منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٩٨ - و من كلام له
ذلك فلا يجوز إظهار ما فعله لغيره تنقيصا له على ما تقدّم في شرح الكلام السّابق و اللّه العالم.
الترجمة
از جمله كلام آن قدوه أنام است كه فرموده:
اى مردمان هر كس كه شناخت از برادر مؤمن خودش دين محكم و راه راستى را پس بايد البتّه نشنود در حق او گفتارهاى مردمان را، آگاه شويد كه گاهست مىاندازد اندازنده و خطا مىكند تيرها و محال ميباشد سخن و حال اين كه باطل كلام فاسد و تباه مىشود و خداى تعالى شنونده است كلام بدگو را و شاهد است بر آن و جزا دهنده است بآن، آگاه باشيد بدرستى كه نيست ميان حق و باطل مگر چهار انگشت پس سؤال كرده شد از آن حضرت از معنى اين فرمايش او، پس جمع فرمود انگشتان مبارك خود را و نهاد آنها را ميان گوش و چشم خود بعد از آن فرمود باطل آنست كه گوئي شنيدم، و حق آنست كه گوئى ديدم، يعنى مادامى كه عيب أحديرا با چشم خود نديده و يقين نكرده بمجردّ شنيدن از ديگران باور مكن
و من كلام له ٧ و هو المأة و الثاني و الاربعون من المختار فى باب الخطب
و الظّاهر أنّه ملتقط من كلام طويل له ٧ قدّمنا روايته في شرح الكلام المأة و السّادس و العشرين من البحار من كتاب الغارات لابراهيم بن محمّد الثقفي من كتاب الكافي لمحمّد بن يعقوب الكليني على اختلاف عرفته.
و ليس لواضع المعروف في غير حقّه و عند غير أهله من الحظّ فيما أتى إلّا محمدة اللّئام، و ثناء الأشرار، و مقالة الجهّال ما دام منعما عليهم