فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٢٧ - اموال غير منقول
مباشرت و ساير آثار زوجيت به آن زن نكنند و آن زن هم نبايد تمكين به هيچ كدام بدهد، بنابراين بايد هر دو او را طلاق بدهند و عقد با اذن جدّ يا پدر براى يكى از آن دو نفر خوانده شود؛ اما اگر تاريخ عقد يك كدام معلوم و ديگرى مجهول باشد، پس اگر عقد جدّ معلوم التاريخ باشد عقد جدّ مقدم است و اگر عقد پدر معلوم التاريخ باشد عقد او مقدم است.
١١٧- هرگاه هر كدام از پدر و جدّ دختر نابالغ بخواهند او را به كسى شوهر بدهند و هر كدام كسى را اختيار كنند اختيار جدّ مقدم است و در اين حال اگر پدر سبقت كند و دختر را به كسى كه خودش اختيار كرده تزويج كند بنابر اقوى عقد او صحيح است.
١١٨- اگر جدّ و پدر جدّ هر كدام براى دختر نابالغ جداگانه كسى را به همسرى او برگزيده باشند، بنابر اوجه گزينش پدر جدّ بر گزينش جدّ دختر مقدم نيست.
١١٩- براى ولىّ جائز نيست كه صغير يا صغيره را به شخص معيوب تزويج نمايد، چه عيب آن شخص از عيبهايى باشد كه قهراً موجب فسخ هستند- كه در بعد ذكر مىشوند- يا از غير آنها؛ اما اگر براى مصلحتى كه رعايت آن لازم است او را به فرد معيوب تزويج كند، اشكالى ندارد و نمىتواند عقد را فسخ كند و خود طفل هم پس از بلوغ حق فسخ آن را ندارد حتى اگر عيب آن فرد از عيوبى كه موجب فسخ است باشد، اوجه آن است كه طفل به خاطر مصلحتى كه رعايت آن لازم بوده، پس از بلوغ عقد را بهم نزند.
١٢٠- اگر ولىّ، مولىعليه خود را به شخصى تزويج نمايد و پس از عقد بفهمد آن شخص معيوب است چنانچه عيب او از عيبهايى باشد كه موجب فسخ عقد است، ولىّ مىتواند عقد را بهم بزند و اگر ولىّ عقد را فسخ نكند يا تا زمان بلوغ مولىعليه از عيب آگاه نشود مولىعليه مىتواند پس از بلوغ عقد را بهم بزند؛ حتى اگر عيب او از عيبهايى نباشد كه موجب فسخ عقد باشد اوجه آن است كه مولىعليه مىتواند عقد را فسخ كند.
١٢١- هرگاه پدر يا جدّ پدرى شخص ديوانه از دنيا برود و براى امورات ديوانه وصى تعيين نموده باشد و در وصيت به ازدواج او تصريح نموده باشد، چنانچه شخص ديوانه