منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٤٨ - الترجمة
ينتخب من جملة الخطبة الطويلة كلمات فصيحة يوردها على سبيل التتالي و ليست متتالية حين تكلّم بها صاحبها، آخر الفصل الأول قوله: و إن ترك ذلّ، و آخر الفصل الثاني قوله: على مضض الجراح، و الفصل الثالث ينتهى إلى آخر الكلام، هذا.
و روى ذلك الكلام له ٧ في الاحتجاج عن قوله: ألم تقولوا، إلى آخر الكلام مثل ما في أكثر النسخ باسقاط ما سقط إلّا أنّ فيه بدل قوله على شأنكم على نيّاتكم و لا تلتفتوا إلى ناعق في الفتنة نعق إن اجيب أضلّ و إن ترك أذّل، و اللَّه العالم
الترجمة
از جمله كلام بلاغت نظام آن حضرت است كه گفته است آنرا بخوارج نهروان در حالتى كه بيرون رفته بود بسوى لشكرگاه ايشان، و ايشان ايستاده بودند بر انكار حكومت حكمين پس فرمود:
آيا همه شما حاضر بوديد با ما در صفين؟ پس گفتند: بعضي از ما حاضر شده بود و بعضى از ما حاضر نشده بود، فرمود: پس جدا شويد از يكديگر بدو فرقه پس بايد باشد كسانى كه حاضر صفّين شده بودند يك فرقه، و جماعتي كه حاضر نبودند در آن معركه يك فرقه ديگر تا آنكه تكلّم بكنم با هر فرقه از شما بكلامى كه لايق حال او باشد، و صدا كرد مردمان را پس فرمود كه:
باز ايستيد از حرف زدن، و ساكت شويد از براى شنيدن قول من، و متوجه باشيد با قلبهاى خودتان بسوى من پس هر كسى كه طلب كنم از آن شهادتى را پس بايد كه بگويد بمقتضاي علم خود در آن شهادت، بعد از آن تكلّم فرمود با ايشان بكلام دراز از جمله آن كلام اين است كه گفت:
آيا نگفتيد شما در هنگام برداشتن ايشان مصحفها را از روى حيلهگرى و تباهكارى و مكارى و فريفتن كه: ايشان برادران مايند و كسانى هستند كه دعوت شدهاند باسلام و قبول كردهاند طلب كردهاند از ما اقاله و فسخ گذشتههاى را، و راحت جستند بسوى كتاب خدا، پس رأى صواب اين است كه قبول خواهش ايشان را بكنيم، و غم و اندوه ايشان را بر طرف سازيم، پس گفتم شما را كه اين كارشان كاريست ظاهر