فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٤٢ - يكى از و الدين با دو پسر و يك دختر
٧- در آلت تناسلى زن گوشت[١] يا استخوانى باشد كه مانع نزديكى شود، بلكه اگر موجب تنفّر و انقباض باشد، ظاهراً از عيبهايى است كه ميتوان با آن عقد را بهم زد. ١٧١- عيبهاى هفتگانه در صورتى به مرد حق بهم زدن عقد را مىدهند كه پيش از عقد وجود داشته باشند و مرد از آن بىاطلاع باشد؛ ولى اگر بعد از عقد پيدا شوند يا پيش از عقد وجود داشته و مرد از آن عيب آگاه بوده و به آن رضايت داشته، حق فسخ ندارد.
١٧٢- اگر زن پس از عقد بفهمد شوهر او يكى از عيوب چهارگانه زير را داراست مىتواند عقد را بهم بزند:
١- ديوانه باشد يا پس از اجراى صيغه عقد ديوانه شود، هرچند بعد از دخول باشد.
٢- آلت مردانگى او قطع شده باشد بنحوى كه چيزى كه ممكن باشد با او وطى نمايد نمانده باشد ولو به قدر حشفه.
٣- بيضههاى او را كشيده باشند يا كوبيده باشند.
٤- عِنّين باشد و آن مرضى است كه آلت را ضعيف مىكند بطورى كه مرد از دخول كردن عاجز مىباشد و نتواند عمل زناشوئى را انجام دهد؛ هرچند بعد از عقد و پيش از دخول حادث شده باشد.
١٧٣- حق بهم زدن عقد در موارد نامبرده غير عِنّين بودن مرد فورى است، پس اگر زن يا مرد بر يكى از عيوب ذكر شده اطلاع پيدا كند و عقد را بهم نزند، بنابر احتياط واجب حق او ساقط مىشود؛ مگر اينكه به اصل حق يا به فوريت آن جاهل بوده باشد، كه در اين صورت پس از آگاهى و اطلاع باز هم حق فسخ او فورى است.
١٧٤- اگر مرد يا زن به خاطر يكى از عيبهايى كه گفته شد عقد را بهم بزند، بدون طلاق از هم جدا مىشوند.
١٧٥- هرگاه در مورد يكى از عيبهايى كه بيان شد بين زن و شوهر اختلاف شود و مدعى عيب، دو شاهد عادل داشته باشد حرف او مقدم است و عيب با گواهى آنها ثابت
[١] - اعم از عَفَل و آن غده گوشتى است كه مىرويد و مانع از نزديكى مرد مىگردد و رَتَق كه در فرج زن گوشت بگونهاى روئيده شود كه راهى براى نزديكى نباشد.