ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٦٧ - شواهد دِیگر در عدم حجِّیت اجماع منقول
أقولُ: اگر ادّعاِی اجماع منقول در کلام اساطِین مذهب به اِین شکل بوده باشد، دِیگر چگونه دعاوِیشان را معتبر دانسته و به آن اعتماد نماِیِیم؟!
٢. شهِید ثانِی ـرحمة الله علِیهـ در کتاب الدّراِیة خود مِیفرماِید:
اکثر فقهاِیِی که بعد از شِیخ طوسِی ـرحمة الله علِیهـ آمدهاند به خاطر شدّت اعتقاد و حُسن ظنّ به اِیشان از روِی تقلِید در فتاواِی خوِیش از او تبعِیّت نمودهاند و هنگامِی که متأخّرِین از فقها در اعصار بعدِی آمدند مواجه با احکام مشهورِی شدند که شِیخ و متابعِینش به آن عمل مِیکردند. آنان گمان کردند که اِین احکام بِین علما مشهور است،[١] درحالِیکه از اِین مطلب غافل بودند که اِین احکام مشهوره تنها به خود شِیخ برمِیگردد و شهرت اِین فتاوِی فقط به سبب متابعت از او حاصل شده است.
با عناِیت به مطالب گذشته دانستِی که ادّعاِی اجماع در اِین بحث به اندازۀ پشِیزِی ارزش ندارد[٢] و امکان استدلال به آنها وجود نخواهد داشت؛ اگرچه اجماعات
[١]. معالم الدِّین و ملاذ المجتهدِین، ص ١٧٦؛ الحدائق النّاضرة فِی أحکام العترة الطّاهرة، ج ٩، ص ٣٧٧.
[٢]. بلکه اجماع هِیچ اصل و اساسِی نداشته کما حقّقناه فِی محلّه.
و ما رسالهاِی در بطلان آن و اِینکه اجماع از رِیشه و اساس هِیچگونه حجِّیت و اعتبارِی ندارد تألِیف نمودهاِیم و در آن رساله آوردِیم که اجماع از بدعتها و نوآورِیهاِیِی است که هِیچ اصلِی در مدرسه و حوزۀ علمِیّۀ تشِیّع ندارد و صرفاً به جهت تبعِیّت از اهلتسنّن و معارضه با ادلّۀ آنان داخل در فرهنگ فقهِیِ شِیعه شده است؛ چنانکه سِیّد مرتضِی و محدّث بحرانِی و غِیرهما به آن اعتراف کردهاند و همانطور که مؤلّف ـقدّس سرّهـ فرمودند به اندازۀ پشِیزِی مقدار و قِیمت ندارد.
و جاِی بسِی تعجّب است که ما مشاهده مِیکنِیم امروزه فقها و علماِی ما چقدر به اِین اصل ابداعِی و ساختگِی اهتمام و اعتماد مِیکنند تا آنجاِیِی که اجماع را بر صحِیحترِین رواِیات مأثوره و حجّتهاِی قاطعه و ادلّۀ محکمه مقدّم داشته و رواِیات و ادلّۀ معتبره را با اِین اصل موهون رد نموده و کلام حضرات ائمّۀ معصومِین علِیهمالسّلام را با اِین مبناِی ساختگِی و مردود کنار مِیگذارند.
و اِین چه مصِیبت بزرگِی است که بر بزرگان و مقتداِیان عظِیمالشّأن ما وارد شده است؟! و اِین چه بلِیّهاِی است که فقهاِی کرام ما به آن مبتلا گشتهاند؟! *