فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٦٧ - يك پسر و يك دختر از دختر
هفتم- حرمتهاى ناشى از عقد زنى كه در عدّه ديگرى است:
٢٨٩- اگر كسى زنى را كه در عده ديگرى است- چه زن دائمى يا موقت و چه عده، عده طلاق بائن يا رجعى يا وفات يا وطى به شبهه باشد- براى خود عقد كند، چنانچه مرد و زن يا يكى از آنان بدانند كه عده زن تمام نشده و بدانند عقد كردن زنى كه در عدّه ديگرى است حرام مىباشد، عقد آنان باطل و آن زن براى هميشه به آن مرد حرام مىشود، هرچند مرد بعد از عقد با آن زن نزديكى نكرده باشد.
ولى اگر هيچكدام نمىدانستند زن در عدّه است و نمىدانستند عقد كردن زنى كه در عدّه است حرام مىباشد، در صورتى كه مرد با آن زن نزديكى كرده باشد، آن زن بر او حرام مىشود، لكن بچّهاى كه از آنان به دنيا آيد ولد شبهه و حلالزاده است و شرعاً فرزند آن زن و شوهر مىباشد و اگر نزديكى نكرده باشد فقط عقد باطل است و زن بر او حرام نمىباشد و پس از انقضاء عدّه مىتواند آن زن را براى خود عقد نمايد.
و در فرضى كه تنها زن مىدانسته كه در عدّه است و نيز مىدانسته كه عقد در عدّه حرام است و مرد نمىدانسته، بچّه نسبت به مرد ولد شبهه و شرعاً ملحق به پدر است و بين او و مادر توارث نمىباشد و از اين بيان حكم صورتى كه تنها مرد مىدانسته يعنى عكس فرض قبل دانسته مىشود و در هر دو صورت عقد آنان باطل است و به يكديگر حرام ابدى مىباشند.
٢٩٠- در فقره بالا گفته شد كه اگر كسى با جهل، زنى را كه در عده است براى خود عقد كند، حرام ابدى بر او نمىشود، مگر در صورتى كه با او نزديكى كند، در اين حكم فرقى نيست بين اينكه نزديكى در عدّه واقع شود يا بعد از گذشتن عدّه، در قُبل باشد يا در دُبر.
٢٩١- زنى را كه طلاق دادهاند و نيز زنى كه عقد موقت بوده و شوهرش مدت او را بخشيده يا مدّتش تمام شده، چنانچه بعد از مدّتى شوهر كنند و بعد شك كنند كه موقع عقد شوهر دوم، عده شوهر اوّل تمام شده بوده يا نه، و يقين نداشته باشند كه هنگام عقد