فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٨٢ - يك پسر و دو دختر از يك دختر با يك پسر و دو دختر از دختر ديگر
ديگرى او را ازدواج كند و پس از مزاجعت با او، چنانچه شوهر دوم بميرد يا او را طلاق دهد و بعد از گذشتن مدت عده او، شوهر اول مىتواند دوباره او را براى خود عقد نمايد؛ سه طلاق غير عدّى هرچند صد يا زيادتر شود حكم همين است به بيانى كه ضمن تيتر مذكور در فقره (٨٢) ذكر شده است.
بيستم- به عقد دائم داشتن مرد آزاد بيش از چهار زن:
٣٦١- براى مرد آزاد جائز نيست زيادتر از چهار زن به عقد دائم داشته باشد و به عقد موقت به هر عدد ولو هزار زن جائز است داشته باشد.
٣٦٢- اگر كافرى بيش از چهار همسر داشته باشد، چنانچه مسلمان شود بايد زائد بر چهار زن را رها كند يا عقد دائم آنها را تبديل به عقد موقت كند و مخير است بين زنان هر كدام را بخواهد رها كند و احوط است كه بين آنها قرعه بزند و عمل به قرعه نمايد.
٣٦٣- كسى كه چهار زوجه دارد، اگر شك كند كه همه آنها دائمى هستند يا بعضى دائمى و بعضى انقطاعى، احوط است كه با زن پنجمى به عقد دائم ازدواج نكند.
٣٦٤- كسى كه چهار زن دارد، اگر يكى را طلاق بدهد و بخواهد زن ديگرى بگيرد، اگر طلاق آن زن رجعى باشد تا عدهاش تمام نشده نمىتواند زوجه دائمى بگيرد و اگر طلاق او بائن باشد، بنابر اقوى مىتواند در عده او با زوجه دائمى ديگر ازدواج كند.
٣٦٥- كسى كه چهار زن دارد، اگر يكى از آنها فوت كند، لازم نيست براى گرفتن زوجه دائمى ديگر صبر كند تا عده وفات او- چهار ماه و ده روز- بگذرد و نيز اگر پيش از مواقعه با فسخ از هم جدا شوند مرد بلافاصله مىتواند با زن ديگر ازدواج نمايد.
بيست و يكم- جمع بين دو زن فاطميّه بنابر قولى:
٣٦٦- بعضى از اخباريين جمع بين دو زن سيّده از ذريّه حضرت فاطمه زهرا عليها السلام را در ازدواج حرام مىدانند؛ ولى بنابر اقوى جمع بين آنها جائز ولى مكروه است.