فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٦١ - دو برادر و سه خواهر پدر و مادرى يا پدرى با يك برادر و دو خواهر مادرى
غير دائم و زنى كه به شبهه او را وطى كنند صحيح نيست.
ششم- زوجه مورد طلاق معيّن باشد:
٤٧- زنى كه طلاق مىدهند بايد او را در لفظ و در قصد معين نمايند، پس اگر مجهول و نامعيّن باشد- مانند يكى از دو زن- طلاق دادن او صحيح نيست.
بنابراين چنانچه زوجه به اسم ياد كند مثلًا بگويد: «فُلانَةٌ طالقٌ» يا اشاره به او نمايد به طورى كه رفع ابهام و اجمال شود طلاق واقع مىشود.
٤٨- اگر زوج يك زن داشته باشد و بگويد: «زَوْجَتي طالقٌ» طلاق صحيح است واگر دو زن يا زيادتر داشته باشد و بگويد: «زَوْجَتي طالقٌ» چنانچه در نفس خود زوجه مورد طلاق را معين كند باز طلاق صحيح است، و آيا تفسير به معينه نمايد بدون قسم از او قبول مىشود يا نه در اين تأمل است.
هفتم- حضور دو مرد عادل:
٤٩- شرط است در صحت طلاق، طلاق در حضور دو شاهد مرد عادل انجام شود كه انشاء طلاق را بشنوند، چه طلاق دهنده به آن دو بگويد شاهد باشيد و چه نگويد و معتبر است اجتماع دو شاهد هنگام انشاء طلاق، پس هرگاه يكى از آن دو عادل در يك مجلس شاهد باشد و طلاق را بشنود و بعد طلاق را مكرر كنند و آن ديگرى در مجلس ديگر شاهد و طلاق را تنها بشنود طلاق واقع نمىشود.
٥٠- هرگاه زوج اقرار كند زوجهاش را طلاق داده است، لازم نيست دو شاهد با هم در يك مجلس بشنوند، نه در تحمل شهادت و نه در اداء شهادت.
٥١- شهادت زنان در طلاق اعتبار ندارد و همچنين شنيدن آنها نه منفرداً و نه منضم با مردان.
٥٢- اگر وكيل زوج از طرف او زوجهاش را طلاق بدهد در محضر خود و يك شاهد عادل- يعنى خود را يك شاهد عادل حساب كند- طلاق واقع نمىشود و همچنين