منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٦٨ - الترجمة
الترجمة
از جمله كلام بلاغت نظام آن جنابست در تحريص و ترغيب أصحاب خود بر مقاتله و محاربه معاويه و أصحاب او كه فرموده:
پس مقدم داريد زره پوش را، و مؤخّر نمائيد عارى از زره را، و بگزيد بر دندانها يعنى دندانها را بالاى همديگر محكم بگذاريد، پس بدرستى كه استحكامى دندانها باز گردانندهتر است شمشيرها را از فرق، و پيچيده شويد در أطراف نيزها پس بتحقيق كه آن پيچيدگى حركت دهندهتر است نيزها را از نفوذ آنها، و فرو خوابانيد ديدهها را پس بدرستى كه آن موجب زيادتى ثبات دل بىآرام است و شدّت سكون قلبها است، و ترك كنيد بلندى آوازها را پس بدرستى كه آن رانندهتر است جبن را.
و علم خودتان را پس ميل ندهيد آنرا و خالى نگذاريد آنرا و مگردانيد آنرا مگر بر دست شجاعان خودتان، و مگر بر دست كسانى كه باز دارندگانند بىغيرتى را از شما در روز هيجا، پس بدرستى كسانى كه صبر نمايندهاند بر نزول حقيقة كارهائى كه حقيق است بحمايت ايشان اشخاصى هستند كه احاطه ميكنند بعلمهاى خود، و دور آنها را مىگيرند از دو جانب چپ و راست آنها و از پس آنها و پيش آنها يعنى محافظت ميكنند علمها را از چهار طرف و پس نمىافتند از آن علمها تا تسليم كنند آنها را بر أعداء، و پيش نمىروند از آنها تا اين كه تنها گذارند آنها را بايد كه كفايت كند مرد كفو خودش را در كار زار، و مواساة كند با برادر خودش بنفس خود، و واگذار ننمايد قرين و كفو خود را ببرادر خود تا مجتمع شود بر او قرين او و قرين برادر او، و بخدا سوگند اگر بگريزيد شما از شمشير دنيا سلامت نمانيد از شمشير آخرت و حال آنكه شما أشراف عرب هستيد و كوهانهائى بزرگتر أرباب أدب مىباشيد، بدرستى كه در گريختن از جنگ غضب پروردگار است، و ذلّت و خوارى هميشگى است و عار و سركوبى باقى است، و بدرستى كه فرار كننده از جنگ زياده كننده نيست در عمر خود، و باز داشته شده نيست ميان خود و ميان روز موعود خود