فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٩٦ - يك پسر و يك دختر از يك دختر با دو پسر و يك دختر از دختر ديگر
مىباشد و اگر در اين صورت پيش از نزديكى او را طلاق بدهند واجب است به او متعه بدهند.[١]
دوم: در عقد قرارداد نموده باشند كه هر يك از زوج يا زوجه يا فرد بيگانه بعد از عقد مهر را مشخص كند، آنگاه زوج بعد از مواقعه با زوجه و پيش از مشخص شدن مهر فوت كند، در اين صورت زوجه مستحق مهرالمثل است و اگر زوج قبل از نزديكى و قبل از تعيين مهر فوت كند بنابر اقوى براى زوجه متعه ثابت مىباشد.
سوم: در عقد ازدواج چيزى را مهر زوجه مسلمان قرار دهند كه مسلمان مالك آن نمىشود، مانند شراب و خوك.
چهارم: مهر چيزى مجهول باشد كه در اين صورت زوجه مهرالمثل مىگيرد.
پنجم: مهر مشتمل بر عيب باشد و زوجه راضى بر آن نباشد، در اين صورت اگر مهر مثلى است مثل آن و اگر قيمى است قيمت آن را بايد به زوجه بدهد.
ششم: هرگاه زوج و زوجه در مقدار مهر اختلاف كنند قول زوج مقدّم است و اگر در جنس مهر اختلاف كنند بايد هر دو سوگند ياد كنند، و در اين فرض زن مستحق مهرالمثل مىگردد.
هفتم: اگر پيش از قبض نمودن زوجه، مهر تلف شود و مقدار آن را ندانند وزوجه به قدر متيقّن راضى نشود در اين صورت زوجه مهرالمثل مىگيرد.
هشتم: مهر مغصوب باشد چه زوجين عالم به غصب آن باشند يا جاهل، زوج بايد مهرالمثل به زوجه بدهد.
نهم: در مهر شرط نامشروعى كرده باشند كه در اين صورت زوج بايد مهرالمثل به زوجه بدهد.
[١] - مقدار متعه: اگر شوهر ثروتمند باشد، جامه اعلى يا اسب اعلى كه ده مثقال طلا ارزش داشته باشد يا ده مثقال طلا به او بدهد و اگر شوهر ثروتمند نباشد، انگشترى طلا يا نقره و اگر متوسط باشد پنج مثقال طلا به او بدهد. اينها در صورتى بود كه مفارقت بين زن و شوهر با طلاق حاصل گردد و اگر بغير طلاق مانند فسخ و لعان مفارقت بينشان حاصل شود پرداخت متعه مستحب نيست.