منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٢٣ - و من كلام له
(فذاك ما تحبّ و إن تكن الاخرى) أى النّكبة و الانكسار (كنت ردءا للناس) و عونا لهم (و مثابة) أى مرجعا (للمسلمين) و مأمنا يأوون إليه.
الترجمة
از جمله كلام آن امام أنام است در آن حال كه مشورت نمود باو عمر بن خطّاب در باب بيرون رفتن بسوى غزوه روم بنفس خود پس فرمود آن بزرگوار:
بتحقيق كه وكيل شده است خداى تبارك و تعالى از براى أهل اين دين با عزيز نمودن و غالب گردانيدن ناحيه مسلمين و پوشانيدن عورت مؤمنين، و آن پروردگارى كه يارى كرد مسلمانان را در آن حال كه اندك بودند و قدرت نداشتند بر انتقام و حفظ نمود ايشان را در حالتي كه اندك بودند و تمكّن نداشتند از دفع دشمنان از خودشان زندهايست كه هرگز نمىميرد، بدرستى كه هرگاه روانه شوى تو بسوى اين دشمن بنفس خود پس برسى بايشان و مصيبتى بتو وارد بيايد و مغلوب شوى نمىباشد از براى مسلمانان پناهى نزد منتهاى ولايتهاى ايشان، و نباشد بعد از تو مرجعى كه بازگشت نمايند بسوى او، پس برانگيزان بسوى دشمنان مردى جنگ ديده كاردان، و دفع كن باو اهل آزمايش و نصيحت را، پس اگر غالب گرداند تو را خداوند تعالى پس اينست آن چيزى كه مىخواهى، و اگر باشد امر بطور ديگر باشى تو ياور و مدد مردمان و مرجع و پناه براى مسلمانان و پناهگاه ايشان.
و من كلام له ٧ و هو المأة و الخامس و الثلاثون من المختار فى باب الخطب
و رواه الشّارح المعتزلي باختلاف يسير تطلع عليه.
قال السيد (ره) و قد وقعت مشاجرة بينه و بين عثمان، فقال المغيرة بن الأخنس