منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٠٢ - الترجمة
الترجمة
از جمله كلام آن حضرت است كه فرمود بخارجيان بىايمان:
پس اگر امتناع مىنمائيد از اطاعت مگر بجهة اين كه گمان فاسد مىكنيد كه من خطا كردم و بضلالت افتادهام پس چرا گمراه مىدانيد عموم امت پيغمبر را ٦ بگمراهى من، و أخذ مىكنيد ايشان را بخطاى من، و تكفير مىكنيد آنها را بگناهان من، شمشيرهاى شما بر دوشهاى شما، مىنهيد آنها را بر محلّهاى سلامتى و بيمارى و مىآميزيد گناهكار را بغير گنهكار، و حال آنكه بتحقيق عالم هستيد باين كه حضرت رسول ٦ سنگسار نمود زنا كار صاحب زن را پس از آن نماز كرد بر او و داد ميراث او را بوارثان او، و بقتل آورد قاتل را از روى قصاص و إرث داد ميراث او را بوارثان او، و بريد دست دزد را و تازيانه زد بر زنا كننده غير صاحب زن پس قسمت كرد بر ايشان از مال غنيمت، و نكاح كردند آن دو نفر زنان مسلمه را پس مؤاخذه نمود بايشان رسول اللّه ٦ بجهت گناهان ايشان و اقامه نمود حق خدا را در ايشان و با وجود آن منع نفرمود ايشان را از سهمى كه داشتند از اسلام، و خارج نكرد نام ايشان را از ميان أهل اسلام پس شما شريرترين مردمانيد و كسى هستيد كه انداخته است او را شيطان لعين بمواضع انداختن خود، و برده است او را به بيابان گمراهي خود، و زود باشد كه هلاك شود در حقّ من دو صنف: يكى دوست افراط كننده كه ببرد او را آن دوستى بسوى غير حق، و يكى دشمن تقصير كننده است كه ببرد او را آن دشمنى بسوى غير حق، و بهترين مردمان در حق من از حيث حال جماعتى هستند كه وسط باشند ميان افراط و تفريط، پس لازم شويد بآن جماعت و ملازم باشيد بسواد أعظم پس بدرستى كه دست عنايت پروردگار بر سر جماعت است، و بپرهيزيد از تفرقه پس بدرستى كه شخصى كه تنها شده است از خلق طعمه شيطان لعين است چنانچه تنها مانده از گوسفندان طعمه گرگ است آگاه باشيد و بدانيد هر كسى كه بخواند مردمان را بسوى اين شعار خارجيان