فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٧٧ - جد پدرى با جد و جده مادرى
نتيجه اينكه عدّه ندارد و براى زوج حق رجوع نمىباشد، زوج مدعى باشد به او دخول كرده، در اين صورت قولِ زوجه با قسم مقدم است.
دسته چهارم- طلاق زوجه به حكم حاكم شرع:
١١٧- هرگاه مردى از همسر خود كناره گيرد و او را بلاتكليف رها كند و زن براى تعيين تكليف به حاكم شرع مراجعه نمايد، حاكم شرع در صورتيكه راه علاج را در طلاق زن ببيند و او را طلاق بدهد، پس از گذشت عده دست شوهر به كلى از او قطع مىشود و زن مىتواند به دلخواه خود شوهر كند.
١١٨- هرگاه ادامه زوجيت بين زن و شوهر همراه با عسر و حرج شديد باشد و زوج از دادن طلاق زوجه امتناع ورزد و اجبار به طلاق او ممكن نباشد حاكم شرع يا نمايندگان او مىتوانند زوجه را طلاق بدهند و همچنين اگر بين زن و شوهر اختلاف شديد واقع شود و حكم به طلاق زن در مقابل مهر از طرف دادگاه صادر گردد و شوهر فرار كند و در دسترس نباشد.
١١٩- هرگاه شوهر فرار كند و از پرداخت نفقه و طلاق همسر خود امتناع نمايد چنانچه زوجه از حاكم شرع درخواست تعيين تكليف نمايد حاكم شرع به تقاضاى او، او را طلاق مىدهد و زوجه پس از گذشتن عده با هر كسى مايل باشد مىتواند ازدواج كند.
١٢٠- طلاق زنى كه شوهرش مفقودالاثر است به توسط حاكم شرع بگونهاى است كه ضمن تيتر «زنانى كه شوهرهايشان مفقودالاثراند» صفحه ٢٨٤، از فقره (١٥٣) تا پايان فقره (١٦٩) بيان گرديده است.