فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٩٨ - يك پسر و دو دختر از يك دختر با دو پسر و دو دختر از دختر ديگر
گواهان دريافت نمايد.
هجدهم: اگر زوجين شرط خيار در مهر نكاح دائم بنمايند و چنانچه زوج در زمان خيار، فسخ مهر كند نظير عقد بدون ذكر مهر مىشود و رجوع به مهرالمثل مىنمايند.
نوزدهم: اگر زن مدعى شود كه مهر من فلان مقدار معين است و شوهر بگويد نمىدانم زيرا ازدواج توسط وكيل من انجام شده و وكيل هم مرده باشد يا آنكه شوهر بگويد فراموش نمودهام در اين صورت شوهر پس از سوگند مهرالمثل مىدهد.
بيستم: آنكه اگر ولىّ دختر نابالغ مهر او را بدون در نظر گرفتن مصلحت به كمتر از مهرالمثل قرار بدهد يا ولىّ پسر نابالغ مهر زوجه او را بدون در نظر گرفتن مصلحت او زيادتر از مهرالمثل قرار بدهد، عقد براى آنها فضولى مىباشد، اگر بعد از بلوغ اجازه بدهند مهر مسمّى متعيّن مىشود و اگر اجازه ندهند و نزديكى صورت گرفته باشد بايد مهرالمثل به زوجه داده شود.
بيست و يكم: هرگاه دو شخص به شوهر بودن يك زن دعوى كنند و آن زن يكى از ايشان را تصديق نمايد بايد به جهت اسقاط دعواى آن مدّعى ديگر قسم بخورد و چنانچه قسم نخورد و قسم به مدّعى رد شود و او قسم بخورد، به اين سبب زن زوجه او مىشود و بايد مهرالمثل به آن كسى را كه تصديق كرده است بدهد از جهت تفويت بضع خود بر او به سبب قسم نخوردن.
بيست و دوم: هرگاه شخصى همسر خود را طلاق رجعى بدهد و آن زن پس از گذشت مدّت عدّه شوهر كند، فرد طلاق دهنده ادّعا كند كه من در عدّه رجوع كردهام چنانچه زن تصديق او كند، قول زن را قبول نمىكنند و آن زن بايد مهرالمثل بدهد به آن كسى كه تصديق كرده است از جهت تفويت بضع خود بر او به سبب اقرار خود.
هرچند در دو بند اخير پرداخت غرامت براى تفويت بضع محل تأمل است.
٤٤٠- نظر به فقره (٣٦٢) هرگاه شخص كافر بيش از چهار زن دائم داشته باشد و بعد از نزديكى با آنها مسلمان گردد، بايد زايد بر چهار زن را كه رها مىكند، بايد به او مهر مسمّى بدهد نه مهرالمثل.