فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٤٧ - يك برادر و يك خواهر پدرى با يك برادر و يك خواهر مادرى
يك مرتبه لفظ طلاق كافى است و دوم و سوم بدعت و تشريع و بىاثر است و بيش از يك طلاق واقع نمىشود چه بگويد: «هِيَ طالِقٌ، هِيَ طالِقٌ، هِيَ طالِقٌ»، و چه بگويد:
«هِيَ طالِقٌ ثَلاثاً». ٢- در اين چهار مورد اگر طلاق به عنوان تشريع و بدعت واقع شود حرام مىباشد و الّا طلاق فقط باطل است.
٣- اگر زوج از عامه باشد، يعنى از كسانى باشد كه معتقدند سه طلاق مرسله يا مكرره واقع مىشود و طلاق را به يكى از اين دو نحو واقع سازد، طلاق او بنحو مزبور صحيح مىباشد، چه زوجه شيعه باشد يا سنى، آثار سه طلاق بر آن طلاق مترتب مىشود و زوجه مذكوره را بعد از انقضاء عده مىتوان ازدواج نمود و اگر زوج رجوع كند رجوعش باطل مىباشد، و مانند اين سه طلاق است طلاق معلّق و حلف بر طلاق و طلاق در طهر مواقعه و در حال حيض و طلاق بغير شاهد يعنى هرگاه اين طلاقها از عامه كه قائل به صحت اينها هستند واقع شود، بايد آثار طلاق بر آن مترتب نمود.
٤- طلاق دادن زن در روزى كه شبش نوبت خوابيدن پيش او بوده و شوهر انجام اين وظيفه ننموده باشد، صحيح است و حرام نمىباشد.
قسم دوم- طلاق سنّت:
٥- طلاق سنّت به سه معنا اطلاق مىشود:
الف- طلاق سنّت به معناى طلاق جامعالشّرائط در مقابل طلاق بدعت است و اين طلاق را طلاق سنّت به معناى اعم گويند.
ب- طلاق سنّت در مقابل طلاق عدّى يعنى طلاق مركّب از دو طلاق رجعى و در آخر يك طلاق بائن- همچنانكه در صفحه ٢٦٩، فقره (٨٢) بيان مىشود.
ج- طلاق سنّت به معناى اينكه زوج، زوجهاش را با شرائط طلاق، طلاق دهد و در عدّه رجوع نكند، بلكه بگذارد از عدّه بيرون رود و آنگاه او را عقد كند، اين طلاق را طلاق سنّت به معنى اخص گويند.