فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤٤ - اول - سهام ارث اولاد و و الدين
انجام دهد بعد از آنكه حاجتش برآورده شد بايد آن كار را انجام دهد و نيز اگر بدون آنكه حاجتى داشته باشد، عهد كند كه عمل خيرى را انجام دهد، انجام آن عمل بر او واجب مىشود. ٥- عهد مانند نذر، هم بطور مطلق واقع مىشود و هم بطور مشروط و ظاهراً در عهد مشروط همه احكامى كه تركش در نذر مشروط گذشت معتبر است و اما آنچه شخص در عهد ملتزم به آن مىشود نظير چيزى است كه بر انجام يا تركش سوگند ياد مىكند تمام آنچه در سوگند معتبر بود در عهد نيز معتبر است؛ در سوگند اين معنا معبتر بود كه بايد انجام آن عمل يا تركش مرجوح دينى يا دنيائى نباشد و گفتيم لازم نيست كه علاوه بر مرجوح نبودن راجح هم باشد تا چه رسد به اينكه طاعت خدا باشد، در عهد نيز چنين است بخلاف نذر كه گفيتم رجحان شرط است. پس اگر بر عمل مباحى هم عهد ببندد، وفاء به آن لازم است؛ اما اگر عملى را كه انجام ندادنش بهتر است يا عملى را انجام آن رجحان دارد عهد ببندد، آن عهد منعقد نمىشود و اگر در هنگام عهد اينطور نبوده بعد از انعقاد عهد اينطور شده، يعنى مورد عهد مرجوح شده آن عهد منحل مىشود.
٦- كفاره نقض عهد همچنانكه در جلد ٢، صفحه ١٢١، ضمن تيتر «دوم- نقض عهد» ذكر گرديده آن است كه بايد به عنوان كفاره يك بنده آزاد كند يا دو ماه پى در پى روزه بگيرد يا شصت فقير را سير كند يا به هر كدام از آنها يك مُدّ- هفتصد و پنجاه گرم- طعام بدهد؛ و چنانچه اينها برايش ممكن نباشد، بايد به دستورى كه در جلد ٢، صفحه ١٢٠، فقره (٢) ذكر شده عمل نمايد.