فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٦٨ - يك پسر و دو دختر از دختر
غافل از تمام شدن عده بودهاند، نبايد به شك خود اعتنا كند.
٢٩٢- اگر زن بگويد در عدّه نيستم يا بگويد شوهر ندارم حرف او قبول است، ولى اگر بگويد يائسهام پذيرفتن حرف او محل اشكال است.
٢٩٣- اگر ولىّ پسر نابالغ يا ديوانه زنى را كه در عدّه ديگرى است با علم بحكم و موضوع براى مولىعليه خود عقد كند، موجب حرمت ابديه آنان به يكديگر نمىشود و همچنين اگر وكيل زنى را با علم بحكم و موضوع براى موكل خود عقد كند، در صورتى كه موكل آن زوجه را تعيين نكرده باشد، اين عقد موجب حرمت ابديه آن زن و مرد به يكديگر نمىشود؛ اما اگر موكل آن زوجه را تعيين نموده و وكيل براى ازدواج زن معيّنى كه در عده است وكيل شده و علم بحكم و موضوع داشته باشد، ظاهراً اين عقد موجب حرمت ابديه آن زن و مرد مىشود.
٢٩٤- تزويج شخص زنى را كه در عدّه خود او باشد چه در عدّه طلاق يا عدّه وطى به شبهه يا عدّه عقد موقت يا عدّه فسخ به عيوب، بىاشكال جائز و عقدش صحيح است مگر در چند مورد:
اول: تزويج در عده رجعيه كه عقدش باطل است، زيرا نياز به عقد مجدد نيست.
دوم: تزويج در عده طلاق سوم و ششم كه محتاج به محلل است، عقدش باطل بلكه حرام است ولى موجب حرمت ابديه نمىشود.
سوم: در عده طلاق نهم، زيرا كه به طلاق بر او حرام ابدى مىشود.
چهارم: در عده وطى به شبهه با زوجه ديگرى، كه به سبب آنكه شوهردار است عقدش حرام است نه به سبب عقد در عده.
پنجم: تزويج در عده وطى به شبهه با زنى كه در عده ديگرى باشد، در صورتى كه به آن وطى حامله شود و نگوئيم به تداخل عده وطى با عده طلاق، پس عده وطى به شبهه را به سبب حمل بايد مقدم بدارد و بعد از وضع حمل عده سابق را تمام كند و جائز نيست كه در عده خود، او را تزويج كند و اگر تزويج كند در آن حال عقد باطل است، هرچند جاهل باشد و لكن مشكل است كه موجب حرمت ابديه شود.