منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٧٢ - و من خطبة له
و متزلزل شده است يقين در فرض ربّ العالمين حتى اين كه گويا آنچه كه ضمانت شده براى شما واجب كرده شده است بر شما و چيزى كه فرض كرده بر شما انداخته شده است از گردن شما، پس بشتابيد بسوى عمل، و بترسيد از ناگهان رسيدن أجل، پس بدرستى كه اميد گرفته نمىشود از باز گشتن عمر آنچه كه اميد گرفته مىشود از باز گشتن روزى، آنچه كه فوت شده است امروز از روزى اميد گرفته مىشود فردا افزونى آن، و آنچه كه فوت شده است ديروز از عمر اميد گرفته نمىشود امروز بازگشتن آن، اميد با آينده است كه روزى فردا است، و نوميدى با گذشته است كه عمر ديروزى است بس، و بترسيد از خدا حق تقوى و ترسكارى، و مميريد مگر در حالتى كه شما هستيد مسلمان و تسليم داريد حكم ملك منّان.
و من خطبة له ٧ في الاستسقاء و هي المأة و الرابعة عشر من المختار في باب الخطب
و هى ملتقطة من خطبة طويلة اوردها الصدوق في الفقيه باختلاف كثير ناتى بها بعد الفراغ من شرح ما رواه السيد (ره) في الكتاب لكثرة فوائدها و مزيد عوايدها ألّلهمّ قد انصاحت جبالنا، و أغبرت أرضنا، و هامت دوابّنا، «و تحيرت في مرابضها خ»، و عجّت عجيج الثّكالى على أولادها، و ملّت التّردّد في مراتعها، و الحنين إلى مواردها، ألّلهمّ فأرحم أنين الانّة، و حنين الحانّة، ألّلهمّ فارحم حيرتها في مذاهبها، و أنينها في موالجها، ألّلهمّ خرجنا إليك حين اعتكرت علينا حدابير السّنين، و أخلفتنا مخائل الجود، فكنت الرّجاء للمبتئس و البلاغ للملتمس،