فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٢٥ - تذكر
١٠٤- اگر پدر، يا جدّ پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرند، پسر بايد بعد از بالغ شدن خرج آن زن را بدهد.
١٠٥- اگر شخصى پسر نابالغ خود را زن دهد چنانچه آن پسر مال داشته باشد مهر بر ذمّه خود اوست و الّا بر دوش پدرش مىباشد و چنانچه پدر فوت كند، بايد مهريه آن زن را از اصل تركه او اخراج نمايند چه شوهر زن بالغ شده و ثروتمند باشد يا نه؛ بلى، اگر پدر ذمّه خود را تبرئه و ضمان عهده را در ضمن عقد از خود برطرف كرده باشد ذمّهاش از مهر برىء مىباشد.
١٠٦- صحيح نيست كه ولىّ در حال احرام خود يا احرام مولىعليه، او را براى كسى تزويج كند نه با مباشرت خود و نه با توكيل؛ بلى، اگر شخص در حال احرام ديگرى را وكيل كند كه بعد از احلال او را براى كسى تزويج نمايد، اشكال ندارد.
١٠٧- كسى كه قبل از بلوغ ديوانه بوده و بعد از بلوغ هم ديوانه مانده در حكم كودك است؛ ولى كسى كه پس از بلوغ و رشد ديوانه شده، بنابر اقوى ولايت او با حاكم شرع است نه با پدر و جدّ پدرى و وصىّ آنها؛ هرچند سزاوار است كه احتياط به توافق حاكم با آنها ترك نشود.
١٠٨- پدر و جدّ پدرى بر پسر بالغ و رشيد و بر دختر ثيّبه بالغ و رشيد ولايت ندارند.
١٠٩- دخترى كه بكارتش به غير وطى زايل شده در حكم بكر است و اگر به زنا يا وطى به شبهه زايل شده ملحق به بكر نيست و در حكم ثيّبه مىباشد و همچنين اگر شوهر كند و پيش از آنكه شوهر با او مجامعت كند، شوهر بميرد يا طلاقش دهد در خصوص اجازه ملحق به بكر نمىباشد.
١١٠- ولايت جدّ بر نوههاى پسرى مشروط به غائب بودن و يا مرگ پدر آنها نيست، بلكه جدّ با حضور و زنده بودن پدر آنها هم بر آنان ولايت دارد.
١١١- اگر ولىّ صغيرين آنها را به يكديگر تزويج كنند عقد بر آنها لازم مىشود و بعد از بلوغ نمىتوانند عقد را بهم بزنند، البتّه صحت و نفوذ عقد پدر و جدّ براى فرزند نابالغ مشروط به اين است كه آن ازدواج براى فرزند مفسده نداشته باشد و الّا عقد فضولى