منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٠ - الترجمة
الترجمة
از جمله خطب شريفه آن بزرگوار امام انام است در مذمّت دنيا و تحذير خلايق از آن غدّار و بىوفا كه فرموده:
أما بعد از حمد و ثناء خداوند ربّ الأرباب و صلوات بر سيّد ختمى مآب، پس بدرستى كه من مىترسانم شما را از دنيا پس بتحقيق كه آن شيرين است و سبز يعنى نفس لذّت مىبرد از آن بجهت حلاوت و خضرويت و طراوت آن در حالتى كه أحاطه كرده شده است بخواهشات نفسانية، و اظهار محبّت نموده است بطالبان خود بلذّتهاى عاجله خود، و بشكفت آورده مردمان را بزيورهاى قليل و اندك، و آراسته گشته باميدهاى بىبنياد، و آرايش يافته بباطل و فساد، دوام نمىيابد سرور آن، و ايمن نمىتوان شد از درد و مصيبت آن، فريبنده ايست مضرّت رساننده تغيير يابنده ايست زايل شونده، موصوف است بفنا و هلاك، و متّصف است بكثرت خوردن مردمان و أخذ نمودن و هلاك كردن ايشان، تجاوز نمىكند وقتى كه متناهى شد بنهايت آرزوى كسانى كه راغب هستند در آن، و خوشنودند بآن از اين كه باشد حال آن بقرارى كه خداوند متعال بيان فرموده و وصف نموده در سوره كهف كه فرموده:
مثل زندگانى دنيا همچه آبى است كه نازل كردم آنرا از آسمان پس آميخته شد بآن آب گياه زمين پس برگشت آن گياه خشك و درهم شكسته پس پراكنده مىگرداند آنرا بادها و از بيخ بر ميكند و هست خدا بهر چيز صاحب اقتدار محصّل مرام اينست كه خدا تشبيه نموده صفت زندگانى دنيا را در بهجت و لذّت و سرور و شكفتگى آن كه آخرش منتهى مىشود بمرگ و هلاك بصفت گياهى كه مىرويد از زمين بسبب آبى كه از آسمان نازل مىشود كه پنج روز سبز و خرّم و تر و تازه ميباشد، و بعد از آن در زمان قليلى خشك و شكسته مىگردد، و بادها آن را از بيخ كنده و مىپرانند.
|
بهار عمر بسى دلفريب و رنگين است |
ولى چه سود كه دارد خزان مرگ از پى |
|