فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٥٦ - دو برادر و دو خواهر پدر و مادرى يا پدرى با يك برادر و يك خواهر مادرى
«زَوْجَةُ مُوَكِّلي خالَعْتُها عَلى ما بَذَلَتْ هِيَ طالِقٌ».
و اگر زن كسى را وكيل كند كه غير از مهر چيز ديگرى را به شوهر او ببخشد كه او را طلاق دهد وكيل بايد به جاى كلمه «مَهْرَها» آن چيز را نام ببرد، مثلًا اگر صد تومان داده بايد بگويد: «بَذَلْتُ مِأَةَ تُومانٍ».
٢٦- در صحت طلاق خلع معتبر است بين انشاء طلاق چيزى كه مخّل فوريت عرفيه باشد فاصله واقع نشود و الّا خلع باطل و زوج مستحق فداء نمىباشد؛ و لكن اگر خلع را با لفظ طلاق واقع ساخته باشد يا صيغه طلاق و خلع هر دو با رعايت شرائط واقع ساخته باشد، طلاق رجعى خواهد بود.
صيغه طلاق مبارات:
٢٧- در صيغه طلاق مبارات تقديم بذل و تأخير آن و تعقيب به طلاق و عدم آن و جمله فعليه، ماضويه، اسميه و غير اينها مانند طلاق خلع است، پس اگر يك نفر وكيل از طرف زوجين باشد و فعل ماضى و بذل مقدم باشد بايد از جانب زوجه بگويد:
«بَذَلْتُ مَهْرَ مُوَكِّلَتي فاطِمَةَ لِمُوَكِّلي مُحَمَّدٍ زَوْجِها لِابارِأَها عَلَيْهِ وِكالَةً عَنْهُ وَ أُطَلِّقَها بِه».[١]
پس فوراً از جانب زوج بگويد:
«قَبِلْتُ الْبَذْلَ لِمُوَكِّلي مُحَمَّدٍ فَبارَأْتُ فاطِمَةَ عَلَيْهِ فَهِيَ مُباراةٌ فهِيَ طالِقٌ طَلْقَهً هِيَ طالِقٌ مَرّةً».[٢]
و ساير اقسام مبارات را از آنچه در خلع گفته شد استخراج مىتوان كرد.
٢٨- اگر شوهر خود بخواهد صيغه طلاق مبارات را بخواند چنانچه مثلًا اسم زن
[١] - بذل كردم مهريّه موكّله خودم فاطمه را به موكّل خودم محمد زوج او، براى اينكه جدا نمايم او را از موكّلم و رها نمايم او را به سبب اين بذل.
[٢] - قبول كردم بذل را براى موكّل خودم محمد، پس جدا كردم فاطمه را از او بر اين بذل، پس فاطمه جدا شده است از وى به رضاى خود، و او رها است از زوجيّت رها شدنى، و رها است از آن يك مرتبه.