فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٥٩ - دو برادر و دو خواهر پدر و مادرى يا پدرى با دو برادر و دو خواهر مادرى
مقدارى از زمان تكليف بچه جزء مدت عقد موقت باشد- مثلًا براى پسر چهارده ساله خود زنى را به مدّت دو سال عقد موقت نمايد- چنانچه صلاح بچه باشد پدر يا جدّ مىتواند مدت آن زن را ببخشد.
دوم- عقل:
٣٦- زوجى كه زوجه خود را طلاق مىدهد، بايد عاقل باشد.
٣٧- پدر و جدّ پدرى شخص ديوانه- به توضيحى كه در فقره (٣٤) بيان شد- مىتوانند زوجه او را طلاق بدهند.
سوم- اختيار:
٣٨- شوهر بايد به اختيار خود زنش را طلاق بدهد و اگر كسى از روى اكراه زنش را طلاق بدهد طلاق باطل است.
٣٩- مكره و مجبور كسى را گويند كه او را بترسانند و وادار بر انجام كار كنند، بلكه اگر بدون ترساندن او را وادار كنند، ولى خودش بترسد كه اگر انجام ندهد دست وادار كننده گرفتار مىشود، باز مكره و مجبور مىباشد و اين ترس كه از ناحيه ضرر و گرفتارى است چه متوجه به نفس او و چه متوجه به كسانى كه جاى نفس اوست- مانند پدر و مادر و اولاد و عِرض و مالش- اكراه محسوب مىشود، بشرطى كه شخص وادارنده قادر بر ايقاع آن ضرر و گرفتارى باشد و علم و يا ظن هم در كار باشد كه اگر انجام ندهد مبتلى مىشود، بلكه اگر خوف هم داشته باشد و لو ظن نداشته باشد مكره و مجبور محسوب است.
و اما اگر كسى او را وادار نكرده باشد بلكه خودش از ترس غير انجام دهد، مثلًا زنى كه گرفته مىترسد اگر او را طلاق ندهد از دست پدر يا برادر او گرفتار شود اين شخص مكره و مجبور نمىباشد و طلاقش اكراهى نيست.
٤٠- اگر شخص مكره به گونهاى بتواند خود را از اكراه و اجبار برهاند، مثلًا بتواند از