فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٨٤ - يك برادر و دو خواهر و جد و جده پدرى با يك برادر و دو خواهر و جد و جده مادرى
زن، هرگاه نفاس متصل به وضع حمل باشد و چنانچه بعد از وضع حمل تا چند روز خون نفاس نبيند، تمام پاكىها بعد از وضع حمل و مدّت نفاس، همگى جزء عدّه دوم حساب مىشوند، هرچند پاكى متخلل بين وضع حمل و خون نفاس يك لحظه باشد.
صنف ششم- زنان عقد موقّت مدخولٌبها:
١٥٢- زنى كه به عقد موقت در آمده و مدت آن تمام شده يا شوهر مدت را بخشيده است چنانچه نُه سال او تمام شده و به سن يائسگى هم نرسيده- يعنى بين سن نُه سالگى و يائسگى مىباشد- و شوهرش با او نزديكى كرده باشد پس از آنكه مدت عقد موقت او به پايان رسيد يا شوهر مدت را به او بخشيده بايد به ترتيب زير عده نگه دارد:
الف- چنانچه حيض مىبيند، بنابر احتياط واجب بايد به مقدار دو حيض كامل عده نگه دارد، بنابراين اگر در اثناء حيض، شوهر مدّت را به او ببخشد يا مدّت منقضى شود بقيّه از اين حيض، از دو حيض حساب نمىشود.
ب- چنانچه حيض نمىبيند، بايد تا چهل و پنج روز عده نگه دارد.
ج- اگر حامله باشد پايان عدهاش دنيا آمدن يا سقط شدن فرزند اوست.
صنف هفتم- زنانى كه شوهرهايشان مفقودالاثراند:
١٥٣- اگر شوهر در جبهه جنگ يا به علت ديگرى مفقودالاثر شود براى زوجه در اين فرضيه سه حالت متصور است كه آنها با حكمشان عبارتند از:
اول: زن يقين كند شوهر او از دنيا رفته است، كه در اين حالت بايد عده وفات نگه دارد و پس از عده مىتواند ازدواج نمايد.
دوم: يقين كند شوهر او زنده است، كه در اين صورت بايد صبر كند تا علم به وفات او يا طلاق خود پيدا كند، هرچند مدت طولانى شود و نفقهاش بايد از مال شوهر يا از مال كسى كه از طرف شوهر متصدى نفقه زوجه است يا اگر متبرعى پيدا شود از مال او بدهند و اگر هيچ يك از اينها وجود نداشته باشد و از محل ديگرى هم مخارج او تامين نشود حاكم شرع بايد طبق وظيفهاى كه دارد گره گشائى نمايد.
سوم: نداند شوهر زنده است يا نه، بايد صبر كند و انتظار بكشد تا علم به وفات زوج