منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٩٨ - الترجمة
يعلم من حال الحجاج نجاسته بالمعاصى و الذنوب التي لو شوهدت بالبصر لكانت بمنزلة البعر الملتصق بشعر الشّاة كنّاه أبا وذحة.
و يمكن أن يكنّيه بذلك لدمامته في نفسه و حقارة منظره و تشويه خلقته فانّه كان قصيرا دميما نحيفا أخفش العينين معوج الساقين قصير السّاعدين مجدور الوجه أصلع الرّأس فكنّاه ٧ بأحقر الأشياء و هو البعرة.
و قد روى قوم هذه اللّفظة بصيغة اخرى فقالوا ايه أبا ودجة، قالوا: واحدة الأوداج كنّاه بذلك لأنّه كان قتّالا يقطع الأوداج بالسّيف، و رواه قوم أبا وحرة و هي دويبة تشبه الحرباء قصير الظّهر شبهته بها قال: و هذا و ما قبله ضعيف و ما ذكرناه أقرب إلى الصواب.
الترجمة
از جمله خطب بليغه آن بزرگوار و امام أبرار است در نعت حضرت خاتم الأنبياء و مذمت أهل كوفه بجهة سنگيني از جهاد أعداء و اعلام ايشان بفتنه حجّاج بيايمان چنانچه فرمود كه:
فرو فرستاد خداوند آفريدگار رسول مختار را در حالتى كه خواننده بود مردمان را بسوى حق، و گواه بود بر خلق، پس رسانيد پيغامهاى پروردگار خود را در حالتى كه سستى ننمود در أداء پيغام، و تقصير كننده نبود در تبليغ أحكام، و جهاد كرد در راه خداى متعال با أعداء ربّ ذو الجلال در حالتى كه سست نبود در قتال، و عذر خواهى نكرد بعذر ناموجه از مقاتله ابطال پيشواى صاحبان تقوى است، و بينائى طالبان هدايت.
و اگر بدانيد آنچه من مىدانم از چيزى كه كتمان شده از شما غيب آن در آن هنگام هر آينه خارج مىشديد بسوى راهها يعنى ترك استراحت مىكرديد در خانهها در حالتى كه گريه مىكرديد بر عملهاى خودتان، و مىزديد بر نفسهاى خود، و هر آينه ترك مىنموديد مالهاى خود را در حالتى كه هيچ مستحفظى نباشد آنها را، و هيچ جانشينى نباشد بر آنها، و هر آينه محزون و غمگين مىساخت يا اين كه