فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٧٩ - دو پسر از يك دختر با دو پسر از دختر ديگر
٣٤٥- ظاهراً رضاى باطنى عمه يا خاله به تزويج دختر برادر يا دختر خواهر با همسرش كفايت نمىكند، بلكه انشاء اذن قولًا يا فعلًا لازم است.
٣٤٦- اگر عمه يا خاله بعد از آنكه اذن دادند از اذن خود برگردند و شوهر پيش از آنكه از رجوع آنان خبردار شود با برادرزاده يا خواهرزاده آنان تزويج كند عقد باطل است.
٣٤٧- اگر عمه يا خاله بعد از عقد دختر برادر يا دختر خواهر از اذن خود برگردند مبطل عقد نيست.
٣٤٨- ظاهر آن است كه اذن عمه يا خاله كافى باشد، هرچند زوج آنها را فريب داده باشد، مثلًا آنها را وعده داده باشد كه چيزى به آنها بدهد اگرچه زوج وقت عقد بناى وفا به وعده نداشته باشد؛ بلى، اگر اذن آنها مقيد به وفا باشد و وفا نكند كشف مىكند كه اذن و عقد باطل است، هرچند وقت عقد بنا داشته به وعده وفا كند.
٣٤٩- ظاهراً اعتبار اذن عمه و خاله در صحت تزويج برادرزاده و خواهرزاده از باب حكم شرعى نيست، بلكه از باب حق است و به اسقاط آنها ساقط مىشود.
٣٥٠- اگر زوج در ضمن عقد، با همسرش اجازه ازدواج با دختر خواهر يا دختر برادر او را شرط كند، چنانچه همسرش بعداً به شرط خود وفا نكند و از روى عصيان اجازه ندهد، زوج نمىتواند بدون اذن جديد همسرش با دختر خواهر يا دختر برادر او ازدواج كند و نمىتواند همسرش را مجبور نمايد كه به او اذن بدهد، بلكه اگر زوج در ضمن عقد همسرش حقّ ازدواج با دختر برادر يا دختر خواهر همسرش را با او شرط نمايد و همسرش بعد از عقد خود اظهار كراهت نمايد، شوهر نمىتواند با آنها ازدواج نمايد.
٣٥١- اگر كسى برادرزاده همسرش را بدون اذن او عقد كند و شك كند كه عقد عمه مقدم بوده يا عقد برادرزاده، هر دو محكوم به صحت است و همچنين است اگر شك كند كه دو عقد را با هم انجام داده يا جدا جدا بنابر آنكه متقارنين را بدون اذن عمه باطل ندانيم.
٣٥٢- اگر عمه يا خاله ادعاء كند كه به ازدواج برادرزاده يا خواهرزاده خود با شوهرشان اذن ندادهاند و شوهر ادعاء كند كه اذن دادهاند، قولِ عمه و خاله مقدم است