فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٢٤ - * ١ - مقدمه *
دوم- عقل:
٩٥- شخص مجنون، بىهوشى و مانند اينها ولايت بر كسى ندارد.
سوم- اسلام در صورتى كه مولىعليه مسلم باشد:
٩٦- كافر ولايت بر فرزند مسلمان خود ندارد و اگر جدّ اين فرزند مسلم باشد، ولايتش با اوست و اگر او نيز كافر باشد ولايتش با حاكم شرع است.
٩٧- بنابر اقوى كافر ولايت بر فرزند كافر خود دارد.
٩٨- هرگاه يكى از پدر و جدّ پدرى نابالغ و ديوانه و سفيه، كافر يا ديوانه شوند ولايتشان ساقط مىشود و به امام عليه السلام و در نبود آن حضرت به حاكم شرع انتقال مىيابد.
ازدواج نابالغ و ديوانه و سفيه به توسط اولياء شرعى آنها:
٩٩- پدر و جدّ پدرى مىتوانند براى فرزند نابالغ يا ديوانه خود كه به حال ديوانگى بالغ شده ازدواج نمايند، و بعد از آنكه آن طفل بالغ شود يا ديوانه عاقل گردد، اگر ازدواجى كه براى او نمودهاند مفسدهاى نداشته، نمىتواند آن را بهم بزند و اگر مفسدهاى داشته باشد، مىتواند آن را بهم بزند.
١٠٠- دخترى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد، اگر بخواهد با شخصى كه در نظر شرع و عرف كفو او مىباشد ازدواج كند، چنانچه باكره نباشد لازم نيست از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد.
١٠١- بنابر اقوى پدر و جدّ پدرى بر دختر بالغه رشيده بكر، ولايت ندارند ولى احتياط مستحب آن است كه هنگام ازدواج از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر لازم نيست.
١٠٢- اگر پدر و جدّ پدرى دخترِ باكره غائب باشند بطورى كه نشود از آنان اذن گرفت و دختر هم احتياج به شوهر داشته باشد، اجازه گرفتن از آنان هم استحباب ندارد.
١٠٣- اگر دختر مسلمان باشد ولى پدر يا جدّ پدرى او مسلمان نباشند اجازه گرفتن از آنان هم استحباب ندارد.