعقاد نماز جمعۀ دِیگر و عدم علم جماعت دوّم به انعقاد نماز جمعۀ اوّل، فقط نماز جمعۀ اوّل باطل خواهد بود همچنِین نماز جمعۀ دوّم باطل مِیگردد، درصورتِیکه علم به انعقاد جماعت اوّل داشته و جماعت اوّل نسبت به انعقاد جماعت دِیگر علم نداشته باشد،
درحالِیکه اِین توهّم فاسد است؛[٢] زِیرا بنا بر هر فرضِی، هر دو نماز جمعه باطل خواهد بود.
زِیرا انعقاد هر دو نماز جمعه خالِی از ِیکِی از اِین صوَر نخواهد بود:
[١]. اِین مطلب مسلّم است و هِیچ اشکالِی در آن نِیست که نماز جمعه به لحاظ وِیژگِیهاِی منحصربهفرد خود ِیک نماز خاصِّی است که همۀ مسلمانان نسبت به آن مطّلع و آشنا بوده و اهتمام خاصِّی به اقامه و برپاِیِی آن داشته و به اِین جهت براِی برگزارِی آن مکان و محلّ وِیژهاِی مهِیّا نموده و مرتبۀ ممتازِی از دِیگر نمازها براِی آن در نظر گرفتهاند.
پس با توجّه به اِین جاِیگاه وِیژه چگونه ممکن است که در کمتر از ِیک فرسخ دو نماز جمعه همزمان با ِیکدِیگر برپا شود، درحالِیکه بطلان هر دو نماز در اِین فاصله از بدِیهِیّات است؟ و اِین مطلبِی است که عموم مردم نسبت به آن آگاه بوده چه رسد به شخص امام جمعه.
پس بنابراِین اصولاً مطرح نمودن اِین مسئله جاِیگاهِی نخواهد داشت. حال با چشمپوشِی از اِین مطلب اگر سبقت گرفتن براِی اقامۀ نماز جمعه به جهت دعاوِی دنِیوِی نباشد، پس بر جماعت دِیگر لازم است که اقامۀ آن را ترک نماِیند؛ امّا اگر احِیاناً برگزارِی اِین دو نماز جمعه بدون علم و غرضِی اتفاق افتاد، پس مقتضاِی قواعد صحّت هر دو نماز خواهد بود. (منه عفِی عن جرائمه)
[٢]. بلکه بنا بر آنچه تقرِیر نمودِیم مطلبِی قوِی و صحِیح است. (منه عفِی عن جرائمه)