فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٩٥ - دو پسر از يك دختر با دو پسر و يك دختر از دختر ديگر
زن و ...، نيز بشود.
٤٣٤- اگر پدر، خود را شريك در مهر دخترش قرار دهد يعنى براى دختر مهرى معيّن كند و براى خود هم چيزى معيّن كند اين را هم مهر دختر قرار دهد، در اين فرض آن چيزى كه براى پدر قرار داده شده ساقط مىباشد و پدر مستحق چيزى نمىباشد.
٤٣٥- در بعضى بلاد متعارف است اقارب دختر از پدر يا مادر چيزى از زوج مىگيرند به نام (شير بها) و در زبان بعض ديگر به نام ديگر، اين مأخوذه جزء مهر نمىباشد و جائز نيست؛ مگر عنوان مشروع به آن داده شود.
٤٣٦- هرگاه عقد دائم بدون مهر واقع شود جائز است زن و شوهر به چيزى- كم باشد يا زياد- با هم تراضى نمايند و همين حكم مهر مذكور را در عقد دارد.
٤٣٧- اگر در نكاح شرط كنند زوج مثلًا مهر را در تاريخ معين اگر ندهد نكاح او باطل باشد اين شرط باطل است و اگر زوج به شرط عمل نكند، نكاح همچنان صحيح است.
٤٣٨- جائز است همه مهر يا بخشى از آن را حال و حاضر قرار دهند و نيز جائز است همه مهر يا بخشى از آن را مؤجل قرار دهند و در صورتى كه تمام مهر حال باشد و مرد هم توان پرداخت داشته باشد، زن مىتواند هر وقت بخواهد مهر را درخواست كند؛ بلكه تا مهر را نگرفته مىتواند به مرد تمكين ندهد چه مرد دارا باشد يا ندار، اما اگر همه يا بخشى از مهر مهلتدار باشد و زن مقدارى كه حال بوده دريافت كند نمىتواند به مرد تمكين ندهد.
چهارم- زنان در رابطه به اخذ مهر:
زنان در رابطه به اخذ مهر به سه دسته تقسيم مىشوند: ١- زنانى كه مستحق مهرالمثلاند، ٢- زنانى كه مستحق مهر نمىباشند، ٣- زنانى كه مستحق نصف مهر مىباشند.
دسته اول- زنانى كه مستحق مهرالمثلاند:
٤٣٩- اگر زوجه مدخوله باشد در بيست و دو موضع مستحق مهرالمثل مىباشد:
اول: در عقد ذكر مهر نكرده باشند، زوجه در اين فرض با نزديكى مستحق مهرالمثل