فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١١ - ٢ - نسب به خط اطراف
نعمت براى خداست بر من ده فقير را سير كنم- و چه فعل غير ناذر باشد- مثلًا بگويد اگر مسافرم به سلامت از سفر بيايد به شكرانه اين نعمت براى خداست بر من ...- و چه فعل خدا باشد- مثلًا بگويد اگر خدا مريضم را شفا دهد به شكرانه اين نعمت براى خداست بر من ...-، معلقٌعليه در هر سه قسم بايد امرى باشد كه صلاحيت شكر داشته باشد تا ناذر آن را به عنوان تلافى و مجازات عمل كند. به اين توضيح:
اگر معلقٌعليه فعل خود ناذر است بايد اطاعت خدا از عمل واجب يا مستحب و يا ترك حرام يا ترك مكروه باشد تا ناذر به شكرانه اينكه موفق به انجام آن واجب يا مستحب شده و يا موفق به ترك آن عمل حرام يا مكروه گشته، ملتزم به انجام منذور بشود؛ بنابراين اگر نذر خود را مشروط كند به ترك واجب يا ترك مستحب و يا مشروط كند به فعل حرام يا فعل مكروه، نذرش منعقد نمىشود؛ و اگر معلقٌعليه فعل غير باشد در آنجا نيز بايد فعل منفعتى دينى يا دنيوى براى ناذر داشته باشد كه صلاحيت شكر گذاردن بر آن شرعاً و عرفاً وجود داشته باشد مثل اينكه ناذر بگويد اگر مسافرم بيايد يا اگر دشمن اذيتم نكند براى خدا بر من كه فلان كار را انجام كنم. پس اگر منفعتى كه صلاحيت شكر گذاردن براى ناذر نداشته باشد، مانند اينكه بگويد اگر گناهان و زشتيها بين مردم شائع شود براى خدا باد بر من كه فلان كار را انجام كنم نذر منعقد نمىشود.
و اگر معلّقٌعليه فعل خداىتعالى باشد، نيز لازم است كه امرى باشد كه تمنّا و درخواستش از خدا جائز و نيكو باشد، نظير شفاى بيمار يا هلاكت دشمنان دين يا بوجود آمدن امنيّت در كشور و امثال اينها، پس اگر نذر خود را مشروط به عكس اينها كند- مثلًا بگويد: اگر خدا فلان مؤمن صالح را هلاك كند و يا مثلًا اگر قحطى در كشور پديد آيد براى خدا باد بر من كه فلان كار را انجام كنم- نذرش صحيح نيست.
دسته دوم- نذر زجر:
٣- نذر زجر آنست كه ناذر را به باز داشتن از انجام كارى وادار مىكند.