فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٣٦ - يكى از و الدين با يك خنثاى مشكل
بطلان به صحّت عقد لطمهاى وارد نمىكند، خواه طرفين يا يكى از آنها به غير مقدور بودن شرط عالم باشند يا جاهل.
ب- شرطى كه در آن نفع و فائده عقلائى نباشد:
١٥١- شرطى كه فائده عقلائى نداشته باشد، مانند اين است كه زن بر شوهر شرط كند كه پس از عقد از شرق آسيا تا غرب اروپا بوسيله شتر مسافرت كند و يا اينكه در ضمن عقد شرط شود كه مشروطٌعليه به مدّت يكسال روزى يك دلو آب از چاه بكشد و مجدّداً آن را در همان چاه خالى كند، چنين شرطى كه متضمن نفع و فائده عقلائى نيست باطل است، امّا موجب بطلان عقد نخواهد شد.
ج- شرطى كه نامشروع باشد:
١٥٢- شرط نامشروع مانند اين است كه زن ضمن عقد بر شوهر شرط كند كه او حق ندارد با زوجه قبلى خود حُسن معاشرت داشته باشد و با او نزديكى كند، زيرا زن و شوهر مكلّف به حسن معاشرت با يكديگرند و نزديكى با زوجه از حقوق زن و از تكاليف قانونى شوهر است كه از نكاح به وجود مىآيد و شوهر ملزم به انجام آن مىباشد و تكليف از طرف مكلّف قابل اسقاط نيست و يا اينكه زن بر شوهر شرط كند كه هرگاه مهر را تا تاريخ معيّن نپردازد زن بتواند نكاح را فسخ نمايد و يا نكاح فسخ شود يا باطل باشد، زيرا انحلال نكاح بوسيله طلاق بعمل مىآيد و فسخ آن فقط در موارد خيارات عيب و تدليس و شرط و صفت است.
نوع دوم- شروط باطل مبطل عقد:
١٥٣- شروطى كه باطل مىباشند ومبطل عقد نيز هستند يعنى فساد آنها در عقد تاثير مىنمايد و آن را نيز باطل مىكند عبارتند از: ١- شرط خلاف مقتضاى عقد، ٢- شرط مجهولى كه جهل به آن موجب جهل به عوضين شود.
الف- شرط خلاف مقتضاى عقد:
١٥٤- مقتضاى هر عقد ترتب نتيجه و اثر مستقيم آن است، مثلًا مقتضاى عقد بيع اين است كه به محض وقوع عقد، مشترى مالك مبيع و بايع مالك ثمن شود، حال اگر در